• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

انگلیسی به فارسی داستان کوتاه شبح | امین مترجم انجمن یک‌رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amın
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 70
  • کاربران تگ شده هیچ

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,757
پسندها
84,710
امتیازها
96,979
مدال‌ها
198
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
نام داستان: The Wraith
نام ترجمه شده: شبح
ژانر: ترسناک
گردآورنده: James Speyer
مترجم: امین مدالخور
خلاصه: ***
 
آخرین ویرایش
امضا : amın

setayesh

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
45
 
تاریخ ثبت‌نام
4/8/21
ارسالی‌ها
6,726
پسندها
44,160
امتیازها
88,276
مدال‌ها
91
سن
17
  • مدیر
  • #2
°| بسم تعالی |°
y016355_efc8eb95-fe04-4de5-9472-4e52a7a3d959.webp

مترجم عزیز ، ضمن خوش آمد گویی ، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن ترجمه خود

خواهشمندیم قبل از تایپ ترجمه خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید
قوانین ترجمه|تالار ترجمه انجمن یک رمان

درصورت پایان یافتن ترجمه خود در تاپیک زیر اعلام کنید.
اعلام پایان کار ترجمه|تالار ترجمه

برای سفارش جلد ترجمه خود بعد از 15 پست در تاپیک زیر درخواست کنید...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : setayesh

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,757
پسندها
84,710
امتیازها
96,979
مدال‌ها
198
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
- چطور به نظر میاد؟
با دقت، شانه همکار مجروحم را گرفتم و او را از دیواره سنگی لغزنده بالا کشیدم. لکه‌های تیره و غلیظ خون بر سنگ کبالت به جا مانده بود؛ در جایی که قبل‌تر ایستاده بود. در روشنایی آتش، چیزی وحشتناک می‌دیدم. سه زخم عمیق که هر کدام با سه اینچ فاصله از یکدیگر، از شانه‌ی چپ تا پهلوی راستش ادامه داشتند. گوشت، ماهیچه و رگ‌هایش دریده شده بودند؛ به قدری که استخوان‌هایش از زیر پوست و چرم لباسش دیده می‌شد.
در این سرمای گزنده، حتی خون منجمد می‌شد و این درد را دوچندان می‌کرد. به آرامی او را به دیواره‌ی سرد غار تکیه دادم تا مدتی استراحت کند. گرمای آتش، کمی بخار ایجاد می‌کرد و همین باعث می‌شد تا قطرات آب مانند اشک از سقف غار چکه کنند. پارچه‌ی نمناک را برداشتم و خون لخته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : amın

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,757
پسندها
84,710
امتیازها
96,979
مدال‌ها
198
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
پدرم همیشه هشدار می‌داد که به کوه نیایم. او می‌گفت در زندگی دو حقیقت وجود دارد: «اول اینکه کوهستان جای مردم زحمتکش مزرعه نیست، و دوم اینکه عمو رایل یک کلاهبردار بی‌لیاقت است.» من در کودکی فکر می‌کردم که عمویم کلاهبردار نیست، بلکه فقط در کسب‌وکار بهتر عمل می‌کرد. اما سال‌ها بعد، بالاخره می‌فهمیدم که پدرم در مورد همه چیز اشتباه نمی‌کرد. اما من هدفی برای اینجا بودن داشتم؛ همه ما هدفی داشتیم. و از خطرات آن آگاه بودیم.
دیگر چیزی برایم باقی نمانده بود. هیچ چیز جز اشتیاق به پایان رساندن کاری که شروع کرده بودیم. چکمه‌هایم را در برف فرو کردم و به راهم ادامه دادم. به کجا می‌رفتم [شرق، شمال، غرب. هیچ ایده‌ای نداشتم]. اما می‌دانستم به دنبال چه هستم. می‌دانستم شکارم چیست. اشباح هر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : amın
عقب
بالا