دفتر شعر دفتر شعر ال شدای | کاربر افرا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7
  • بازدیدها بازدیدها 409
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,222
پسندها
47,767
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
-بسم‌الله-

1000005925.jpg

این دفتر شعر متعلق به @افرا` بوده و کسی جز ایشان اجازه‌ی پست‌گذاری در این تاپیک را ندارد.

لطفا پیش از فعالیت به قوانین توجه داشته باشید.
قوانین دفتر شعر | تالار شعرکده

-مدیریت تالار شعرکده-​
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #2
خزان گذشته‌ام، برگ‌هایم بر باد رفت
خاطراتی از روزهای گذشته، در خاطره‌ها فرو رفت
زمانی که جوانی می‌پیچید به دستانم
عمر، همچون خاطره‌هایی بی‌بند و بار، بر باد رفت

اما همچنان در دلم آتشی روشن است
که خاطرات گذشته را گرم می‌کند
عمری که گذشته، همچون بادی سرگردان
در دلم، همواره زنده و یادآور است

بگذار بر باد رفته‌ها به خود برگردند
و من، با آرامشی عمیق، به روزهای آینده نگاه کنم
زیرا هر لحظه‌ای که بر من گذشته
یک زندگی جدید و نو در انتظارمان است
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #3
در خلوتِ قلبم شب شد و ستاره‌ها برق زدند
عشق در آستانه‌ی آرزوها قدم زدند
به راه بازگشت ندیدم روزی‌چون امروز
تو ای عشق از چشمانت رنگی به دل زدند
نیستی اما با من هستی هر لحظه و هر زمان
در نگاهم همیشه از تو دم زدند
در خاطره‌ها به تو برخوردم و با دستان
یاد گرفتم که چگونه روزها را به شب زدند
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #4
در چشمان مهتاب یک غم نهفته است
به یاد تو شب‌ها به خواب نمی‌رسد
در هر نفسی عشق تو مرا می‌سوزاند
در همین لحظه‌ی بی‌وفایی می‌رسد
زلفین تو راهی به جنگل آرزوهاست
در آغوش شب هر شام می‌بازد
در هر بازگشت حقیقت لبخندت
به دنیای بی‌نهایت رمزها می‌بازد
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #5
آرزوها و رویاها در غبار رفتگی شهرها و خیابان‌ها
با صدای سکون سکون هر قدمی، هر لحظه‌ای
در دست خاطرات پنهان زندگی بر باد رفته
در درونم جاودان اما در هر نفس
هر لحظه‌ی نو را می‌بینم که زندگی روایت میکند
از زمینهای تازه محو شده‌ای ستاره‌ها
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #6
ای بید خم گشته این دیار
برخیز و غوغا به پا کن
در این بیشه دلیران و شیران
تو نیز یاری باشو عهدی وفا کن
دراین اوضاع نابسامان زمانه
راه خود از اهریمن جدا کن
اینجا سرای دهقان و رستم است
شیر دل باش و جانی فدا کن
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #7
در خشکسالی تو را به یاد می‌آورم
همان آب خالص، که بر دستانم سیراب می‌شد
 
امضا : ASHMODAY

ASHMODAY

کاربر فعال
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
18/10/23
ارسالی‌ها
1,495
پسندها
5,264
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
سن
23
  • #8
زیر درختان سبز باغم
گل‌های رنگین کمانی می‌شکفت
باد لطیف و آروم
عطرشان را به گوش من می‌آورد
 
امضا : ASHMODAY

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
0
بازدیدها
19
پاسخ‌ها
27
بازدیدها
211
پاسخ‌ها
19
بازدیدها
130
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
91
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
100
عقب
بالا