نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

▄▀▄ تفسیر قرآن ▄▀▄

  • نویسنده موضوع Eli.D :)
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 117
  • بازدیدها 4,069
  • Tagged users هیچ

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
«بسم الله الرحمن الرحیم»
سلام
هممون میدونم که تفاسیر زیادی برای قرآن صورت گرفته.
ما هم قراره اینجا تفسیر آیه به آیه قرآن رو قرار بدیم.
اگه خدا بخواد و عمر یاری کنه ، هر وقت بتونم تفسیر یک آیه رو می زارم.
یا حق.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد1 . آيه 1
آيه
tab.gif

بِسْمِ اللَّه الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ‏

**********************
ترجمه
tab.gif

به نام خداوند بخشنده‏ى مهربان‏
*********************
نکته ها
tab.gif

در میان اقوام و ملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى از بزرگان خویش كه مورد احترام و علاقه‏ى آنهاست، شروع مى‏كنند تا آن كار میمون و مبارك گردد و به انجام رسد. البتّه آنان بر اساس اعتقادات صحیح یا فاسد خویش عمل مى‏كنند. گاهى به نام بت‏ها وطاغوت‏ها وگاهى با نام خدا و به دست اولیاى خدا، كار را شروع مى‏كنند. چنانكه در جنگ خندق، اوّلین كلنگ را رسول خداصلى الله علیه وآله بر زمین زد.(7)
«بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» سر آغاز كتاب الهى است. «بسم‏اللَّه» نه تنها در ابتداى قرآن، بلكه در آغاز تمام كتاب‏هاى آسمانى بوده است. در سر لوحه‏ى كار و عمل همه‏ى انبیا «بسم‏اللَّه» قرار داشت. وقتى كشتى حضرت نوح در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح علیه السلام به یاران خود گفت: سوار شوید كه «بسم‏اللَّه مجراها و مرساها»(8) یعنى حركت و توقّف این كشتى با نام خداست. حضرت سلیمان‏علیه السلام نیز وقتى ملكه سبا را به ایمان فراخواند، دعوتنامه خود را با جمله‏ى «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم»(9) آغاز نمود.
حضرت على علیه السلام فرمود: «بسم‏اللَّه»، مایه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى است. همچنین آن حضرت به شخصى كه جمله‏ى «بسم‏اللَّه» را مى‏نوشت، فرمود: «جَوِّدها» آنرا نیكو بنویس.(10)
بر زبان آوردن «بسم‏اللَّه» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ در خوردن و خوابیدن ونوشتن، سوارشدن بر مركب ومسافرت وبسیارى كارهاى دیگر. حتّى اگر حیوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است و این رمز آن است كه خوراك انسان‏هاى هدف‏دار و موحّد نیز باید جهت الهى داشته باشد.
در حدیث مى‏خوانیم: «بسم‏اللَّه» را فراموش نكن، حتّى در نوشتن یك بیت شعر. و روایاتى در پاداش كسى كه اوّلین بار «بسم‏اللَّه» را به كودك یاد بدهد، وارد شده است.(11)
سؤال: چرا در شروع هر كارى «بسم‏اللَّه» سفارش شده است؟
پاسخ: «بسم‏اللَّه» آرم ونشانه‏ى مسلمانى است وباید همه كارهاى او رنگ الهى داشته باشد. همان گونه كه محصولات و كالاهاى ساخت یك كارخانه، آرم و علامت آن كارخانه را دارد؛ خواه به صورت جزیى باشد یا كلّى. مثلاً یك كارخانه چینى سازى، علامت خود را روى تمام ظروف مى‏زند، خواه ظرف‏هاى بزرگ باشد یا ظرف‏هاى كوچك. یا اینكه پرچم هر كشورى هم بر فراز ادارات و مدارس و پادگان‏هاى آن كشور است و هم بر فراز كشتى‏هاى آن كشور در دریاها، و هم بر روى میز ادارى كارمندان.
سؤال: آیا «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» آیه‏اى مستقل است؟
پاسخ: به اعتقاد اهل‏بیت رسول اللّه‏علیهم السلام كه صد سال سابقه بر سایر رهبران فقهى مذاهب دارند و در راه خدا به شهادت رسیده و در قرآن نیز عصمت و پاكى آنها به صراحت بیان شده است، آیه «بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحیم» آیه‏اى مستقل و جزء قرآن است. فخر رازى در تفسیر خویش شانزده دلیل آورده كه «بسم‏اللَّه» جزء سوره است. آلوسى نیز همین اعتقاد را دارد. در مسند احمد نیز «بسم‏اللَّه» جزء سوره شمرده شده است.(12) برخى از افراد كه بسم‏اللَّه را جزء سوره ندانسته و یا در نماز آن را ترك كرده‏اند، مورد اعتراض واقع شده‏اند. در مستدرك حاكم آمده است: روزى معاویه در نماز «بسم‏اللَّه» نگفت، مردم به او اعتراض كردند كه «أسرقت أم نَیستَ»، آیه را دزدیدى یا فراموش كردى؟!(13)
امامان معصوم‏علیهم السلام اصرار داشتند كه در نماز، بسم‏اللَّه را بلند بگویند. امام باقرعلیه السلام در مورد كسانى كه «بسم‏اللَّه» را در نماز نمى‏خواندند و یا جزء سوره نمى‏شمردند، مى‏فرمود: «سَرقوا اكرم آیة»(14) بهترین آیه قرآن را به سرقت بردند. در سنن بیهقى در ضمن حدیثى آمده است: چرا بعضى «بسم‏اللَّه» را جزء سوره قرار نداده‏اند!(15)
شهید مطهّرى‏قدس سره در تفسیر سوره حمد، ابن عباس، عاصم، كسایى، ابن‏عمر، ابن‏زبیر، عطاء، ابن‏طاووس، فخررازى وسیوطى را از جمله كسانى معرّفى مى‏كند كه بسم اللَّه را جزء سوره مى‏دانستند.
در تفسیر قرطبى از امام صادق‏علیه السلام نقل شده است: «بسم‏اللَّه» تاج سوره‏هاست. تنها در آغاز سوره برائت (سوره توبه) «بسم‏اللَّه» نیامده و این به فرموده حضرت على علیه السلام به خاطر آن است كه «بسم‏اللَّه» كلمه امان و رحمت است، واعلام برائت از كفّار و مشركان، با اظهار محبّت ورحمت سازگار نیست.(16)
سیماى «بسم اللّه»
1. «بسم‏اللَّه» نشانگر رنگ وصبغه‏ى الهى وبیانگر جهت‏گیرى توحیدى ماست.(17)
2. «بسم‏اللَّه» رمز توحید است وذكر نام دیگران به جاى آن رمز كفر، و قرین كردن نام خدا بانام دیگران، نشانه‏ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام دیگرى را ببریم ونه به جاى نام او.(18)
3. «بسم‏اللَّه» رمز بقا ودوام است. زیرا هرچه رنگ خدایى نداشته باشد، فانى است.(19)
4. «بسم‏اللَّه» رمز عشق به خدا وتوكّل به اوست. به كسى‏كه رحمان و رحیم است عشق مى‏ورزیم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى‏كنیم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.
5. «بسم‏اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است.
6. «بسم‏اللَّه» گام اوّل در مسیر بندگى و عبودیّت است.
7. «بسم‏اللَّه» مایه فرار شیطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شیطان در او مؤثّر نمى‏افتد.
8. «بسم‏اللَّه» عامل قداست یافتن كارها و بیمه كردن آنهاست.
9. «بسم‏اللَّه» ذكر خداست، یعنى خدایا! من تو را فراموش نكرده‏ام.
10. «بسم‏اللَّه» بیانگر انگیزه ماست، یعنى خدایا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت‏ها ونه جلوه‏ها و نه هــ ـو*س‏ها.
11. امام رضاعلیه السلام فرمود: «بسم‏اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك‏تر است.(20)
______________________________________________________________________________________________________
7) بحار، ج‏20 ص 218.
8) هود، 41.
9) نمل، 30.
10) كنزالعمّال، ح 29558.
11) تفسیربرهان، ج‏1، ص‏43.
12) مسند احمد، ج‏3، ص 177 و ج‏4، ص 85.
13) مستدرك، ج‏3، ص‏233.
14) بحار، ج 85، ص 20.
15) سنن بیهقى، ج‏2، ص‏50.
16) تفسیر مجمع‏البیان و فخررازى.
17) امام رضاعلیه السلام مى‏فرماید: بسم‏اللَّه یعنى نشان بندگى خدا را بر خود مى‏نهم. تفسیر نورالثقلین.
18) نه فقط ذات او، بلكه نام او نیز از هر شریكى منزّه است؛ «سبّح اسم ربّك الاعلى» حتّى شروع كردن كار به نام خدا و محمدصلى الله علیه وآله ممنوع است. اثبات‏الهداة، ج‏7، ص‏482.
19) كلّ شى‏ء هالك الاّ وجهه» قصص، 88.
20) تفسیر راهنما.
***********************
پيام ها
tab.gif

1- «بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم» در آغاز سوره، رمز آن است كه مطالب سوره، از مبدأ حقّ و مظهر رحمت نازل شده است.
2- «بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم» در آغاز كتاب آسمانى، یعنى هدایت تنها با استعانت از او محقّق مى‏شود.(21)
3- «بسم‏اللَّه» كلامى كه سخن خداوند با مردم و سخن مردم با خدا، با آن شروع مى‏شود.
4- رحمت الهى همچون ذات او ابدى و همیشگى است. «اللَّه الرّحمن الرّحیم»
5 - بیان رحمت الهى در قالب‏هاى گوناگون، نشانه‏ى اصرار بر رحمت است. (هم قالب «رحمن»، هم قالب «رحیم») «الرّحمن الرّحیم»
6- شاید آوردن كلمه رحمان و رحیم در آغاز كتاب، نشانه این باشد كه قرآن جلوه‏اى از رحمت الهى است، همان گونه كه اصل آفرینش و بعثت جلوه لطف ورحمت اوست. «الرّحمن الرّحیم»
______________________________________________________________________________
21) شاید معناى اینكه مى‏گویند: تمام قرآن در سوره حمد، و تمام سوره حمد در بسم‏اللَّه، و تمام بسم‏اللَّه در حرف (باء) خلاصه مى‏شود، این باشد كه آفرینش هستى و هدایت آن، همه با استمداد از اوست. چنانكه رسالت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله نیز با نام او آغاز گردید. «اقرأ باسم ربّك»
***************************
توضيحات
tab.gif

سیماى سوره حمد
سوره‏ى حمد كه نام دیگرش «فاتحة الكتاب» است، هفت آیه دارد(1) وتنها سوره‏اى است كه بر هر مسلمانى واجب است روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند و در صورت ترك عمدى نماز او باطل است. «لاصلاة الاّ بفاتحة الكتاب»(2)
بنا به روایت جابربن عبداللّه انصارى از رسول اكرم صلى الله علیه وآله: این سوره بهترین سوره‏هاى قرآن است. و به نقل ابن عباس؛ سوره‏ى حمد اساس قرآن است. در حدیث نیز آمده است: اگر هفتاد مرتبه این سوره را بر مرده خواندید و زنده شد، تعجّب نكنید.(3)
از نامگذارى این سوره به «فاتحة الكتاب» توسط پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله،(4) معلوم مى‏شود كه تمام آیات قرآن در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله جمع آورى شده و به صورت كتاب در آمده است و به امر ایشان این سوره در آغاز و شروع كتاب (قرآن) قرار گرفته است.
همچنین در حدیث ثقلین مى‏خوانیم كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «انّى تارك فیكم الثقلَین كتاب اللَّه و عترتى»(5) من دو چیز گرانبها در میان شما مى‏گذارم، كتاب خدا و خاندانم. از این حدیث نیز معلوم مى‏شود كه آیات الهى در زمان پیامبرصلى الله علیه وآله به صورت «كتاب اللّه» جمع آورى شده و به همین نام در میان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.
آیات سوره‏ى مباركه فاتحه، اشاراتى در باره‏ى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامه‏ى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه واز گمراهان و غضب‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است.
سوره‏ى حمد - همانند خود قرآن - مایه‏ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارى‏هاى روحى.(6)
درسهاى تربیتى سوره‏ى حمد
قبل از تفسسیر سوره حمد سیمایى از درسهاى این سوره را ترسیم نموده و در صفحات بعد به شرح آن مى‏پردازیم؛
1- انسان در تلاوت سوره‏ى حمد با «بسم‏اللَّه» از غیر خدا قطع امید مى‏كند.
2- با «ربّ العالمین» و «مالك یوم الدین» احساس مى‏كند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مى‏گذارد.
3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مى‏كند.
4- با «الرّحمن الرّحیم» خود را در سایه لطف او مى‏داند.
5 - با «مالك یوم الدین» غفلتش از آینده زدوده مى‏شود.
6- با گفتن «ایّاك نعبد» ریا و شهرت طلبى را زایل مى‏كند.
7- با «ایّاك نستعین» از ابرقدرت‏ها نمى‏هراسد.
8 - از «انعمت» مى‏فهمد كه نعمت‏ها به دست اوست.
9- با «اهدنا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مى‏كند.
10- در «صراط الّذین انعمت علیهم» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏كند.
11- با «غیر المغضوب علیهم» و «لا الضّالّین» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى‏دارد.
________________________________________________________________________________________________
1) عدد هفت، عدد آسمان‏ها، ایّام هفته، طواف، سعى بین صفا ومروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز مى‏باشد.
2) مستدرك، ج‏4، ح‏4365.
3) بحار، ج 92، ص 257.
4) عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏27.
5) بحار، ج 2، ص 100.
6) علاّمه امینى‏قدس سره در تفسیر فاتحة الكتاب، روایات زیادى را در این زمینه نقل نموده است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه 2

آيه
tab.gif

الْحَمْدُ ِللَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ‏

***********************


ترجمه
tab.gif

سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانیان است.

***********************
نکته ها
tab.gif

«ربّ» به كسى گفته مى‏شود كه هم مالك وصاحب چیزى است و هم در رشد و پرورش آن نقش دارد.
خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسیرى كه خداوند معیّن كرده، هدایت مى‏شود.
علاوه بر سوره حمد، چهار سوره‏ى انعام، كهف، سبأ وفاطر نیز با جمله «الحمدللّه» آغاز گردیده، ولى فقط در سوره حمد بعد از آن «ربّ العالمین» آمده است.
مفهوم حمد، تركیبى از مفهوم مدح و شكر است. انسان در برابر جمال و كمال و زیبایى، زبان به ستایش و در برابر نعمت و خدمت واحسان دیگران، زبان به تشكّر مى‏گشاید. خداوند متعال به خاطر كمال و جمالش، شایسته‏ى ستایش وبه خاطر احسان‏ها و نعمت‏هایش، لایق شكرگزارى است.
«الحمدللّه»، بهترین نوع تشكّر از خداوند است. هر كس در هرجا، با هر زبانى، هرگونه ستایشى از هر كمال و زیبایى دارد، در حقیقت سرچشمه‏ى آن را ستایش مى‏كند. البتّه حمد خداوند منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنكه به امر خداوند و در خط و مسیر او باشد.
خداوند، پروردگار همه‏ى آفریده‏هاست. «و هو ربّ كلّ شى‏ء»(22) آنچه در آسمان‏ها و زمین و میان آنهاست، پروردگارشان اوست. «ربّ السّموات والارض و مابینهما»(23) حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «من الجمادات والحیوانات»؛ او پروردگار جاندار و بى‏جان است. «له الخلق والامر تبارك‏اللّه ربّ العالمین» هم آفرینش از اوست و هم اداره‏ى آن، و او مربى و پرورش دهنده‏ى همه است.(24)
مراد از «عالَمین» یا فقط انسان‏ها هستند، مانند آیه 70 سوره حجر كه قوم لوط به حضرت لوط گفتند: «أوَ لم ننهك عن العالمین» آیا ما تو را از ملاقات با مردم نهى نكردیم؟ و یا مراد همه‏ى عوالم هستى است. «عالَم» به معناى مخلوقات و «عالَمین» به معناى تمام مخلوقات نیز استعمال شده است. از این آیه فهمیده مى‏شود كه تمام هستى یك پروردگار دارد و آنچه در جاهلیت و در میان بعضى از ملّت‏ها اعتقاد داشتند كه براى هر نوع از پدیده‏ها خدایى است و آن را مدبّر و ربّ النّوع آن مى‏پنداشتند، باطل است.
___________________________________________________________
22) انعام، 164.
23) شعراء، 24.
24) تفسیر نورالثقلین.

*****************************

پيام ها
tab.gif


1- همه ستایش‏ها براى اوست. «الحمدللَّه»(25)
2- خداوند در تربیت و رشد هستى اجبارى ندارد. زیرا حمد براى كارهاى غیر اجبارى است. «الحمدللَّه»
3- همه هستى زیباست و تدبیر همه هستى نیكوست. زیرا حمد براى زیبایى و نیكویى است. «الحمدللَّه»
4- دلیل ستایش ما، پروردگارى اوست. «الحمدللَّه ربّ العالمین»
5 - رابطه‏ى خداوند با مخلوقات، رابطه‏ى دائمى و تنگاتنگ است. «ربّ العالمین» (نقاش و بنّا هنر خود را عرضه مى‏كند و مى‏رود، ولى مربّى باید هر لحظه نظارت داشته باشد.)
6- همه‏ى هستى، تحت تربیت خداوند یكتاست. «ربّ العالمین»
7- امكان رشد و تربیت، در همه‏ى موجودات وجود دارد. «ربّ العالمین»
8 - خداوند هم انسان‏ها را با راهنمایى انبیا تربیت مى‏كند، (تربیت تشریعى) و هم جمادات ونباتات وحیوانات را رشد وپرورش مى‏دهد. (تربیت تكوینى) «ربّ العالمین»
9- مؤمنان در آغاز كتاب (قرآن) با نیایش به درگاه خداوند متعال، «الحمدللّه ربّ العالمین» مى‏گویند و در پایان كار در بهشت نیز، همان شعار را مى‏دهند كه «آخر دعواهم أن الحمدللّه ربّ العالمین»(26)
________________________________________________________________
25) الف ولام در «الحمد» به معناى تمام حمد و جنس ستایش است.
26) یونس، 10.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه3


آيه
tab.gif

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

****************************

ترجمه
tab.gif

(خدایى كه) بخشنده و مهربان است.

****************************


نکته ها
tab.gif

خداوند رحمت را برخود واجب كرده است، «كتب ربّكم على نفسه الرّحمة»(27) و رحمت او بر همه چیز سایه گسترده است. «و رحمتى وسعت كلّ شى‏ء»(28)
همچنین پیامبر و كتاب او مایه رحمتند، «رحمةً للعالمین»(29) آفرینش وپرورش او براساس رحمت است و اگر عقوبت نیز مى‏دهد از روى لطف است.
بخشیدن گناهان و قبول توبه‏ى بندگان و عیب‏پوشى از آنان و دادن فرصت براى جبران اشتباهات، همه مظاهر رحمت و مهربانى اوست.
________________________________________________________
27) انعام، 54.
28) اعراف، 156.
29) انبیاء، 107.

***************************


پيام ها
tab.gif

1- تدبیر وتربیت الهى، همراه محبّت و رحمت است. (در كنار كلمه «ربّ»، كلمه «رحمن» آمده است.) «ربّ العالمین الرحمن الرحیم»
2- همچنان كه تعلیم نیازمند رحم و مهربانى است، «الرّحمن علّم القرآن»(30) تربیت و تزكیه نیز باید بر اساس رحم و مهربانى باشد. «ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم»
3- رحمانیّت خداوند، دلیل بر ستایش اوست. «الحمدللَّه... الرّحمن الرّحیم»
__________________________________________
30) الرحمن، 1-2.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه4


آيه
tab.gif

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏

*****************************


ترجمه
tab.gif

(خدایى كه) مالك روز جزاست.

*****************************


نکته ها
tab.gif


مالكیّت خداوند، حقیقى است و شامل احاطه و سلطنت است، ولى مالكیّت‏هاى اعتبارى، از سلطه‏ى مالك خارج مى‏شود و تحت سلطه‏ى واقعى او نیست. «مالك یوم الدین»
با آنكه خداوند مالك حقیقى همه چیز در همه وقت است، ولى مالكیّت او در روز قیامت و معاد جلوه‏ى دیگرى دارد؛
* در آن روز تمام واسطه‏ها واسباب نسبت به كفار قطع مى‏شوند. «تقطّعت بهم الاسباب»(31)
* نسبت‏ها و خویشاوندى‏ها نسبت به كفار از بین مى‏رود. «فلا انساب بینهم»(32)
* براى كفار مال و ثروت و فرزندان، سودى ندارند. «لاینفع مال و لابنون»(33)
* بستگان و نزدیكان نیز فایده‏اى نمى‏رسانند. «لن تنفعكم ارحامكم»(34)
* نه زبان كفار، اجازه عذر تراشى دارد و نه فكر آنها، فرصت تدبیر. تنها راه چاره لطف خداوند است كه صاحب اختیار آن روز است.
لفظ «دین» در معانى گوناگون به كار رفته است:
الف: مجموعه‏ى قوانین آسمانى. «إنّ الدّین عنداللَّه الاسلام»(35)
ب: عمل و اطاعت. «للّه الدّین الخالص»(36)
ج: حساب و جزا. «مالك یوم الدّین»
«یوم الدّین» در قرآن به معناى روز قیامت است كه روز كیفر و پاداش مى‏باشد. «یسئلون ایّان یوم الدّین»(37) مى‏پرسند روز قیامت چه وقت است؟
قرآن در مقام معرّفى این روز، مى‏فرماید: «ثم ما ادراك ما یوم الدّین . یوم لا تملك نفس شیئاً و الامر یومئذ للّه»(38) (اى پیامبر!) نمى‏دانى روز دین چه روزى است؟ روزى كه هیچ كس براى كسى كارآیى ندارد وآن روز تنها حكم و فرمان با خداست.
«مالك یوم الدّین» نوعى انذار و هشدار است، ولى با قرار گرفتن در كنار آیه‏ى «الرّحمن الرّحیم» معلوم مى‏شود كه بشارت و انذار باید در كنار هم باشند. نظیر آیه شریفه دیگر كه مى‏فرماید: «نبّى‏ء عبادى انّى أنا الغفور الرّحیم . و أنّ عذابى هو العذاب الالیم»(39) به بندگانم خبر ده كه من بسیار مهربان و آمرزنده‏ام، ولى عذاب و مجازات من نیز دردناك است. همچنین در آیه دیگر خود را چنین معرّفى مى‏كند: «قابل التَّوب شدید العقاب»(40) خداوند پذیرنده‏ى توبه مردمان وعقوبت كننده‏ى شدید گناهكاران است.
در اوّلین سوره‏ى قرآن، مالكیتَ خداوند عنوان شده است، «مالكِ یوم الدّین» و در آخرین سوره، مَلِكیت او. «ملك النّاس»
_________________________________
31) بقره، 166.
32) مؤمنون، 101.
33) شعراء، 88.
34) ممتحنه، 3.
35) آل‏عمران، 19.
36) زمر، 3.
37) ذاریات، 12.
38) انفطار، 18 - 19.
39) حجر، 49 - 50.
40) غافر، 3.


***************************


پيام ها
tab.gif

1- خداوند متعال، از جهات مختلف قابل عبادت است و ما باید حمد و سپاس او را به جا آوریم. به خاطر كمال ذات و صفات او كه «اللّه» است، به خاطر احسان و تربیت او كه «ربّ العالمین» است و به خاطر امید و انتظار رحم و لطف او كه «الرّحمن الرّحیم» است و به خاطر قدرت و هیبت او كه «مالك یوم الدّین» است.
2- قیامت، پرتوى از ربوبیّت اوست. «ربّ العالمین... مالك یوم الدین»
3- قیامت، جلوه‏اى از رحمت خداوند است. «الرّحمن الرّحیم مالك یوم الدین»
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه5


آيه
tab.gif

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ


*********************************


ترجمه
(خدايا) تنها ترا مى پرستيم و تنها از تو يارى مى جوئيم.


*********************************


نكته ها
انسان بايد به حكم عقل، بندگى خداوند را بپذيرد. ما انسان ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و ربّ همه ى هستى است. اگر به مهر و محبّت نيازمنديم او رحمان و رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم، او صاحب اختيار و مالك آن روز است. پس چرا به سوى ديگران برويم؟! عقل حكم مى كند كه تنها بايد او را پرستيد و از او كمك خواست. نه بنده هوى و هــ ـو*س خود بود و نه بنده زر و زور ديگران.
در نماز، گويا شخص نمازگزار به نمايندگى از تمام خداپرستان مى گويد: خدايا نه فقط من كه همه ى ما بنده توايم، ونه تنها من كه همه ى ما محتاج و نيازمند لطف توايم.
خدايا! من كسى جز تو را ندارم ايّاك ولى تو غير مرا فراوان دارى و همه هستى عبد و بنده ى تو هستند. ان كلّ من فى السموات و الارض الاّ اتى الرّحمن عبد (40) در آسمان ها و زمين هيچ چيزى نيست مگر اين كه بنده و فرمان بردار تو هستند.
جمله نعبد هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگى برادر و در يك خط هستند.
مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا، ارتباط و سپس دعا. بنابراين اوّل سوره ى حمد ثناست، آيه ى ايّاك نعبد ارتباط و آيات بعد، دعا مى باشد.
چون گفتگو با محبوب واقعى شيرين است، لذا كلمه ايّاك تكرار شد.


*********************************


پيام ها :
1- ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه از او حاجت خواست. نعبد، نستعين
2- بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران. ايّاك
3- قوانين حاكم بر طبيعت محترم است، ولى اراده ى خداوند حاكم وقوانينِ طبيعى، محكوم هستند. (41) لذا فقط از او كمك مى خواهيم. ايّاك نستعين
4- گر چه عبادت از ماست، ولى در عبادت كردن نيز نيازمند كمك او هستيم. ايّاك نعبد و ايّاك نستعين (42)
5 - چون خداوند بيشترين لطف را بر ما كرده، ما بهترين تذلّل را به درگاهش مى بريم. الرّحمن الرّحيم ايّاك نعبد
6- ايّاك نعبد و ايّاك نستعين يعنى نه جبر است و نه تفويض. چون مى گوييم: نعبد پس داراى اختيار هستيم و نه مجبور. وچون مى گوييم: نستعين پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است.
7- عبادت، مقدمّه و وسيله ى استمداد است. ابتدا عبادت آمده آنگاه استمداد. ايّاك نعبد و ايّاك نستعين
8 - شناخت خداوند و صفات او، مقدمّه دست يابى به توحيد و يكتاپرستى است. ربّ العالمين، الرّحمن الرّحيم، مالك يوم الدّين، ايّاك نعبد
9- از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خودرا مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند. ايّاك نعبد...
10- توجّه به معاد، يكى از انگيزه هاى عبادت است. مالك يوم الدّين ايّاك نعبد
____________________________________________________

40-مريم، 93.
41-در نظام خلقت، از اسباب و وسايل بهره مند مى شويم، امّا مى دانيم كارآيى يا بى اثرى هر سبب و وسيله اى، بدست اوست. او سبب ساز است و سبب سوز.
42-و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا اللَّه اگر هدايت الهى نبود ما هدايت نمى يافتيم. اعراف، 43.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه6


آيه
اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ


**************************************


ترجمه
(خداوندا!) ما را به راه راست هدايت فرما.


**************************************


نكته ها
در قرآن مجيد دو نوع هدايت مطرح شده است:
الف: هدايت تكوينى، نظير هدايت زنبور عسل كه چگونه از شهد گلها بمكد و چگونه كندو بسازد. و يا هدايت و راهنمايى پرندگان در مهاجرت هاى زمستانى و تابستانى. آنجا كه قرآن مى فرمايد:ربّنا الّذى اعطى كلّ شى ء خلقه ثم هدى (43) بيانگر اين نوع از هدايت است.
ب: هدايت تشريعى كه همان فرستادن انبياى الهى و كتب آسمانى براى هدايت بشر است.
كلمه ى صراط (44) بيش از چهل مرتبه در قرآن آمده است. انتخاب راه و خط فكرى صحيح، نشانه ى شخصيت انسان است.
راههاى متعدّدى در برابر انسان قرار دارد كه او بايد يكى را انتخاب كند:
راه خواسته ها وهوس هاى خود.
راه انتظارات وهوس هاى مردم.
راه وسوسه هاى شيطان.
راه طاغوت ها.
راه نياكان و پيشينيان.
راه خدا و اولياى خدا.
انسان مؤمن، راه خداوند واولياى او را انتخاب مى كند كه بر ديگر راهها امتيازاتى دارد:
الف: راه الهى ثابت است، بر خلاف راه هاى طاغوت ها و هــ ـو*س هاى مردم و هــ ـو*س هاى شخصى كه هر روز تغيير مى كنند.
ب: يك راه بيشتر نيست، در حالى كه راه هاى ديگر متعدّد و پراكنده اند.
ج: در پيمودن آن، انسان به مسير و مقصد مطمئن است.
د: در پيمودن آن، شكست و باخت وجود ندارد.
راه مستقيم، راه خداست. انّ ربّى على صراطٍ مستقيم (45)
راه مستقيم، راه انبياست. انّك لَمِن المرسلين على صراطٍ مستقيم (46)
راه مستقيم، راه بندگى خداست. و أنِ اعبدونى هذا صراط مستقيم (47)
راه مستقيم، توكّل وتكيه بر خداست. مَن يعتصم باللّه فقدهُدىَ الى صراطمستقيم (48)
راه مستقيم، يكتاپرستى و تنها يارى خواستن از اوست. (49)
راه مستقيم، كتاب خداوند است. (50)
راه مستقيم، راه فطرت سالم است. (51)
انسان، هم در انتخاب راه مستقيم و هم در تداوم آن بايد از خدا كمك بگيرد. مانند لامپى كه روشنى خود را هر لحظه از نيروگاه مى گيرد.
در راه مستقيم بودن، تنها خواسته اى است كه هر مسلمان، در هر نماز از خداوند طلب مى كند، حتّى رسول اللَّه صلى الله عليه وآله و ائمّه اطهار عليهم السلام از خداوند ثابت ماندن در راه مستقيم را مى خواهند.
انسان بايد همواره، در هر نوع از كارهاى خويش، اعم از انتخاب شغل، دوست، رشته ى تحصيلى وهمسر، راه مستقيم را از خداوند بخواهد. زيرا چه بسا در عقايد، صحيح فكر كند، ولى در عمل دچار لغزش شود و يا بالعكس. پس هر لحظه، خواستن راه مستقيم از خدا، ضرورى است.
راه مستقيم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولياى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زيادشدن نورِ هدايت، دعا كنند. والّذين اهتدوا زادَهم هُدى (52)
راه مستقيم، همان راه ميانه و وسط است كه حضرت على عليه السلام مى فرمايد: اليمين و الشمال مضلّة و الطريق الوسطى هى الجادّة (53) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسء جاده ى هدايت است.
راه مستقيم يعنى ميانه روى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفريء چه در عقيده و چه در عمل. يكى در عقايد از راه خارج مى شود وديگرى در عمل و اخلاق. يكى همه كارها را به خدا نسبت مى دهد، گويا انسان هيچ نقشى در سرنوشت خويش ندارد. و ديگرى خود را همه كاره و فعّال مايشاء دانسته و دست خدا را بسته مى داند. يكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى كند و ديگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى پندارد. يكى زيارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى داند و ديگرى حتّى به درخت و ديوار، متوسل شده و ريسمان مى بندد. يكى اقتصاد را زير بنا مى داند و ديگرى، دنيا و امورات آن را ناديده مى انگارد.
در عمل نيز يكى غيرت نابجا دارد و ديگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مى فرستد. يكى بخل مى ورزد و ديگرى بى حساب سخاوت به خرج مى دهد. يكى از خلق جدا مى شود و ديگرى حقّ را فداى خلق مى كند.
اينگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسير مستقيم هدايت است. خداوند دين پا برجا واستوار خود را، راه مستقيم معرّفى مى كند. (54) در روايات آمده است كه امامان معصوم عليهم السلام مى فرمودند: راه مستقيم، ما هستيم. (55) يعنى نمونه ى عينى و عملى راه مستقيم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود درباره ى تمام مسائل زندگى از قبيل كار، تفريح، تحصيل، تغذيه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و ميانه روى سفارش كرده اند. (56) جالب آنكه ابليس در همين صراطِ مستقيم به كمين مى نشيند. (57)
در قرآن و روايات، نمونه هاى زيادى آمده كه در آنها به جنبه ى اعتدال، تأكيد و از افراط و تفريط نهى شده است. به موارد ذيل توجّه كنيد:
كلوا و اشربوا و لاتسرفو (58) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد.
لا تَجعل يدك مَغلولةً الى عُنقك و لاتبسُطها كلّ البَسط (59) در انفاق، نه دست بر گردن قفل كن - دست بسته باش - و نه چنان گشاده دستى كن كه خود محتاج شوى.
الّذين اذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوام (60) مومنان، به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل، بلكه ميانه رو هستند.
لا تجهر بصلوتك و لاتخافت بها وابتغ بين ذلك سبيل (61) نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلكه با صداى معتدل نماز بخوان.
نسبت به والدين احسان كن؛ و بالوالدين احسان (62) امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نيست. ان جاهداك على ان تشرك بى... فلاتطعهم (63)
پيامبر هم رسالت عمومى دارد؛ و كان رسولاً نبيّ (64) و هم خانواده خويش را دعوت مى كند. و كان يأمر اهله بالصلوة (65)
اسلام هم نماز را سفارش مى كند كه ارتباط با خالق است؛ اقيموا الصلوة و هم زكات را توصيه مى كند كه ارتباط با مردم است. اتوا الزكوة (66)
نه محبت ها شما را از گواهى حقّ منحرف سازد؛ شهداء لِلّه و لو على انفسكم (67) و نه دشمنى ها شما را از عدالت دور كند. و لا يَجرِمنّكم شَنئان (68)
مؤمنين هم دافعه دارند؛ أشداء على الكفار و هم جاذبه دارند. رحماء بينهم (69)
هم ايمان و باور قلبى لازم است؛ امنو و هم عمل صالح. عملوا الصالحات (70)
هم اشك و دعا و درخواست پيروزى از خدا لازم است؛ ربّنا افرغ علينا صبر (71) و هم صبورى وپايدارى در سختى ها. عشرون صابرون يغلبوا مأتين (72) شب عاشورا امام حسين عليه السلام هم مناجات مى كرد و هم شمشير تيز مى كرد.
روز عرفه و شب عيد قربان، زائر خانه ى خدا دعا مى خواند و روز عيد بايد در قربانگاه با خون آشنا شود.
اسلام مالكيّت را مى پذيرد، الناس مسلّطون على اموالهم (73) ولى اجازه ضرر زدن به ديگرى را نمى دهد و آن را محدود مى سازد. لا ضَرر و لا ضِرار (74)
آرى، اسلام دين يك بعدى نيست كه تنها به جنبه اى توجّه كند و جوانب ديگر را فراموش كند، بلكه در هر كارى اعتدال وميانه روى وراه مستقيم را سفارش مى كند.


**********************************


پيام ها :
1- همه ى هستى، در مسيرى كه خداوند اراده كرده در حركتند. خدايا! ما را نيز در راهى كه خود دوست دارى قرار بده. اهدنا الصراط المستقيم
2- درخواست هدايت به راه مستقيم، مهم ترين خواسته ى يكتاپرستان است. ايّاك نعبد... اهدنا الصراط المستقيم
3- براى دست يابى به راه مستقيم، بايد دعا نمود. اهدنا الصراط المستقيم
4- ابتدا ستايش، آنگاه استمداد و دعا. الحمدللَّه... اهدن
5 - بهترين نمونه استعانت از خدا، درخواست راه مستقيم است. ايّاك نستعين اهدنا اهدنا الصّراط المستقيم
___________________________________________________________________

43-طه، 50.
44-صراط در قيامت نام پلى است بر روى دوزخ كه همه ى مردم بايد از روى آن عبور كنند.
45-هود، 56.
46-يس، 3 تا 4.
47-يس، 61.
48-آل عمران، 101.
49-بنا بر اينكه الف و لام در الصراط اشاره به همان راه يكتاپرستى در آيه قبل باشد.
50-بنابر روايتى در تفسير مجمع البيان، ج 1، ص 58.
51-بنابر روايتى از امام صادق عليه السلام در تفسير صافى، ج 1، ص 86.
52-كسى كه مى گويد الحمدللَّه ربّ العالمين الرّحمن الرّحيم... مراحلى از هدايت را پشت سر گذارده است، بنابراين درخواست او، هدايت به مرحله بالاترى است.
53-بحار، ج 87، ص 3.
54-قل انّنى هَدانى ربّى الى صراط مستقيم انعام، 161.
55-تفسير نورالثقلين، ج 1 ص 20.
56-در اين باره مى توان به كتاب اصول كافى، باب الاقتصاد فى العبادات مراجعه نمود.
57-شيطان به خدا گفت: لاقعدنّ لهم صراطك المستقيم اعراف، 16.
58-اعراف، 31.
59-اسراء، 29.
60-فرقان، 67.
61-اسراء، 110.
62-بقره، 83.
63-لقمان، 15.
64-مريم، 51.
65-مريم، 15.
66-بقره، 43.
67-نساء، 135.
68-مائده، 8.
69-فتح، 9.
70-بقره، 25.
71-بقره، 250.
72-انفال، 65.
73-بحار، ج 2، ص 272.
74-كافى، ج 5، ص 28.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره حمد 1. آيه7


آيه
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ


********************************************


ترجمه
(خداوندا! ما را به) راهكسانى كه آنها را مشمول نعمت خود ساختى، (هدايت كن) نه غضب شدگان و نه گمراهان!


*********************************************


نكته ها
اين آيه راه مستقيم را، راه كسانى معرّفى مى كند كه مورد نعمت الهى واقع شده اند وعبارتند از: انبيا، صدّيقين، شهدا وصالحين. (75) توجّه به راه اين بزرگواران و آرزوى پيمودن آن وتلقين اين آرزو به خود، ما را از خطر كجروى وقرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مى دارد. بعد از اين درخواست، از خداوند تقاضا دارد كه او را در مسير غضب شدگان وگمراهان قرار ندهد. زيرا بنى اسرائيل نيز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولى در اثر ناسپاسى ولجاجت گرفتار غضب شدند.
قرآن، مردم را به سه دسته تقسيم مى نمايد: كسانى كه مورد نعمت هدايت قرار گرفته وثابت قدم ماندند، غضب شدگان و گمراهان.
مراد از نعمت در انعمتَ عليهم، نعمتِ هدايت است. زيرا در آيه ى قبل سخن از هدايت بود. علاوه بر آنكه نعمت هاى مادى را كفّار ومنحرفين وديگران نيز دارند.
هدايت شدگان نيز مورد خطرند و بايد دائماً از خدا بخواهيم كه مسير ما، به غضب و گمراهى كشيده نشود.

مغضوبين در قرآن


در قرآن، افرادى همانند فرعون و قارون و ابولهب و امّت هايى همچون قوم عاد، ثمود و بنى اسرائيل، به عنوان غضب شدگان معرّفى شده اند. (76)
بنى اسرائيل كه داستان زندگى و تمدن آنها در قرآن بيان شده است، زمانى بر مردم روزگار خويش برترى داشتند؛ فَضّلتُكم على العالَمين (77) لكن بعد از اين فضيلت و برترى، به خاطر كردار و رفتار خودشان، دچار قهر و غضب خداوند شدند و باؤوا بغضب من اللّه (78) اين تغيير سرنوشت، به علّت تغيير در رفتار و كردار آنان بوده است. دانشمندان يهود، دستورات وقوانين آسمانى تورات را تحريف كردند، يحرّفون الكلم (79) وتجّار وثروتمندان آنان نيز به ربا وحرام خوارى و رفاه طلبى روى آوردند، اخذهم الرّب (80) وعامّه مرد م نيز در برابر دعوت به جهاد و مبارزه، از روى تن پرورى و ترس، از رفتن به جبهه نبرد و ورود به سرزمينِ مقدّس، سر باز زدند. فاذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هيهُنا قاعدون (81) به خاطر اين انحرافات، خدا آنان را از اوج عزّت و فضيلت، به نهايت ذلّت و سرافكندگى مبتلا ساخت.
ما در هر نماز، از خداوند مى خواهيم كه مانند غضب شدگان نباشيم. يعنى نه اهل تحريف آيات و نه اهل ربا و نه اهل فرار از جهاد در راه حقّ، و همچنين از گمراهان نباشيم، آنان كه حقّ را رها كرده و به سراغ باطل مى روند و در دين و باور خود غلوّ و افراط كرده و يا از هوى و هــ ـو*س خود و يا ديگران پيروى مى كنند. (82)
انسان در اين سوره، عشق و علاقه و تولاّى خود را به انبيا و شهدا و صالحان و راه آنان، اظهار و ابراز داشته و از مغضوبان و گمراهان تاريخ نيز برائت و دورى مى جويد و اين مصداق تولّى و تبرّى است.


ضالّين در قرآن


ضلالت كه حدود دويست مرتبه اين واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است. گاهى در مورد تحيّر بكار مى رود، و وَجدَك ضال (83) وگاهى به معناى ضايع شدن است، اضلّ اعمالهم (84) ولى اكثراً به معناى گمراهى وهمراه با تعبيرات گوناگونى نظير: ضلال مبين، ضلا ل بعيد، ضلال قديم به چشم مى خورد.
در قرآن افرادى به عنوان گمراه معرّفى شده اند، از جمله: كسانى كه ايمان خود را به كفر تبديل كردند، (85) مشركان، (86) كفار، (87) عصيان گران، (88) مسلمانانى كه كفّار را سرپرست و دوست خود گرفتند، (89) كسانى كه مردم را از راه خدا باز مى دارند، كسانى كه به خدا يا رسول خدا توهين مى كنند، آنان كه حقّ را كتمان مى كنند و كسانى كه از رحمت خدا مأيوسند.
در قرآن نام برخى به عنوان گمراه كننده آمده است، از قبيل: ابليس، فرعون، سامرى، دوست بد، رؤسا ونياكان منحرف.
گمراهان خود بستر وزمينه ى انحراف را فراهم و گمراه كنندگان از اين بسترها و شرايط آماده، استفاده مى كنند. بسترهاى انحراف در قرآن عبارتند از: هوسها، (90) بت ها، (91) گناهان (92) ، پذيرش ولايت باطل، (93) جهل و نادانى. (94)


**************************************



پيام ها :
1- انسان در تربيت، نيازمند الگو مى باشد. انبيا، شهدا، صدّيقين وصالحان، نمونه هاى زيباى انسانيّت اند. صراط الّذين انعمت عليهم
2- آنچه از خداوند به انسان مى رسد، نعمت است. قهر و غضب را خود به وجود مى آوريم. (95) انعمت، المغضوب عليهم
3- ابراز تنفّر از مغضوبان و گمراهان، جامعه اسلامى را در برابر پذيرش حكومت آنان، مقاوم و پايدار مى كند. غير المغضوب عليهم ولا الضّالّين (96)
من يطع اللّه والرّسول فاولئك مع الّذين انعم اللّه عليهم من النبيّين والصدّيقين والشهداء والصالحين، كسانى كه خدا و رسول را پيروى كنند، آنان با كسانى هستند كه خدا آنها را نعمت داده است، از پيامبران، راستگويان، شهدا و صالحان. نساء، 69 و آيه 59 سوره مريم.
در آيات متعدّدى از قرآن ويژگى هاى گمراهان و غضب شدگان و مصاديق آنها بيان شده است: منافقان و مشركان و بدگمانان به خداوند. نساء، 116 و فتح، 6. كافران به آيات الهى و قاتلان انبياء الهى. بقره، 61. اهل كتاب كه در برابر دعوت به حقّ سركشى كرده اند. آل عمران، 110
_________________________________________________

75-بقره، 47.
76-بقره، 61.
77-نساء، 46.
78-نساء، 161.
79-مائده، 24.
80-قل يا أهل الكتاب لاتَغلوا فى دينكم غيرالحقّ ولاتتّبعوا أهواءقوم قدضَلّوا من قبل وأضلّوا من قبل و أضلّوا عن سواءالسبيل بگو: اى اهل كتاب! در دينتان به ناحقّ غلوّ نكنيد وبه دنبال خواهش هاى گمراهانِ پيش از خود نرويد، كه آنان افراد زيادى را گمراه كرده و از ر
81-ضحى، 7.
82-محمّد، 1.
83-من يَتبدّل الكفر بالايمان فقد ضلّ سواء السبيل بقره، 108.
84-و من يشرك باللَّه فقد ضل ضلالا بعيد نساء، 116.
85-و من يكفر باللَّه... فقد ضلّ نساء، 136.
86-و من يعص اللَّه و رسوله فقد ضل احزاب، 36.
87-لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولياء... و من يفعله منكم فقد ضل سواء السبيل ممتحنه، 1.
88-اتّخذ الهه هَواه واضلّه اللَّه جاثيه، 23.
89-جعلوا لِلّه انداداً لِيضلّوا عن سبيله ابراهيم، 30.
90-وما يضلّ به الا الفاسقين بقره، 26.
91-انّه من تولاّه فانّه يضلّه حج، 4.
92-و ان كنتم من قبله لمن الضّالّين بقره، 198.
93-درباره نعمت أنعَمتَ بكار رفته، ولى در مورد عذاب، نفرمود: غَضبتَ تو غضب كردى.
94-قرآن سفارش كرده است: لا تَتولّوا قوماً غَضِب اللّه عليهم هرگز سرپرستى گروه غضب شدگان الهى را نپذيريد. ممتحنه، 13.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره بقره 2. آيه 1


آيه
tab.gif

الم‏

***************************


ترجمه
tab.gif

الف لام میم‏

******************************


نکته ها
tab.gif

درباره‏ى حروف مقطّعه، اقوال مختلفى بیان شده است، از جمله:
1. قرآن، معجزه‏ى الهى از همین حروف الفبا تألیف یافته كه در اختیار همه است، اگر مى‏توانید شما نیز از این حروف، كلام معجزه‏آمیز بیاورید.
2. این حروف، نام همان سوره‏اى است كه در ابتدایش آمده است.
3. این حروف، اشاره به اسم اعظم الهى دارد.(98)
4. این حروف، نوعى سوگند و قسم خداوند است.(99)
5. این حروف، از اسرار بین خداوند و پیامبر است.(100) ومطابق بعضى روایات رموزى است كه كسى جز خداوند نمى‏داند.(101)
امّا شاید بهترین نظر همان وجه اوّل باشد. زیرا در میان یكصد و چهارده سوره قرآن، كه 29 سوره آن با حروف مقطّعه شروع مى‏شود، در بیست و چهار مورد بعد از این حروف، سخن از قرآن و معجزه بودن آن است. چنانكه در این سوره به دنبال «الم»، «ذلك الكتاب» آمده و به عظمت قرآن اشاره شده است.
در آغاز سوره شورى نیز حروف مقطّعه‏ى «حم عسق» آمده است كه بعد از آن مى‏فرماید: «كذلك یُوحى الیك والى الّذین مِن قبلك اللّه العزیزُ الحكیم» خداوندِ عزیز و حكیم، این چنین بر تو و پیامبران پیش از تو وحى مى‏كند. یعنى وحى خداوند نیز با استفاده از همین حروف است. حروفى كه در دسترس همه افراد بشرى است. البتّه خداوند با این حروف، كتابى نازل كرده كه معجزه است. آیا انسان نیز مى‏تواند چنین كتابى فراهم كند؟!
آرى، خداوند از حروف الفبا، كتاب معجزه نازل مى‏كند، همچنان كه از دل خاك صدها نوع میوه و گل و گیاه مى‏آفریند و انسان مى‏سازد. ولى نهایتِ هنر مردم این است كه از خاك و گل، خشت و آجر بسازند!
______________________________________
98) تفسیر نورالثقلین.
99) بحارالانوار، ج‏88، ص‏7.
100) بحارالانوار، ج 89، ص 384.
101) تفسیر مجمع‏البیان.

********************************


توضيحات
tab.gif

سیماى سوره بقره‏
این سوره كه دویست و هشتاد و شش آیه دارد، در مدینه نازل شده و بزرگترین سوره قرآن است.
علت نامگذارى آن به بقره، داستان بسیار زیباى گاو بنى‏اسرائیل است كه در آیات 67 تا 73 بیان شده است.
محتواى سوره به علت طولانى بودن، دربردارنده مطالب گوناگون اعتقادى، فقهى، عبادى از قبیل توحید و هستى‏شناسى و معاد و حیات پس از مرگ، تشریع قوانین عبادى، اخلاقى و فردى و اجتماعى بسیارى است. همچنین مسائل مربوط به وحى و اعجاز كتاب آسمانى و خدمات اجتماعى از قبیل بخشش و انفاق و احسان و جنگ و جهاد با دشمنان و قانون قصاص را در خود جاى داده است.
در این سوره آیة الكرسى و آیه دین كه بزرگترین آیه قرآن است، ماجراى تغییر قبله، بهانه تراشى‏هاى بنى‏اسرائیل، آفرینش حضرت آدم و نافرمانى شیطان و فرازهایى از تاریخ تعدادى از پیامبران مانند حضرت آدم و ابراهیم و موسى‏علیهم السلام و داستان هاروت و ماروت و طالوت و جالوت بیان شده است.
از آنجایى كه دو سوره بقره و آل عمران احكام فقهى و اسماء و صفات نورانى الهى بسیارى را در خود جاى داده‏اند، به آنها «زهراوان» یعنى دو سوره بسیار درخشان گفته‏اند.
از رسول خداصلى الله علیه وآله پرسیدند كدام سوره‏هاى قرآن از همه برتر است، فرمودند: سوره بقره و سؤال كردند كدام آیه برتر است؟ فرمودند: آیة الكرسى.(97)
_____________________________________
97) تفاسیر نورالثقلین و مجمع البیان.
 

Eli.D :)

کاربر برتر
کاربر برتر
سطح
11
 
ارسالی‌ها
960
پسندها
2,541
امتیازها
16,473
مدال‌ها
8
سوره بقره 2. آيه 2

آيه
tab.gif

ذَ لِكَ الكِتَبُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِّلْمُتَّقِينَ‏

*******************************


ترجمه
tab.gif

آن كتاب (با عظمت كه) در (حقّانیت) آن هیچ تردیدى راه ندارد، راهنماى پرهیزگاران است.

************************************


نکته ها
tab.gif

«لاریب فیه» یعنى در اینكه قرآن از سوى خداست، شكّى نیست. زیرا مطالب آن به گونه‏اى است كه جایى براى این شكّ وتردید باقى نمى‏گذارد واگر شكّى در كار باشد، بخاطر سوءظن وروحیّه لجاجت افراد است. چنانكه قرآن مى‏فرماید: «فهم فى رَیبهم یَتردّدون»(102) آنان در شكّى كه خود ایجاد مى‏كنند، سردرگم هستند.
هدف قرآن، هدایت مردم است و اگر به مسائلى از قبیل خلقتِ آسمان‏ها و زمین و گیاهان و حیوانات و... اشاره كرده به خاطر آن است كه توجّه مردم به آنها، موجب توجّه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد.(103)
قرآن وسیله هدایت همه مردم است؛ «هدىً للنّاس»(104) همانند خورشید بر همه مى‏تابد، ولى تنها كسانى از آن بهره مى‏برند كه فطرتِ پاك داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هدىً للمتّقین» همچنان كه نور خورشید، تنها از شیشه‏ى تمیز عبور مى‏كند، نه از خشت وگِل. لذا فاسقان(105)، ظالمان(106)، كافران(107)، دل‏مردگان(108)، مسرفان و تكذیب كنندگان(109) از هدایت قرآن بهره‏مند نمى‏شوند.
سؤال: این آیه درباره قرآن ومطالب آن مى‏فرماید: «لاریب فیه» هیچ شكّى در آن نیست. در حالى كه خود قرآن شكّ وتردید مخالفان را در این باره بیان مى‏دارد: یك جا مى‏فرماید: «انّنا لفى شكّ ممّا تَدعونا الیه مُریب»(110) ما درباره آنچه ما را به آن مى‏خوانى، در شكّ هستیم. و در مورد شكّ در وحى ونبوّت نیز مى‏خوانیم: «بل هم فى شك من ذكرى»(111) درباره‏ى قیامت نیز آمده: «لنعلم من یؤمن بالاخرة ممن هو منها فى شك»(112) بنابراین چگونه مى‏فرماید: «لاریب فیه» هیچ شكّى در قرآن ومحتواى آن نیست؟
پاسخ: مراد از جمله «لاریب فیه» آن نیست كه كسى در آن شكّ نكرده و یا شكّ نمى‏كند، بلكه منظور آن است كه حقّانیت قرآن به قدرى محكم است كه جاى شكّ ندارد و اگر كسى شكّ كند به خاطر كور دلى خود اوست. چنانكه در آیه 66 سوره نمل مى‏فرماید: «بل هم فى شك بل هم منها عمون»(113)
_________________________________________________________________________________
102) توبه، 45.
103) در قرآن به موضوعات طبیعى، كیهانى، تاریخى، فلسفى، سیاسى و صنعتى اشاراتى شده، ولى هدف اصلى هدایت است.
104) بقره، 185.
105) لایهدى القوم الفاسقین» توبه،80.
106) لایهدى القوم الظالمین» مائده، 51.
107) لایهدى القوم الكافرین» مائده، 67.
108) لایهدى من هو كاذب كفار» زمر، 3.
109) لایهدى مَن هو مسرف كذّاب» غافر، 28.
110) هود، 62.
111) ص، 8.
112) سبأ، 21.
113) نخبة التفاسیر به نقل از آیةاللَّه جوادى.

************************************


پيام ها
tab.gif

1- قرآن در عظمت، مقامى بس والا دارد. «ذلك» در ادبیات عرب، «ذلك» اسم اشاره به دور است. در اینجا به قرآن كه در پیش روى ماست، با «ذلك» اشاره مى‏كند كه از عظمتِ دست نایافتنى قرآن حكایت مى‏كند.
2- راهنما باید در روش دعوت و محتواى برنامه خود، قاطع و استوار باشد. جمله‏ى «لاریب فیه» نشانگر استوارى و استحكام قرآن است.
3- توانِ قرآن بر هدایت پرهیزكاران، خود بهترین دلیل بر اتقان و حقّانیت آن است. «هدى للمتقین»
4- تنها افراد پاك وپرهیزكار، از هدایت قرآن بهره‏مند مى‏شوند. «هدى للمتقین» هركس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهره‏مندى و نورگیرى او بیشتر است.(114)
_______________________________________________________________________
114) هدایت داراى مراحل و قابل كم و زیاد شدن است. «والذین اهتدوا زادهم هدى»
 
بالا