• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان کیش و مات در دنیای موازی 1 | آنیا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mina18
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 75
  • کاربران تگ شده هیچ

mina18

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
17/6/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
کیش و مات در دنیای موازی
نام نویسنده:
آنیا
ژانر رمان:
علمی_تخیلی، معمایی، عاشقانه
کد رمان: ۵۸۴۰
ناظر: @vida1

خلاصه:
جایی که زندگی‌اش آرام می‌گذرد، اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد. او مانند همیشه غرق در زندگی خود است، اما ناگهان دریچه‌ای به دنیای موازی به رویش گشوده می‌شود و همزادش وجودش را می‌بلعد. آیا می‌تواند دوباره زندگی‌اش را پس بگیرد، یا برای همیشه در سایه او ناپدید می‌شود؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,440
پسندها
48,993
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • مدیرکل
  • #2
1000080722.webp
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

mina18

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
17/6/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
فقط یه ضربه مونده بود تا کار تموم شه. حریف روی تشک افتاده بود. تعادلش رو از دست داده بود، چشم‌هاش نیمه‌باز بودن و انگار دیگه نمی‌تونست بلند شه. تماشاچیا فریاد می‌زدن. اسمم رو صدا می‌زدن. ولی من فقط به دست‌هام نگاه می‌کردم. دست‌هایی که دیگه مال خودم نبودن. انگار یه نفر دیگه به‌جای من مشت می‌زد.
رفتم سراغ ضربه‌ی آخر. همون لحظه صدای آزاردهنده‌ای شبیه آهنگ زنگ گوشی تو گوشم پیچید. تمرکزم رو گرفت. سرم رو بالا آوردم که یهو مشتی محکم خورد تو صورتم.
از خواب پریدم. نفس‌نفس می‌زدم. قلبم اونقدر تند می‌زد که فکر کردم از سینه بیرون می‌زنه. چند ثانیه طول کشید تا بفهمم هنوز تو رینگ نیستم. تو اتاق خودم بودم. گوشی کنارم داشت زنگ می‌زد. تازه فهمیدم همه‌ش خواب بوده.
آهنگ رو خاموش کردم. ولی دستم می‌لرزید...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] vida1

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 13)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا