حکایت حکایت | سنگ قبر حکیم

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sydney
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 3
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,383
پسندها
5,654
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
مرد بسیار ثروتمندی که از حکیمی دل خوشی نداشت با خدمتکارانش در بازار با حکیم و تعدادی از شاگردانش روبه‌رو شد. مرد ثروتمند با حالتی پر از غرور و تکبر به حکیم گفت: «تصمیم گرفته‌ام پول خودم را هدر دهم و برایت سنگ قبری گران‌قیمت تهیه کنم. بگو جنس این سنگ از چه باشد و روی آن چه بنویسم تا هر کس بالای آن قبر بایستد و برای تو آرامش طلب کند، شاد شود و خنده‌اش بگیرد.»
حکیم خنده‌ای کرد و پاسخ داد: «اگر خودت هم بالای سنگ قبر می‌ایستی سنگ قبر مرا از جنس آیینه انتخاب کن و روی آن هیچ چیز ننویس. بگذار مردمی که بالای آن می‌ایستند تصویر خودشان را ببینند و اگر هم آمرزشی طلب می‌کنند نصیب خودشان شود.»
مرد ثروتمند که حسابی جا خورده بود، برای اینکه جلوی اطرافیانش کم نیاورد با تمسخر گفت: «اما همه که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا