- تاریخ ثبتنام
- 30/12/25
- ارسالیها
- 13
- پسندها
- 126
- امتیازها
- 483
- مدالها
- 1
- سن
- 20
- نویسنده موضوع
- #11
پارت ۹
نفس عمیقی گرفتم و ادامه دادم:- قبل از اینکه بیای دوربینها رو پوشوندم. باید سریعتر کارمون رو انجام بدیم. اگه طولانی بشه، نگهبانا مشکوک میشن و برای سرکشی میان.
با دو قدم فاصله به در رسیدیم. و چیزی دیدم که غیر قابل باور بود؛ قفل در باز بود. چنین اشتباهی از آن پنج نفر بعید بود. احتمال تله بودن خیلی زیاد بود.
اما فرصت دیگری نداشتیم. باید هرچه زودتر کارمان را تمام میکردیم...و قبل از رسیدن نگهبانها میرفتیم. تانیا با صدای آهسته گفت:- این نمیتونه اتفاقی باشه.
سرد و سریع جواب دادم:-معلومه که نه، ولی وقت نداریم، باید بریم داخل.
لحظهای سکوت بینمان حاکم شد. و بعد هردو با احتیاط وارد شدیم. هیچ چیز غیرعادی به چشم نمیخورد. تانیا زمزمه کرد:- اگه تله باشه چی؟.
بدون مکث گفتم:- اون پنج...
نفس عمیقی گرفتم و ادامه دادم:- قبل از اینکه بیای دوربینها رو پوشوندم. باید سریعتر کارمون رو انجام بدیم. اگه طولانی بشه، نگهبانا مشکوک میشن و برای سرکشی میان.
با دو قدم فاصله به در رسیدیم. و چیزی دیدم که غیر قابل باور بود؛ قفل در باز بود. چنین اشتباهی از آن پنج نفر بعید بود. احتمال تله بودن خیلی زیاد بود.
اما فرصت دیگری نداشتیم. باید هرچه زودتر کارمان را تمام میکردیم...و قبل از رسیدن نگهبانها میرفتیم. تانیا با صدای آهسته گفت:- این نمیتونه اتفاقی باشه.
سرد و سریع جواب دادم:-معلومه که نه، ولی وقت نداریم، باید بریم داخل.
لحظهای سکوت بینمان حاکم شد. و بعد هردو با احتیاط وارد شدیم. هیچ چیز غیرعادی به چشم نمیخورد. تانیا زمزمه کرد:- اگه تله باشه چی؟.
بدون مکث گفتم:- اون پنج...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.