نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.
  • تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه شرمسار | دینا سهیل کاربر انجمن یک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

nfas000

تازه وارد
سطح
5
 
ارسالی‌ها
153
پسندها
464
امتیازها
2,863
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #1
کد داستان کوتاه: ۴۳۰
ناظر: Sarina Alipur Sarina Alipur

نام داستان کوتاه: شرمسار
نام نویسنده: دینا سهیل
ژانر: #فانتزی #درام #اجتماعی
خلاصه:
پارمیدا در لجن غرق شده است. او که روزی زیباترین خواسته‌های دنیا را داشت؛ حال تا ابد زیر لجن رفته و راه برگشتی نیست؛ تا اینکه یک روز با خود پانزده ساله‌اش ملاقات می‌کند... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

CHISTA.S

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
15
 
ارسالی‌ها
578
پسندها
9,884
امتیازها
24,873
مدال‌ها
23
716948_224e8f314cb4445b28c7cb338a41c745.jpg
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن داستان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین - تاپیک جامع مسائل مربوط به داستان‌کوتاه

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با داستان به لینک زیر مراجعه فرمایید!
تاپیک جامع برای مسائل رمان نویسی

برای انتخاب ژانرِ مناسبِ داستان خود به تاپیک زیر مراجعه کنید
تاپیک جامع ژانرهای موجود در تالار کتاب

بعد از بیست پست از داستان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] nfas000

nfas000

تازه وارد
سطح
5
 
ارسالی‌ها
153
پسندها
464
امتیازها
2,863
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #3
شرمنده‌ام پانزده سالگی خودم
شرمنده‌ام که قهرمان آینده‌ات را نابود کردم
شرمنده‌ام که ناامیدت کردم
اینطور نگاهم نکن
با آن چشمان پاک و معصومت و آرزوهای بزرگ در سرت به نگاه نکن
من ناتوان‌تر از آنم که بتوانم معصومیت را به چشمانت برگردانم.
***
سرمای هوا به عمق استخوان و جانش نفوذ کرده بود. موهای مشکی‌اش از شال قرمز رنگی که بود و نبودش فرقی نداشت؛ بیرون زده بود.
چشمان کشیده‌اش و عسلی‌اش بی‌حالت و پوچ به درو دست‌ها خیره شده بود. گونه‌های برجسته‌اش با رژگونه آجری‌اش رنگ گرفته بود و پوست صافش به لطف افتاب کشورهای خارجی برنزه شده بود.
سیگار در کنج لبان قلوه‌ایش نشسته بود. رد رژ قرمز رنگش روی سفیدی سیگار به چشم می‌خورد و زیر پایش روی ایوان چند ته‌سیگار به چشم می‌خورد.
سیگار را از لبانش جدا کرد و با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

nfas000

تازه وارد
سطح
5
 
ارسالی‌ها
153
پسندها
464
امتیازها
2,863
مدال‌ها
5
  • نویسنده موضوع
  • #4
- آماده‌ی یک ماموریت جدید هستی؟
با کنجکاوی سرش را از بشقابش جدا کرد و به آراد دوخت.
- چه ماموریتی؟
آراد خودش را جلو کشید و آرام پچ زد. گویی حرف‌هایش مهم‌ترین راز دنیاست.
- از بالا دستور اومده که می‌خوان یکی از وسایل تاریخی خودشون رو پس بگیرن.
حالا فهمید! یک دزدی دیگر.
آراد وقتی دید پارمیدا مثل همیشه ساکت است ادامه داد:
- این آخرین کارته پاری! بعد این کار یک راست سوار هواپیما میشی و پرواز.
و با دستش ادای پرواز هواپیما را در آورد و سوت زد.
پامیدا ولی ساکت فقط نگاهش کرد.
آراد احساس کرد کمی معذب شده است. بعد این همه سال بازهم همین آش و کاسه را با پارمیدا داشت.
کمی اخم کرد و گفت:
- انجامش میدی یا نه؟!
و بازهم فقط خیره نگاهش کرد. انجام می‌داد یا خیر؟!
دوباره ایران را زیر پایش له...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

بالا