مباحث متفرقه پیدا کردن رمان‌های بی‌نام

Anahid2000

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/1/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,601
یه رمان بود که دوست پدر دختر از خارج اومده بود فکر کنم از دبی بعد یه مدت با اینها زندگی میکنه و مثلا سر به سر دختر میذاره بعد از یه مدت وقتی عاشق هم میشن پسر برمیگرده دبی و اونجا هم یه رستوران داره که اسمش یه چیز عجیب بود مغلوبه بود چی بود یادم نیست بعد دختر یه مدت بعد میره دنبال پسره تو رستورانش بعد کارکنای رستوران زنگ میزنن به پسر میگن دختر اونجاست اونم میره دنبالش میبرتش خونه خودش و در نهایت به پدر دختر زنگ میزنن اونم به با هم بودنشون رضایت میده
 
عقب
بالا