- ارسالیها
- 165
- پسندها
- 13,945
- امتیازها
- 30,463
- مدالها
- 25
تابستون ک میرفتیم خونه ی مادر بزرگم با بچه کوچولوهای فامیل ک همسن خودمون بودن میشستیم رو به رو پنکه دهنمونو اندازه غار باز میکردیم میگفتیم آآآآآآآآآآآآآآآآ حالا بماند ک بعدش تا چن وقت اب دهن کم میاوردیم بس ک دهنمون اون جلو باد میخورد تا ته حلقمون خشک میشد