• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان تجربه کردم | الهام علیزاده کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Ema
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 40
  • بازدیدها بازدیدها 1,025
  • کاربران تگ شده هیچ

Ema

رو به پیشرفت
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/21
ارسالی‌ها
183
پسندها
972
امتیازها
5,313
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #41
بردنش اتاق شکنجه تا به حرف بیاد قرار بود اگه تا فردا حرف نزد از روش دیگه استفاده کنم وپای زن وبچه اش
به این قضیه باز می شد.. اعصابم به خاطر حامد وشرط مورات عوضی به هم خورده بود ولی بهترمیتونستم شرط رو قبول کنم این طوری هم میتونستم حمایت های زیاد مورات رو داشته باشم واین وسط عروسیشون رو عقب بندازم ودرآخر که قدرتم زیادتر شد از شر این دختره
سوین هم خلاص بشم چه خواب هایی برای این دوتا داشتم که ازش خبر نداشتم فعلا باید به حساب این پسره
می رسیدم تابفهمم چه اطلاعاتی جمع کرده واونا رو کجا
ذخیره کرده.

یکی از بادیگاردهام بعد درزدن اومد تو و اطلاع داد
که نتونستن پسره ارو به حرف بیارن مثل اینکه خیلی
مقاومت کرده بود تنها راهی که اونو به زبون می آورد
زنش وبچه اش بود.

یسنا
 
امضا : Ema

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 6)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا