داستان کوتاه داستان کوتاه | گنج و سنگ

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sydney
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 4
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,395
پسندها
5,696
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
مردی روستایی شبی در خواب دید که زیر درخت کهنسالی در باغ کوچک خود، گنجی بزرگ دفن شده است. وقتی بیدار شد، به خوابش خندید؛ اما حسی عمیق در دلش او را وادار کرد که آن را جدی بگیرد. صبح زود با وسایل اندکی که داشت، به زیر درخت رفت و شروع به کندن کرد. روزهای زیادی با زحمت فراوان زمین را کند، اما هیچ گنجی نیافت. با این حال، تسلیم نشد و به تلاش خود ادامه داد.
پس از چند هفته، به سنگی بزرگ رسید. وقتی سنگ را برداشت، متوجه شد که خاک زیر آن مرطوب است. این رطوبت سبب شد که درختان میوه در اطراف، بیشتر و بهتر رشد کنند. محصولات باغش به حدی رسید که دیگر نیازی به جستجو برای گنج نداشت؛ چرا که گنج واقعی او همان زمینی بود که با تلاش و پشتکار آباد کرده بود.
مرد روستایی دریافت که گنج واقعی، نه در زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا