نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,860
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,041
باز دستم به زیر سنگ آوردباز پای دلم به چنگ آورد
برد لنگی به راهواری پیشپیش از بس که عذر لنگ آورد
پای در صلح نانهاده هنوزناز از سر گرفت و جنگ آورد
چون گل از نارکی ز باد هواچاک زد جامه باز و رنگ آورد
خواب خرگوش داد یک چندمعاقبت عادت پلنگ آورد
خوی تنگش به روزگار آخربر دلم روزگار تنگ آورد
انوری را چو نام و ننگ ببردرفت و دعوی نام و ننگ آورد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,042
حسنش از رخ چو پرده برگیردماه واخجلتاه درگیرد
چون غم او درآید از در دلصبر بیچاره راه برگیرد
شاهد جانم و دلم غم اوستکین به پا آرد آن ز سر گیرد
عشق عمرم ببرد و عشوه بدادتا ببینی که سر به سر گیرد
دل همی گویدم به باقی عمربوسه‌ای خواه بو که درگیرد
صد غم از عشق او فزون داردانوری گر شمار برگیرد
گر دهد بوسه‌ای وگر ندهداندر آن صد غم دگر گیرد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,043
هر کرا با تو کار درگیردبهره از روزگار برگیرد
به سخن لب ز هم چو بگشاییهمه روی زمین شکر گیرد
چون زند غمزه چشم غمازتدو جهان را به یک نظر گیرد
چشم تو آهویی است بس نادرکه همه صید شیر نر گیرد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,044
مرا صوت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیردمرا بیکار بگذارد سر کاری دگر گیرد
دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیردکه بگذارد هوای او هواداری دگر گیرد
ازو دوری نیارم جست ترسم زانکه ناگاهیخورد زنهار با جانم وفاداری دگر گیرد
اگر زان لعل شکربار بفروشد به جان موییرضای او بجوید جان خریداری دگر گیرد
گل باغ وصالش را رها کردم به نادانیبه جای گل ز هجر او همی خاری دگر گیرد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,045
نه دل کم عشق یار می‌گیردنه با دگری قرار می‌گیرد
از دست تو آن سرشک می‌بارمکانگشت ازو نگار می‌گیرد
سرمایه‌ی صدهزار غم بیش استآنرا که به غمگسار می‌گیرد
صبری نه که سازگار دل باشدبا غم به چه کار کار می‌گیرد
هر غم که نه از میان دل خیزدپنداری ازو کنار می‌گیرد
عمری به بهانه‌ی وداع او رامی‌بوسد و در کنار می‌گیرد
آری غم عشق اگر به حق گوییدل را نه به اختیار می‌گیرد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,046
ماییم و سرکویی، پر فتنه‌ی ناپیداآسوده درو والا، آهسته درو شیدا
در وی سر سرجویان گردان شده از گردندر وی دل جانبازان تنها شده از تنها
بر لاله‌ی بستانش مجنون شده صد لیلیبر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا
خوانیست درین خانه، گسترده به خون دللوزینه‌ی او وحشت، پالوده‌ی او سودا
با نقد خریدارش آینده خه از رفتهبا نسیه‌ی بازارش امروز پس از فردا
گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا
رسوایی فرق خود در فوطه‌ی زرق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,047
سلام علیک، ای نسیم صبابه لطف از کجا می‌رسی؟ مرحبا
نشانی ز بلقیس، اگر کرده‌ایچو مرغ سلیمان گذر بر سبا
نسیمی بیاور ز پیراهنشکه شد پیرهن بر وجودم قبا
اگر یابم از بوی زلفش خبرنیابد وجودم گزند از وبا
به نزدیک آن دلربا گفتنیستکه ما را کدر کرد سیل از ربا
ز دردش ببین این سرشک چو لعلروانم برین روی چون کهربا
همین حاصلست اوحد رازی عشقکه خونم هدر کرد و مالم هبا
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,048
گر تو طالب عشقی، غم دمادمست اینجاور نشانه می‌پرسی، رشته سر گمست اینجا
چون درین مقام آیی گوش کن که: در راهتز آب چشم مظلومان چاه زمزمست اینجا
چیست جرم ما؟ گویی کز حریف ناهمتاهر کجا که بنشینی گو کژدمست اینجا
جو فروش مفتی را از نماز و از روزهرنگ چهره‌ی کاهی بهر گندمست اینجا
گر حریف مایی تو، ما و کنج می‌خانهور زعشق می‌پرسی، عشق در خمست اینجا
چونکه بنده فرمانی، پیش حاکم مطلقسربنه، که هر ساعت صدتحکمست اینجا
همچو دیو بگریزی،چون زمردت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,049
قراری چون ندارد جانم اینجادل خود را چه می‌رنجانم اینجا؟
سر عاشق کله‌داری نداندبنه کفشی، که من مهمانم اینجا
مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟چه می‌پرسی، که من حیرانم اینجا
نه او پنهان شد از چشمم، که من نیزز چشم مدعی پنهانم اینجا
اگر بتوان حدیثی گوی از آن رویکه من بی‌روی او نتوانم اینجا
نگارینی که سرگرداند از مننگردانی، که سرگردانم اینجا
مرا با دوست پیمانی قدیمستبدان پیوند و آن پیمانم اینجا
ز زلفش برد ما غم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,050
شب و روز مونس من غم آن نگار باداسر من بر آستان سر کوی یار بادا
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگرددبه رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا
چو رضای او در آنست که دردمند باشمغم و درد او نصیب من دردخوار بادا
ز ملامت رقیبان نکند گذار بر منکه بت من از رقیبان به منش گذار بادا
سخن کنار پر خون که مراست هم بگویمبه میان لاغر او، که درین کنار بادا
چو باختیار کردم دل و جان فدای آن رخگر ازو کنم جدایی نه باختیار بادا
به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا