You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
-*-*ابیات ناب ناب-*-*
-
نویسنده موضوع
تحت تعقیب
-
تاریخ شروع
-
پاسخها
695
-
بازدیدها
16,895
-
-
برچسبها
-
جدایی
دلنوشته
شعر
-
کاربران تگ شده
هیچ
| بر مفرش خاک خفتگان میبینم | | در زیرزمین نهفتگان میبینم |
| چندانکه به صحرای عدم مینگرم | | ناآمدگان و رفتگان میبینم |
□
| تا چند اسیر عقل هر روزه شویم | | در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم |
| در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما | | در کارگه کوزهگران کوزه شویم |
□
| چون نیست مقام ما در این دهر مقیم | | پس بی می و معشوق خطائیست عظیم |
| تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم | | چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم |
□
| خورشید به گل نهفت مینتوانم | | و اسراز زمانه گفت مینتوانم |
| از بحر تفکرم برآورد خرد | | دری که ز بیم سفت مینتوانم |
□
| دشمن به غلط گفت من فلسفیم | | ایزد داند که آنچه او گفت نیم |
| لیکن چو در این غم آشیان آمدهام | | آخر کم از آنکه من بدانم که کیم |
□
| مائیم که اصل شادی و کان غمیم | | سرمایهی دادیم و نهاد ستمیم |
| پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم | | آئینهی زنگ خورده و جام جمیم |
| من می نه ز بهر تنگدستی نخورم | | یا از غم رسوایی و مستی نخورم |
| من می ز برای خوشدلی میخوردم | | اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم |
□
| من بی می ناب زیستن نتوانم | | بی باده کشید بارتن نتوانم |
| من بنده آن دمم که ساقی گوید | | یک جام دگر بگیر و من نتوانم |
□
| هر یک چندی یکی برآید که منم | | با نعمت و با سیم و زر آید که منم |
| چون کارک او نظام گیرد روزی | | ناگه اجل از کمین برآید که منم |
□
| یک چند بکودکی باستاد شدیم | | یک چند به استادی خود شاد شدیم |
| پایان سخن شنو که ما را چه رسید | | از خاک در آمدیم و بر باد شدیم |
□