• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته‌ غیرپارسی مجموعه دلنوشته‌های Cigarette avant la mort |صابر کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Le Saber
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها بازدیدها 78
  • کاربران تگ شده هیچ

Le Saber

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
9
پسندها
62
امتیازها
183
  • نویسنده موضوع
  • #1
Nom d'œuvre: cigarette avant la mort
Écrivain: Saber
:Introduction
Quand j’écris sur la vie,
les mots pensent à la mort.
Alors comment puis‑je fumer sur le toit
sans penser à sauter?
Et maintenant je me regarde
sur le sol, couvert de mon sang.
Je n’arrête toujours pas de fumer.
La mort, sois la bienvenue dans mon corps.
Ce-ci est ma dernière cigarette.

نام دلنوشته: سیگار پیش از مرگ
نویسنده: صابر
مقدمه:
وقتی دربارهٔ زندگی می‌نویسم
کلمات به مرگ فکر می‌کنند.
پس چگونه می‌توانم
روی پشت‌بام سیگار بکشم
بی‌آنکه به پریدن فکر کنم؟
و حالا
خودم را روی زمین می‌بینم
غرق در خون خود
اما هنوز
سیگار کشیدن را متوقف نکرده‌ام.
ای مرگ،
به بدنم خوش آمدی.
این
آخرین سیگار من است.
...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

-SETAREH-

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,384
پسندها
32,541
امتیازها
80,773
مدال‌ها
51
سن
21
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•

آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
1000027937.webp

نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های غیرپارسی کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.


" قوانین بخش دلنوشته‌های غیرپارسی کاربران"

پس از گذاشتن اولین پست می‌توانید گفتمان آزاد ایجاد کنید....
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Le Saber

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
9
پسندها
62
امتیازها
183
  • نویسنده موضوع
  • #3
Le première cigare avant la mort

Pourquoi?
Je veux crier ce mot face à Dieu.
Il est très silencieux,
et cela me met en colère.
Cher Dieu,
je suis fatigué de toi
et du monde que tu as créé.
Le ciel est bleu
comme nos veines.
Si je coupe le ciel,
saignera‑t‑il aussi?
Voici ma question
Est‑ce que le monde se blesse comme nous?
Est‑ce qu’il souffre aussi?


ترجمه:
اولین سیگار پیش از مرگ

چرا؟
می‌خواهم این واژه را
در برابر خدا فریاد بزنم.
او بسیار خاموش است
و این مرا خشمگین می‌کند.
خدای عزیز،
من از تو و جهانی که ساخته‌ی توست
خسته شده‌ام.
آسمان آبی‌ست
مثل رگ‌های ما.
اگر آسمان را ببرم
آیا آن هم خونریزی خواهد کرد؟
و حالا این سوال من است
آیا جهان هم
مثل ما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Le Saber

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
9
پسندها
62
امتیازها
183
  • نویسنده موضوع
  • #4
Le deuxième cigare Avant la mort

cher monde,
Je ne te connais plus
Ta ruse, ton hypocrisie, tes yeux.
Comme si je venais juste d’arriver.
et que je me sente déjà étranger sur ton sol

Comment un enfant d'un an.
Regarde la lune
En a‑t‑elle assez, elle aussi?
Va‑t‑elle quitter ton ciel, cette nuit?
Et son cigare trace une brume
qui nous fait disparaître.

ترجمه:
دومین سیگار پیش از مرگ
ای دنیای عزیز،
دیگر تو را نمی‌شناسم؛
نیرنگت، ریاکاری‌ات، چشمانت…
انگار که تازه به اینجا آمده‌ام،
و بر خاک تو غریبه‌ام
مثل کودکی یک‌ساله.
به ماه نگاه کن؛
شاید او هم خسته شده باشد.
شاید امشب آسمانت را ترک کند.
و سیگارش مهی بسازد
که ما را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Le Saber

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
9
پسندها
62
امتیازها
183
  • نویسنده موضوع
  • #5
Le troisième cigare

J'en ai marre de tout le monde.
Parfois je veux m'enfuir et trouver
un abri contre ce monde.
Ce matin j'ai oublié mon intention
de me tuer.
Ne t' inquiète pas, je le ferai un
autre jour.
Je m'en fiche lequel.
Mais je veux mourir sans sang,
car j'en ai peur.
Je mourrai demain.
Ces gouttes ne sont pas du sang,
ce sont des gouttes d'amour.
Elles sont rouges et amoureuses,
car celui qui se tuera demain
était trop amoureuse de la vie.


ترجمه:
از همه خسته‌ام.
گاهی می‌خواهم فرار کنم
و پناهگاهی در برابر این دنیا پیدا کنم.
امروز صبح قصدم برای کشتن خود را
فراموش کردم.
نگران نباش،
روز دیگری این کار را می‌کنم.
برایم فرقی نمی‌کند کدام روز.
اما می‌خواهم بدون خون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Le Saber

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
9
پسندها
62
امتیازها
183
  • نویسنده موضوع
  • #6
Le Quatrième Cigare

Ne vous méprenez pas,
Je suis heureux dans la vie.
Je veux juste tout briser et me tuer avec un couteau.
Oh non… pas de couteau.
Je n’ai pas le courage de prendre un couteau.
Qu’en pensez-vous, cher ami?
Pensez-vous que ce monde vaille la peine d’être vécu ?
Prennez un cigare et réfléchissez en regardant
les yeux du ciel.

ترجمه:
چهارمین سیگار
اشتباه برداشت نکن،
من در زندگی خوشحالم.
فقط می‌خواهم همه‌چیز را در هم بشکنم و با چاقویی خودم را بکشم.
اوه نه… چاقو نه.
من شجاعتِ به دست گرفتنِ چاقو را ندارم.
دوست عزیز، شما چه فکر می‌کنید؟
به نظرتان این دنیا ارزشِ زیستن دارد؟
سیگاری بردارید و در حالی که به چشمان آسمان خیره‌اید، بیاندیشید.
 
عقب
بالا