• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان باج را گردباد برد | ریحانه نصیری نویسنده انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع .REIHANEH.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 17
  • بازدیدها بازدیدها 473
  • کاربران تگ شده هیچ

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
باج را گردباد برد
نام نویسنده:
ریحانه نصیری
ژانر رمان:
تراژدی، جنایی، تاریخی
کد رمان: ۵۸۲۶
ناظر: @Sydney


خلاصه:
در برگه کهنه‌ای از تاریخ، اواخر دهه چهل، زنی با دبدبه و کبکبه در خاندانی *اعیان زندگی می‌کرد. خاندانی که سالیان درازی برای درآمد خودشان، واسطه بودند بین قشر پر زرق‌وبرق شهر و طبقه‌ای که حتی برای بدست آوردن *قِرانی، جان آدم‌ها را مضحکه خود می‌کردند. در بین همین سفارشات، مقتولی با *گواهیِ مشهود، پیدا می‌شود که کودکی زن را به تاراج می‌برد.
آغاز: ۱۴۰۵/۳/۷


*اعیان: ثروتمند
قِرانی: واحد پول
گواهی: مدرک


**گفتمان آزاد رمان
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,738
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #2
1000078871.webp

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #3
سلاااامممم
من باز اومدم! همون نیمچه نویسنده‌ی کرموی همیشگی:face-with-tears-of-joy: قرار بود بعد ریسمان برم و صد سال دیگه نیام ولی باز تحمل نکردم و به محض الهام شدن یک ایده جدید اومدم کرم‌هام و بریزم و برم:128: این‌سری دست روی موضوع و فضایی گذاشتم که قراره دهن خودم و سرویس کنه.:hanghead:
کلی تحقیق کردم ولی مطمئنم بازم نواقصی در طول مسیر پیدا میشه، پس ویرایشات بسیارررر داریم...قول نمیدم همین اول کاری تندتند پارت بذارم چون باید بیفتم روی روال داستان و حداقل ۵۰ پارت اول زمان‌بره!
خودتون میدونید من چقدر نقد و نظر دوست دارم پس هر حرفی داشته باشید تمام و کمال گوش میدم!


[به نام دادگر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #4
((فصل اول: سکه‌ی معکوس))
نور فراوانی از لوستر پر زرق و برق به چشمانش می‌خورد. همین باعث شد گوی‌های پرتلاطمش را، از سقف بگیرد. صدای موسیقی ملایم در فضا می‌چرخید، اما از اضطرابی که به جانش نشسته بود کم‌ نمی‌کرد. دیگر به انتهای وجودش رسیده بود. امشب باید به این کابوس هولناک، خاتمه می‌داد!
خدم و حشم عمارت با تمام قوا در تکاپو بودند. یکی با سینیِ بزرگی از شیرینی پله‌ها را به سرعت پایین می‌رفت، دیگری شتاب‌زده طبق میوه‌ها را از داخل انبار پر می‌کرد.
قلبش بی‌محابا در قفسه سینه‌اش می‌کوفت. هرج و مرج خانه اضطرابش را دو چندان می‌کرد. بدنش را کمی به سمت چپ متمایل کرد. پله‌های کوتاه و باریک را از گوشه‌ی چشم دید زد. باید قبل از این‌که کسی او را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #5
سرش را کمی بیش‌تر به سمت بیرون کشید. با چشمان پرهیاهوی خود دید که رفت و آمد خدم و حشم کم‌تر شده. گمان برد برخی از آن‌ها در طبقه‌ی پایین مشغول پذیرایی هستند، و برخی دیگر برای تازه کردن جانی دوباره، در کنار مطبخ لَم داده بودند.
دستکش توری‌اش بر روی در چوبی نشست. کمی در را باز کرد. پله‌ها دقیقاً روبه‌روی سرویس بهداشتی بودند. نگاهش را به سمت راستش کشید. وقتی دید چندان در دید قرار ندارد، قدم‌هایش را به سمت پله‌ها تند کرد. دامنی که قدش تا روی زانوانش بود، اجازه‌ی قدم‌های بلند را به او نمی‌داد. با رسیدن به پله‌ها نفسی از سر آسودگی کشید. دیوار بزرگ کنار پله‌ها، او را از معرض دید پنهان می‌کرد. دستش را به دیوارهای گچی گرفت و نوک پنجه‌‌ی پاهایش را به سرعت بر لبه‌ی پله‌ها گذاشت.
به پایان پله‌ها...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #6
سلامممم حالتون چطوره؟ نظر میخوام والا
هرجا بد بود بگید لطفاااااا:heart-suit:


صدای پاشنه‌ی کفش‌های قیصری‌ مرد مدام در فضای خلوت راه‌رو می‌پیچید. گاهی این صدا به در اتاق نزدیک می‌شد و گاهی فاصله می‌گرفت.
مهری سرش را کمی به سمت در متمایل کرد. چشمانش از شدت هیجان و اضطراب میخکوب شده بودند. صدای مرد را می‌توانست تشخیص دهد اما باور‌ نمی‌کرد که او باشد!
خدمتکار دستان لرزانش را کمی در هوا تکان داد و با لحنی ملتمسانه گفت:
- آقا پرویز به قد و بالاتون قسم، خانم گفتن یک امشب و نباید شما دست به اون وسایل بزنید. به جون بچه‌هام اگر بفهمن من جعبه رو به شما دادم بیخ تا بیخ سرم رو می‌برن.
مهری با شنیدن نام پرویز، شکش به یقین تبدیل شد. اما پرویز کجا و این‌‌طور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #7
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #8
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #9
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : .REIHANEH.

.REIHANEH.

نویسنده انجمن
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
5/1/21
ارسالی‌ها
3,824
پسندها
52,436
امتیازها
71,673
مدال‌ها
46
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #10
خب خب...الان وقت این رسیده که از شخصیت اصلیمون رو نمایی کنیم!
از کجا باید بشناسیدش؟ هر وقت توی رمانای من به اولین شخصیت زنی که اسمش با (ش) شروع میشد، رسیدید؛ بدونید اون شخصیت اصلی :128:

جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شویدجهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید

گفتمان آزاد داریم :466:
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : .REIHANEH.

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا