• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان تجربه کردم | الهام علیزاده کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Ema
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 50
  • بازدیدها بازدیدها 1,129
  • کاربران تگ شده هیچ

Ema

رو به پیشرفت
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/21
ارسالی‌ها
196
پسندها
988
امتیازها
5,313
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #51
بدون اینکه دست خودم باشه چشمام بخاطر دنیز باریده بود چقدر دلم میخواست دوباره ببینمش به گل ها رسیدگی کردم واومدم بیرون قلبم شکسته بود چقدر باید
بخاطر سوین صبر می کردم واین امون قلبمو بریده بود
عاشقش بودم واین از حال و روز من قشنگ دیده می شد



اززبان راوی...

نشسته بود تو حیاط وبه باغچه ای که بادستای خودش
درست کرده بود نگاه می کرد چقدر خوب انواع سبزی های
معطر رو کاشته بود وخوب بهشون رسیدگی کرده بود تا رشد کنن رفت میان گل های رز صورتی وقرمز وآبی آسمانی و به اونا هم آب داد دخترکی که چشماش به رنگ دریا بود ونمیدونست که این چشماش به چه کسی برده
حافظه ای که از کار افتاده وفقط یه تصویر محو از یک شخص توی خواب هاش براش آورده می شد ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Ema

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 7)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا