• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان بازگشت غیرمنتظره | سایه ماه کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سایه ی ماه
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 23
  • کاربران تگ شده هیچ

سایه ی ماه

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
21/11/25
ارسالی‌ها
36
پسندها
61
امتیازها
103
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
بازگشت غیرمنتظره
نام نویسنده:
سایه، سایه ی ماه
ژانر رمان:
درام، معمایی
کد: 5752
ناظر: @miss_marynovel


خلاصه:
گاهی هنوز بوی سوختگی میاد؛ از روزهایی که ساختم.
میگن زمان همه چیو درست می کنه؛ ولی دروغ گفتند، من بهش باور ندارم. زمان فقط یاد میده چطور درد رو قایم کنی.
من قایم شدم، پشت یک چهره دیگه، یک زندگی دیگه؛ ولی آدم نمی‌تونه از خودش فرار کنه، نه تا وقتی صدای خنده‌ی اونا توی گوششه.
من برگشتم، نه چون قوی شدم؛ چون دیگه هیچ چیز برای از دست دادن ندارم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه ی ماه
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,366
پسندها
42,145
امتیازها
96,873
مدال‌ها
47
  • مدیر
  • #2
1000068220.webp


«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

سایه ی ماه

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
21/11/25
ارسالی‌ها
36
پسندها
61
امتیازها
103
  • نویسنده موضوع
  • #3
سریع راه افتادم باید عجله می کردم... حداقلاً باید دوباره می دیدمش.
یعنی ممکنه رفته باشه؟ به ساعت مچی ظریف نقره ایی که توی دستم خود نمایی می کرد، نگاهی انداختم. ساعت شش و چهل و پنج دقیقه بود... اگه تا الان رفته باشه چی؟
بالاخره رسیدم. بعد از حساب کردند کرایه، بلافاصله از ماشین پیاده شدم... قدم هم رو تند کردم... دیدمش، بین جمعیت در حالی که توی دستش گوشی بود، ایستاده بود.
نزدیک شدم. بخاطر این که پشت به من ایستاده بود، متوجه من نشده بود. صدام کمی بلند شد.
ماهلین: چرا منتظرم نموندی؟
برگشت، منو دید تعجب کرد.
دیار: تو چرا اومدی؟ من که دیروز باهات خداحافظی کردم!
اخم کردم.
ماهلین: خب باید صبر می کردی... میخواستم باهات بیام!
دیار: اها، که بعدش باز من اشک هاتو پاک می کردم!
اخم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : سایه ی ماه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 5)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا