مباحث متفرقه [ به اینم می‌گن رمان ؟! ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MehrDãd.K
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 677
  • بازدیدها بازدیدها 41,639
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
976
پسندها
11,782
امتیازها
29,073
مدال‌ها
28
سن
19
  • #631
اگه دختره از روی نرده‌های خونه دوبلکسشون سر نمیخورد و مامان یا باباش نمیگفتن: دختر تو چرا بزرگ نمیشی.
رمان نبود!
به اینم میگن رمان؟:22:
 
امضا : bahar

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,827
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • #632
و اما بریم سراغِ دیالوگِ پسر مغروره‌ی داستان بعد از اینکه کلی دختره رو کتک زده و مثلِ یه چیزی پشیمونه.
-‌ خانمم، فِلانیم... توروخدا برگرد، من بدونِ تو می‌میرم. آخه به این زندگیِ ماهم میگن رمان؟!:unsure:
 

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,827
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • #633
شرایط ساختن یه شخصیت پسر:
١- قد بلند (دختر حتما باید به زور به شونه‌ش برسه)
٢- ادکلن تلخ.
٣- ضربه خوردن از عشق قبلیش (توجه داشته باشید، بعداً می‌فهمه اصلاً اونو دوست نداشته)
۴- تنفر به مقدارِ خیلی زیاد از دخترا.
۵- یه خدمتکارِ چشم رنگی و محجوب.
تبریک میگم، شما تونستید یه شخصیتِ مرد بسازید، آخه پروفسور، به اینم میگن رمان؟:unsure:
 

سارابهار

نویسنده افتخاری
سطح
15
 
تاریخ ثبت‌نام
28/7/23
ارسالی‌ها
947
پسندها
6,997
امتیازها
22,873
مدال‌ها
25
سن
25
  • #634
ب نام خدا

دیدین یه سری چیزا تو همه رمان ها هست ؟!+
اونا رو بنویس...
به این صورت که
*همیشه ....
به اینم میگن رمان ؟! *

اسپم ندیم.​
همیشه هف هشت نفر عاشق شخصیت اصلی رمانن!
به اینم میگن رمان:458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9::tease:
 

<سکوت>

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
9/12/23
ارسالی‌ها
2
پسندها
80
امتیازها
80
  • محروم
  • #635
تمامی پسر های تو رمان بازو و هیکل ورزشکاری دارن پس اینایی که ما تو خیابون می‌بینیم از کجا اومدن؟
صدتا بزرگ خاندان معرفی میکنن که از زورگویی و خشن بودن رو دست ندارن اما که پسره عاقل ترین و عقل کل ترین آدمه و برای همه تصمیم میگیره و بعد از کلی تعریف از عقل نداشته پسره ازش کتک میخوره اونم سر یه چیز مسخره
آخر های رمانم دختره حتما باید بره تو کما یا کلا کارش به بیمارستان کشیده بشه تا همه از ظلم کردن پشیمون بشن و به خدا قول بدن دیگه اذیتش نمیکنن:suicide2::yes:
به اینم میگن رمان؟:/
 
آخرین ویرایش

Edward

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
30/4/21
ارسالی‌ها
579
پسندها
16,609
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #636
ایده های رمان های خز که هنوز که هنوز رو بورسه

۱ _پسر پولدار دختر خدمتکار اما خشکل و کم سن اول رمانم حتما از پسره متنفره لجش رو در میاره:straight-face:


۲_پسره خون‌آشام عاشق دختر انسان میشه اصلا هم عجیب نیست تو ۱۰۰۰ سال عمرش یه بارم عاشق نشده تا اون خانمی که هر طور حساب کنی جا جدش میشه رو ببینه:vampire:

۳_ ارباب رعیتی پسره ارباب جذاب بی عصاب و بی احساس روستاس میره عاشق دختری میشه که نوکره خونه اش هستش که احتمالا خریدتش اصلا هم عجیب نیست تو سال ۲۰۲۴ چنین چیزی:sun-bespectacled:


۴_ رمان مثلا مافیایی که حتما اینجا پدر دختره یا داداشش دیگه به سلیقه نویسنده شزطبندی می کنه بدهی بالا میاره دختره رو می فروشند به رئیس مافیا خشن وحشیییییی که در نود درصد مواقع در ادامه مثل مورد ۱ میشه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,095
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #637
ایده ها وژانرهای کلیشه ای و به شدت.... اخه تعجبم از اینه چرا باید نویسنده وقتشو مغزشو هزینشو بزاره...
درصورتیکه قلم ارزشش خیلی والاست. فقط واس اینکه خواننده داره؟!!
؛ دختر پولدار، دوستاش از خودش پولدارتر، زندگی لاکچری
ولی یسره حرف از خودکشی درکم نمیکنن:chatterbox: متنفر از جماعت پسر
فیمینیست خفن ولـــــــــــــی یهویی در یکی از همین دور دور زدنای اکیپ دوستای دخترش که اونام چندفه معدشونو شستشو دادن واسه مرحله ی خودزنی... کل کل با یه اکیپ پسرونه، تصادف، زخمی شدن...
دعوا خطو نشون...
:sugarwarez-052::108::straight-face::648314-d18ae5246291866d416d447f52bdf0bf:

دو هفته بعد: نفسم به نفست بنده
توکی بودی؟! کجابودی؟! که حالا شدی دوستم رفیقم خواهرم خونوادم :day-dreaming...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

M A H D I S

هنرمند انجمن
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
2/7/22
ارسالی‌ها
869
پسندها
13,241
امتیازها
31,973
مدال‌ها
40
سن
25
  • #638
من بشخصه از هر چی رمان که هیچ کدوم‌شون مشکل مالی ندارن و برای هر مرحله از زندگی‌شون راحت پول خرج می‌کنند خسته شدم:suicide2::458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
حالا هر چقدرم قلم نویسنده عالی باشه.
بخصوص تو این اوضاع جامعه، اصلا قابل درک نیست!
الان یه مجلس عروسی رو جوونا به سختی می‌گیرن بعد تو رمانه راحت میرن برا خودشون خونه بزرگ‌تر می‌خرن که راحت تر باشن اول زندگی :/ :/ :/ :suicide2:
 
امضا : M A H D I S

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,827
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • #639
یادش بخیر، یه زمانی هم همه شخصیتا چشمای آبیشون با موهای بلوندشون یه هارمونیِ خاصی داشت:big-grin:
 

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
708
پسندها
14,980
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #640
اوه مانتو مو امروز با کدوم ماشینم ست کنم:111:
 
امضا : انگشت خاکی
عقب
بالا