- تاریخ ثبتنام
- 30/9/25
- ارسالیها
- 145
- پسندها
- 1,362
- امتیازها
- 8,043
- مدالها
- 7
- نویسنده موضوع
- #51
همه در محوطهای خالی پشت خانهی الیورا جمع شده بودند؛ ایوان حتی کار بر روی خانه را رها کرده بود. آریان کنجکاو منتظر ایستاده بود تا الیورا نحوه کنترل قدرتش را توضیح دهد، اما او یک صندلی و تخته سیاه را احضار کرد و از او خواست تا بر روی صندلی بشیند و با دقت به حرفهایش گوش دهد.
آریان بر روی صندلی نشست و منتظر ماند. الیورا مانند یک معلم گچ سفیدی در دست گرفت و بر روی تختهی سیاه، دو دایرهی بزرگ و کوچک کشید. آرام بر یکی از دایرهها کوبید و گفت:
- خب، بذار برات از ابتداییترین چیزها صحبت کنم. این دو تا دایره رو مانا در نظر بگیر که توی بدن تمام انسانها وجود داره و باعث میشه که توی این دنیا زنده بمونن. در کل قدرتها به دو دسته تقسیم میشن قدرتهای اصلی و قدرتهای جایگزین. قدرتهای اصلی از طریق...
آریان بر روی صندلی نشست و منتظر ماند. الیورا مانند یک معلم گچ سفیدی در دست گرفت و بر روی تختهی سیاه، دو دایرهی بزرگ و کوچک کشید. آرام بر یکی از دایرهها کوبید و گفت:
- خب، بذار برات از ابتداییترین چیزها صحبت کنم. این دو تا دایره رو مانا در نظر بگیر که توی بدن تمام انسانها وجود داره و باعث میشه که توی این دنیا زنده بمونن. در کل قدرتها به دو دسته تقسیم میشن قدرتهای اصلی و قدرتهای جایگزین. قدرتهای اصلی از طریق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.