نقد همراه نقد همراه من ارگ بم و تو نقش جهانی / میم.فـــا๛ | نقد توسط شورای نقد

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع .REIHANEH.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 87
  • کاربران تگ شده هیچ

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,876
پسندها
52,892
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
~بسم رب النور~
1000085894.webp
با سلام خدمت نویسنده محترم!

«نقد همچون آیینه‌ی نگرش ماست، بنگرید آیینه‌ی وجودیت را»
رمان «من ارگ بم و تو نقش جهانی» بر اساس تعداد پست‌های صلاح دیده شده توسط مدیر مربوط، توسط شورای انجمن یک رمان، بر اساس اصول و پیشنهاداتی برای درخشیدن شما نویسنده عزیز نقد گردیده است.
لطفا کمی صبر کنید تا تعداد پست مشخصی از رمان شما نقد همراه شود و داخل تاپیک قرار گیرند.
پس از مطالعه نقدها، موظف هستید رمان خود را ویرایش کنید.
اگر سوالی در زمینه رمان‌نویسی و چگونگی تغییر رمانتان داشتید می‌توانید در همین تاپیک از منتقدان خود سوالاتتان را شرح دهید و درباره‌ی چگونگی رفع...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .REIHANEH.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] W-XixI

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
970
پسندها
5,907
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • مدیر
  • #2
نقد همراه من ارگ بم و تو نقش جهانی
نویسنده: @میم.فـــا๛


پردهٔ آغازین بالا می‌رود.
نمایش شروع می‌شود،
و راوی اینچنین
(این‌چنین) می‌گوید: (این سه جمله باید پشت سر هم نوشته شوند)
«آدمی در آستانهٔ مرگ، همه چیز را از یاد می‌برد،
(بعد از ویرگول و کلمه بعدی فاصله قرار بگیرد) حتی عشق را؛ اما دخترک، احمقانه نگران انگشتان مردی‌ است که داشت گورش را می‌کند!»
در عصر یکی از روزهای مرداد ماه، من بودم با دندان‌های خرگوشی و موهای بسیار موج‌دارم. شال‌گردن قهوه‌ای سوخته‌ام را دور بینی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Mobina.Yahyazade

W-XixI

منتقد آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
19/11/20
ارسالی‌ها
518
پسندها
15,881
امتیازها
36,273
مدال‌ها
25
  • #3
نقد همراه رمان من ارگ بمُ تو نقش جهانی.
پست‌های #12، #14، #17، #23.
نویسنده: میم.فـــا๛
منتقد: W-Xixl




#12
- نه بابا! یعنی تا الان گل لقد کردم؟ کجا بریم [؟] تالار خورشید... شیده صبر کن...[سه‌ نقطه با کلمه‌ی بعدش یک فاصله دارد: «صبر کن... هوی»] هوی مغز خر گاز زدی؟
به شانه‌ام می‌کوبد تا رهایش کنم.
- ولم کن. من نمیام [!] برو خودتو... .
حرفش را قطع کرده [و] با زور و اجبار، از در دانشگاه خارجش می‌کنم. این هیکل ریزه‌میزه [COLOR=rgb(255...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : W-XixI

ARENA☆

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
24/1/22
ارسالی‌ها
1,951
پسندها
19,062
امتیازها
44,573
مدال‌ها
22
سن
18
  • مدیر
  • #4
نقد همراه رمان من ارگ بمُ تو نقش جهانی.
پست‌های #26، #28، #31، #33.
نویسنده: میم.فـــا๛
منتقد: .ARENA.



#26
در صحرا، در بیابان؟
شاید در یک قبرستان!
همان شبی که در مرداد ماهش، [ماه] [بهتره ویرگول هم حذف بشه] برف بر زمین داغ می‌‌نشست. [،] نور شمع‌ها با تندی باد می‌‌لرزید و دختری با دست و پایی بسته روی زمین، مردی با کفش‌های گران، کلاه شاپو، [(و) بجای ویرگول] نقابی سیاه مشغول کندن گودال بود! [معمولاً در مردادماه برف باریده نمیشه، بهتر بود شهر یا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ARENA☆
عقب
بالا