شاعر‌پارسی اشعار کیانوش عادتی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع •HOORYA•
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

•HOORYA•

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
1,059
پسندها
17,727
امتیازها
37,173
مدال‌ها
25
  • نویسنده موضوع
  • #1
خط میخورم از روزگار
میرم سفر بی اختیار
هیشکی واسم مثل تو نیست
اسم منو یادت بیار
با اینکه صدها خاطره
تو این مسیر همراهمه
وقت وداع آخرت
غم هاتو واسه من بیار
 
امضا : •HOORYA•

•HOORYA•

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
1,059
پسندها
17,727
امتیازها
37,173
مدال‌ها
25
  • نویسنده موضوع
  • #2
همش ابران‌که میبارن
من از بارون چه بیزارم
چرا روزایه بارونی
واسم بویه تورو دارن
غم و ماتم رو تکرارن
رو قلبم دست میزارن
همه با خاطرات تو
یه وجه مشترک دارن
حالا که زیره بارونم
چشام خیس و پریشونن
اگه حال خوشی باشه
به سیگاره که مدیونم
چقد گفتم دوست دارم
نزار تنها منو با غم
داری میری بمون با من
به رفتن هی نزن دامن
عجب روزایه دلگیری
داری از پیش من میری
میمیرم وقتی میبینم
داری دستاشو میگیری
 
امضا : •HOORYA•

•HOORYA•

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
1,059
پسندها
17,727
امتیازها
37,173
مدال‌ها
25
  • نویسنده موضوع
  • #3
تو آوازه بادی در آغوش صحرا
تو رقص شقایق
تو فریاده کوهی
سبک مثله یه قاصدک
مثله رویا
تو تعبیره شیرین من از یه خوابی
غمت مثله ابره بهاری یه لحظه ست
بنفشه می میره
اگه تو نباری
صدات تک تک قطره روی زمین
نگات مثله بارونه و مهربونه
موهاتو پریشونیه شب ندیده
چشات مثله خورشیده و پر فروغه
ببار بوسه هاتو رو لبهای تشنم
که بی تو بیابونه و سوت و کوره
میخوامت _نگو نه
که بی تو یه کابوس
تو این شهره تاریک
تو واسم یه فانوس
یه حس عجیبی
که خیلی قریبی
تو مهتاب شب هایی از نا امیدی
میخوامت _نگو نه
که بی تو یه کابوس
تو این شهره تاریک
تو واسم یه فانوس
یه حس عجیبی
که خیلی قریبی
تو مهتاب شب هایی از نا امیدی
تو یه تصویره روشن از امیدی
تویه تفسیره کامل از وجودی
همون آرایه تو پایان شعری
میای و تلخی کارو میگیری
بیا با من...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : •HOORYA•
عقب
بالا