- تاریخ ثبتنام
- 10/7/21
- ارسالیها
- 2,622
- پسندها
- 27,515
- امتیازها
- 53,373
- مدالها
- 32
- سن
- 23
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
نکته: این داستان به علت طولانی بودن، در چند پست ارسال میشود.
قصهای طولانی از enigmaescaperoom: روایت هایى که در این بخش مى خوانید، گزارش هاى ادعایى خوانندگان مجله ى «فورتین تایمز» (نشریه ى معروف ویژه ى موضوعات پارانرمال) است و طبیعتا درستى ادعاهاى آنها اثبات نشده است. ویکتوریا رایس-هیپس (Victoria Heaps-Rice – (ناتینگهام شایر، انگلستان 1379/2000 – 21/1991 مه 11 روز صبح 2:14 ساعت اردیبهشت 1370من با اتومبیل درحال بازگشت از خانه ى یک دوست بودم. احساس خستگى نداشتم چون تا یک ساعت پیش از آن، خوابیده بودم. از مسیر مشخص و همیشگى یعنى از «خیابان بلایث» (Road Blyth (به سوى منزل مى راندم. هزاران بار از این مسیر گذشته بودم. از آن خیابان که توسط چراغ هایى روشن شده بود،...
قصهای طولانی از enigmaescaperoom: روایت هایى که در این بخش مى خوانید، گزارش هاى ادعایى خوانندگان مجله ى «فورتین تایمز» (نشریه ى معروف ویژه ى موضوعات پارانرمال) است و طبیعتا درستى ادعاهاى آنها اثبات نشده است. ویکتوریا رایس-هیپس (Victoria Heaps-Rice – (ناتینگهام شایر، انگلستان 1379/2000 – 21/1991 مه 11 روز صبح 2:14 ساعت اردیبهشت 1370من با اتومبیل درحال بازگشت از خانه ى یک دوست بودم. احساس خستگى نداشتم چون تا یک ساعت پیش از آن، خوابیده بودم. از مسیر مشخص و همیشگى یعنى از «خیابان بلایث» (Road Blyth (به سوى منزل مى راندم. هزاران بار از این مسیر گذشته بودم. از آن خیابان که توسط چراغ هایى روشن شده بود،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش