دنباله دار تا حالا شده بخوای رمان بنویسی یهو یه صدا بیاد حست بپره؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -SETAREH-
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 21
  • بازدیدها بازدیدها 1,421
  • کاربران تگ شده هیچ

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,384
پسندها
32,521
امتیازها
80,773
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
خب دیگه.؟
 

ZAHRA._.pd

رو به پیشرفت
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
24/11/20
ارسالی‌ها
215
پسندها
7,145
امتیازها
21,013
مدال‌ها
13
  • #2
امضا : ZAHRA._.pd

فاطمه آماده

پرسنل مدیریت
سرپرست هنر
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
3,364
پسندها
9,165
امتیازها
36,273
مدال‌ها
28
  • مدیر
  • #3
آره مثلا کلی ایده توی سرت داری یهو یه صدا میاد بهت میگه حوصله نداری... اصلا اون لحظه حس میکنی ناامیدترین و بی مصرف‌ترین آدم روی زمینی :458063-24830a1ab7dc172d1979dd5bd0d18bf9:
 
امضا : فاطمه آماده

[SAMANEH]

کاربر فعال
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/21
ارسالی‌ها
842
پسندها
8,582
امتیازها
25,873
مدال‌ها
17
  • #4
به شدت :984:
 
امضا : [SAMANEH]

Madhklf

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
9/6/20
ارسالی‌ها
462
پسندها
5,749
امتیازها
21,773
مدال‌ها
13
  • #5
بله خیلی زیاد! برای همین منتظر میشم خانواده ام بخوابن بعد شروع کنم نوشتن.
 

Taranom.Zamani

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
24/11/20
ارسالی‌ها
250
پسندها
1,820
امتیازها
12,063
مدال‌ها
10
  • #6
اصلا نوشتن چیه؟
من می‌خوام رمان بخونم، یه صفحه میخونم یهو صدای جاروبرقی میاد و تا به خودم میام می‌بینم که چهل و پنج دقیقست دارم دو سطرو هی می‌خونم بدون اینکه بفهمم چی شده.
نوشتن که دیگه جای خود داره.
 
امضا : Taranom.Zamani

ِSHAB

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
7/3/21
ارسالی‌ها
108
پسندها
3,574
امتیازها
16,633
مدال‌ها
13
  • #7
اگه صدای نباشه نمیتونم بنویسم برای همین همیشه آهنگ میذارم و صداش رو تا ته زیاد میکنم و بعد شروع میکنم به نوشتن
 
امضا : ِSHAB

Wild

رو به پیشرفت
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
23/7/21
ارسالی‌ها
132
پسندها
1,428
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • #8
آآآ گمونم
 
امضا : Wild

NEGIN BARZAN~

نویسنده انجمن
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/20
ارسالی‌ها
2,140
پسندها
30,297
امتیازها
64,873
مدال‌ها
19
سن
22
  • #9
آره...داشتم می‌نوشتم، از بس مامانم حرف زد، نه تنها حسم پرید، بلکه کلاً جمله یادم رفت. دلم میخواست گوشیمو بکوبم به دیوار :/
 
امضا : NEGIN BARZAN~

Hadiseh Shahbazi

نویسنده افتخاری
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
3/10/21
ارسالی‌ها
1,497
پسندها
27,675
امتیازها
48,073
مدال‌ها
21
  • #10
خیلی وقت‌ها =)
 
امضا : Hadiseh Shahbazi
عقب
بالا