نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مباحث متفرقه [ به اینم می‌گن رمان ؟! ]

  • نویسنده موضوع MehrDãd.K
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 665
  • بازدیدها 31,724
  • کاربران تگ شده هیچ

M A H D I S

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
20
 
ارسالی‌ها
710
پسندها
9,785
امتیازها
25,273
مدال‌ها
37
  • مدیر
  • #491
چرا همیشه ی عمه، دایی خارج رفته‌ی لاکچری وجود داره؟
دختره میره تو پارکینگ خونه‌شون می‌مونه کدوم ماشینش برداره!
چرا همه از دم شِرکتین؟ یا تاجر فرش؟ مگه ما باغدار، سرکارگر، سوپری پولدار نداریم؟
:610591-c11e122cb97c209cf958c2571c5cd6ee:
 
امضا : M A H D I S

Armita.sh

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
32
 
ارسالی‌ها
2,482
پسندها
20,634
امتیازها
46,373
مدال‌ها
42
  • مدیر
  • #492
دقت کردین دعواها تو رمانا چقدر برکت داره؟
دارن همو می‌کشن یهو پسره می‌گه"چون دوستت دارم لعنتی" و همه چیز خیلی رویال می‌شه...

به اینم می‌گن رمان؟
الف: نه
ب: نخیر
ج: گزینه الف
د: همه وارد
 
امضا : Armita.sh

سیما مشکات

نو ورود
سطح
7
 
ارسالی‌ها
27
پسندها
957
امتیازها
4,690
مدال‌ها
5
  • #493
کافیه طرف مذهبی باشه، تا شهیدش نکنن دست بر نمی‌دارن.. بابا دو تا آدم خوبو زنده نگه دارین، نیاز می‌شه!
به اینم می‌گن رمان؟
 
امضا : سیما مشکات

(پرواز)

نو ورود
سطح
5
 
ارسالی‌ها
9
پسندها
569
امتیازها
2,590
مدال‌ها
4
  • #494
از سری داستان های کلیشه ای میشه به سه مورد رایج اشاره کرد.
اولیش: پسره قراره از یه بابایی انتقام خونی بگیره(یعنی نصف عمرش و صرف نقشه کشیدن کرده)همین که با دختر اون طرف آشنا میشه بخاطر روی گل دختره انتقام ومیبوسه میزاره کنار و خوش و خرم باهم زندگی میکنن!
دومیش: پسره رئیس یه شرکتی،کارخونه ای چیزی هست که داره تو پول غلط میزنه و از قضا عاشق یکی از کارمند های فقیر تازه استخدام شده اش میشه!
سومیش: بنابر اجبار خانواده و وصیت نامه و ... دختر و پسر باهم ازدواج میکنن که بعد از تخت خواب جدا کردن و کلک های فراوان و بکش بکش ها، یکی یه طوریش میشه میفهمن او مای گاد ما بیخبر چقدر عاشق هم بودیم!
 

پرینز

پرسنل مدیریت
مدیر بُعد میانه
سطح
21
 
ارسالی‌ها
5,144
پسندها
14,376
امتیازها
54,473
مدال‌ها
24
  • مدیر
  • #495
پسره از لحاظ روانی مشکل داره دختره هم خانم دکتر تمام و کمال که خوبش می کنه و در کنار هم خوش و خرم زندگی می کنن
به اینم میگن رمان؟؟؟؟
 

(پرواز)

نو ورود
سطح
5
 
ارسالی‌ها
9
پسندها
569
امتیازها
2,590
مدال‌ها
4
  • #496
سکانس کلیشه ای هم اینکه:
پسره با حوله ی دور کمر از حموم خارج میشه و دختره هم با تکیه بر تقدیر و سرنوشت همون لحظه سر و کله اش پیدا میشه.
پسره با اعتماد به نفس رویایی انواع فیگورهای بدنسازی و میگیره که دختره فورا تشر میزنه لباس بپوش فلان فلان شده...(از سری داستان های همخونه ای)
 
آخرین ویرایش

پرینز

پرسنل مدیریت
مدیر بُعد میانه
سطح
21
 
ارسالی‌ها
5,144
پسندها
14,376
امتیازها
54,473
مدال‌ها
24
  • مدیر
  • #497
تو حموماشون همه نوع شامپو و مواد خشبوکننده وان پیدا میشه یعنی بیشتر از یه مغازه لوازم آرایشی بهداشتی.
به اینم میگن رمان؟؟؟
 

mseh

رو به پیشرفت
سطح
7
 
ارسالی‌ها
129
پسندها
800
امتیازها
5,003
مدال‌ها
6
  • #498
اون وقت حموم ما صابون دزدی این از تو لیف اون می‌دزده اون دوباره از اون می‌دزده.دزدی تو دزدی. صابون گیر بیاد کار خداست شامپو که دعوا هست سرش‌.
از دزدی هم رد می‌کنه.


همیشه در رمان هم شخصیت‌ها که چاق لاغر می‌کنن و نامزدشون که کات کرده میاد دوباره بعد از نامردی و شیفته این که خوش اندام شده میشه؟ پس این زن‌های دوم و شلوار‌هایی که دوتا چه عرض کنم سی تا میشه چیه؟
این رمانِ خدایش؟

تو حموماشون همه نوع شامپو و مواد خشبوکننده وان پیدا میشه یعنی بیشتر از یه مغازه لوازم آرایشی بهداشتی.
به اینم میگن رمان؟؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

سیما مشکات

نو ورود
سطح
7
 
ارسالی‌ها
27
پسندها
957
امتیازها
4,690
مدال‌ها
5
  • #499
همیشه اونی که نامردی کرده مثل سگ پشیمونه، روی کارمارو سفید کردن.
ب اینم می‌گن رمان آخه؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سیما مشکات

سیما مشکات

نو ورود
سطح
7
 
ارسالی‌ها
27
پسندها
957
امتیازها
4,690
مدال‌ها
5
  • #500
رمان تخیلی= جنگ خیر و شر
و دختری که همه قدرتارو داره، تاکید می‌کنم همه قدرت ها!
ب اینم می‌گن رمان آخه؟
 
امضا : سیما مشکات

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
0
بازدیدها
143
پاسخ‌ها
9
بازدیدها
281
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
348
پاسخ‌ها
3
بازدیدها
340
عقب
بالا
Logo

اگر مایل به یادگیری رایگان نرم افزار فتوشاپ و پیوستن به تیم طراحان هستید این فراخوان رو از دست ندید

مشاهده بیشتر