A
پسندها
38

ارسالی‌های نمایه آخرین فعالیت ارسالی‌ها مدال‌ها تفکیک ارسالی ها درباره

  • سلام؛)
    «گل‌ها برای فروش هستند»
    قصه منتظر نگاهتونه خوشحال میشم بخونید :)
    negar_۲۰۲۱۰۸۳۰_۰۱۲۹۱۲_8y5j.png

    خلاصه: پایان‌نامه مقدونی حکایت وارونگی‌های سازگار است، از جوان تحصیل‌کرده‌ای که افکار آشوبش او را به اسارت مکان اشتباهی می‌برد و با مرد میانسال عجیبی آشنا می‌کند.

    برای خواندن این داستان کلیک کنید!
    *با لایک و نظر خود از نویسنده حمایت کنید.*
    اسلحه رو بلند کردم و روی پیشونیش گذاشتم. لبخند کمرنگی زد و من آروم با گریه زجه زدم:
    -بهم بگو دوسم داری، بهم یه دلیل بده تا نکُشمت. دایان؟ چطور تونستی؟
    دستش رو روی دست لرزونم گذاشت. لوله‌ی اسلحه رو تا روی قلبش کشید و با همون لبخند گفت:
    - دوست داشتنم برات کافیه؟ وانا، من عاشقتم!
    دستم دور ماشه سفت شد و داد زدم:
    - نه! کافی نیست. کاری که با من کردی، حتی با عشق تو هم نمی‌تونه پاک بشه؛ تو من رو کُشتی دایان!

    *سلام کاربر عزیز. اگه یه رمان جنایی و معمایی با عاشقانه‌های متفاوت می‌خوای، با سر زدن به رمان من پشیمون نمیشی*:402:
    کد:4178 ناظر: @Mobina.yahyazade نام رمان : احضار شده نام نویسنده : فاطمه زهرا محمودی ژانر : #ترسناک #طنز خلاصه: چندتا دوست از شهرهای مختلف که همگی به واسطه قبولی دانشگاه به تهران میرن و خونه‌ای رو اجاره می‌کنن چندی بعد به خاطر ناتوانی و بدحالی صاحب خونه به خونه‌ای که صاحب خونه توی اون زندگی... در حال تایپ - رمان احضار شده | فاطمه زهرا محمودی کاربر انجمن یک رمان
    ممنون میشم سر بزنی :flowersmile:
    "گاهی وقت‌ها باید حقیقت را کشت تا دروغ زنده بماند"
    مرگ حقیقت را به نظاره بنشین، لذت سرگشتگی میان دروغ و حقیقت. هرکسی غرق بازی است که خودش طراحی کرده و تو مجبوری بازیکن تمام انها باشی.
    "وقتی بین نجات عشق و حقیقت مجبور به انتخاب بشی، حقیقت رو با دست‌های خودت می‌کشی"
    #بدون مطالعه لایک نزنید
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری

تعداد بازدید از پروفایل

355
عقب
بالا