مجموعه اشعار ع.ش.ق | مهدیه بحرینی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Regina
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 20
  • بازدیدها بازدیدها 1,519
  • کاربران تگ شده هیچ

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #11
پیچش ابروی تو درهم به هنگام غضب
عقل را حیران کند از بهر خلقت، ای عجب!
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #12
سوگند به پیمان میان من و تو
سوگند به این عشق نهان من و تو
در ساعت دیدار و قرار من و تو

سامان دل و مونس جانم همه تو
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #13
محو صدای تو شدم یار خوش آواز
رام نگاه تو شدم دلبر طناز
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #14
غره مشو به ظاهرت، چشم سیاه ساحرت
قلب مرا ربوده ای، قلب دگر زیاده ات!

 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #15
از بس که تو را مونس خود ساخته ام
هر دم به خیالم که تو هم اینجایی!
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #16
سایه ی عشق بر زمین افتاد
آسمان همچو یک شقایق شد
دست بردم به سمت موهایت

سهم من گردش دقایق شد!
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #17
دردانه‌ی بی رحم بیا و نظری کن
در کوچه‌ی دل باز بیا رهگذری کن
در دام بلایت شده بیچاره گرفتار
ای ماه بیا و به دل من نظری کن
این عشق شده باعث آزار من امشب
رحمی کن و در محکمه‌ام دادگری کن
یک اهل وفا گفت که تو اهل جفایی
اما تو بیا از نظر خود گذری کن
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #18
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
در زمین بی کسان دستم ز دستانت جداست
دست بر حلق و دهانم برده بیرونت کنم
لیک در این دل تمنای وجودت بی صداست
دست من را بسته عشقت بی وفای نارفیق
دست دل را باز کن دستم به دامانت، رواست؟
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #19
قلب من را دست خود داری و زارش کرده ای
عشق من را در پس سینه ستایش کرده ای
تا به دستت دادم این دل را زدی زخمش چنان
بی سراپا، بی وفا، با دل حکایت کرده ای
قصه ات را بازگو کن با دلم، زخمش بزن
درد من حقا زیاد است، تو شفاعت کرده ای!
 
امضا : Regina

Regina

کاربر حرفه‌ای
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
1,847
پسندها
75,569
امتیازها
64,873
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • محروم
  • #20
رحم بر این دل نداری ای نگار نازنین
می خرامی و دل از کف میبری بر این زمین
تا سخن گفتم به دنبالت هزار عاشق شتافت
چون شکاری دست صیادم، دو چشمت در کمین
 
آخرین ویرایش
امضا : Regina
عقب
بالا