عبارات عبارات | ترجمه تحت‌اللفظی؛ ممنوع!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع KHAZAAN
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 16
  • بازدیدها بازدیدها 70
  • کاربران تگ شده هیچ

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #1
زبان انگلیسی سرشار از اصطلاحاتی است که اگر به‌صورت تحت‌اللفظی ترجمه شوند، معنایی عجیب و گاه خنده‌دار پیدا می‌کنند. این عبارات در دل خود مفهومی فراتر از واژه‌هایشان دارند و همین ویژگی، آن‌ها را جذاب و در عین حال چالش‌برانگیز می‌سازد. در ادامه به چند نمونه از این اصطلاحات اشاره خواهیم کرد.

منابع:
وب‌سایت‌های «آبادیس»، «فست‌دیکشنری»، «بیاموز» و «ایران کمبریج».
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #2
It's raining cats and dogs

> ترجمه تحت‌اللفظی: داره سگ و گربه می‌باره!
> معنی واقعی: باران بسیار شدید می‌بارد.
> مثال:
.It's raining cats and dogs outside
بیرون باران شدیدی می‌بارد.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #3
Break a leg

> ترجمه تحت‌اللفظی: پایت را بشکن!
> معنی واقعی: آرزوی موفقیت کردن، به‌ویژه قبل از اجرا یا امتحان.
> مثال:
!Break a leg on your performance
در اجرات موفق باشی!
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #4
Piece of cake

> ترجمه تحت‌اللفظی: یک تکه کیک
> معنی واقعی: خیلی آسان.
> مثال:
.The test was a piece of cake
امتحان خیلی آسان بود.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #5
Spill the beans

> ترجمه تحت‌اللفظی: لوبیاها را بریز!
> معنی واقعی: راز را فاش کردن.
> مثال:
?Who spilled the beans
چه کسی راز را لو داد؟
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #6
Hold your horses

> ترجمه تحت‌اللفظی: اسب‌هایت را نگه دار!
> معنی واقعی: کمی صبر کن، عجله نکن.
> مثال:
.Hold your horses, I'm coming
صبر کن، دارم می‌آیم.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #7
Hit the sack

> ترجمه تحت‌اللفظی: کیسه را بزن!
> معنی واقعی: به خواب رفتن.
> مثال:
.I'm tired, I should hit the sack
خسته‌ام، باید بخوابم.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #8
Under the weather

> ترجمه تحت‌اللفظی: زیر آب‌وهوا!
> معنی واقعی: حال خوبی نداشتن یا بیمار بودن.
> مثال:
.I'm feeling under the weather today
امروز حالم زیاد خوب نیست.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #9
Cost an arm and a leg

> ترجمه تحت‌اللفظی: یک دست و یک پا قیمت داشتن!
> معنی واقعی: بسیار گران بودن.
> مثال:
.That phone costs an arm and a leg
آن گوشی خیلی گران است.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆

KHAZAAN

مدیر بازنشسته
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
20/12/18
ارسالی‌ها
1,440
پسندها
72,249
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • #10
Once in a blue moon

> ترجمه تحت‌اللفظی: یک بار در ماه آبی!
> معنی واقعی: خیلی به ندرت.
> مثال:
.I eat fast food once in a blue moon
من خیلی به ندرت فست‌فود می‌خورم.
 
امضا : KHAZAAN
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] ARENA☆
عقب
بالا