- تاریخ ثبتنام
- 30/7/21
- ارسالیها
- 232
- پسندها
- 1,598
- امتیازها
- 9,913
- مدالها
- 9
- نویسنده موضوع
- #31
خیره به دیواره روبهرو که انگار واسه او بیشتر از یک دیوار است؛ گویی کلماتی قابل لمس روی آن باشد فکر میکند. به اینکه؛ شاید زندگی یک لحظه احساس است که در هنگام وقوع ایست قلبی، اتفاق میافتد و به آن شوک دهی تا زنده شود! بعدش تو باید انتخاب کنی که آن حس را تمام کنی یا احیا کنی عبور احساسات از سر تا پا؛ از پا تا سر! تمام کردنش یا نکردنش؛ روح بدن را و بدن روح را نگاه میکند آیا قوتش را دارد؟ هر دفعه قلبش میان آن لحظه در احساس مچاله میشود و به او اسرار میکند. قلبش؛ فرمان بقا را میدهد روحش؛ سرکش است و او را باز سر پا نگه میدارد.
همونطور که مغز، برای ماهیت و ادراک به شعور خود نیاز دارد و کاغد بدون جوهر ماهیت ندارد. او هم کمی باید روحش را لمس کند به او ماهیت بدهد و بذارد که روحش...
همونطور که مغز، برای ماهیت و ادراک به شعور خود نیاز دارد و کاغد بدون جوهر ماهیت ندارد. او هم کمی باید روحش را لمس کند به او ماهیت بدهد و بذارد که روحش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش