• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان میراث خون | روکسی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع zara00
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 75
  • کاربران تگ شده هیچ

zara00

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
4
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
میراث خون
نام نویسنده:
روکسی
ژانر رمان:
عاشقانه، مافیایی، درام
کد: ۵۸۴۵
ناظر: @Till
دلوین، افسر ایرانی‌ای که زندگی‌اش را وقف قانون کرده بود، حالا به محافظ شخصی خطرناک‌ترین رئیس مافیای ایتالیا تبدیل شده است؛ مردی که بیشتر از هرکس دیگری از او متنفر است.
دانته روسو، وارث بی‌رحم یک امپراتوری خونین، رازی را پنهان کرده که می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد؛ رازی که دلوین به خاطرش از او نفرت دارد.
در دنیایی که مرز میان عدالت و جنایت از بین رفته، نفرت به وسواس تبدیل می‌شود و حقیقت، مرگبارتر از هر گلوله‌ای است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

•mahgol•

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی کتاب
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/21
ارسالی‌ها
1,042
پسندها
34,885
امتیازها
59,573
مدال‌ها
25
سن
23
  • مدیر
  • #2
c320362_1000054868.webp
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به لینک زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : •mahgol•
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] M I R A S

zara00

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
4
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
پارت اول

آوای قطرات ریز و مداوم باران که روی شیشه پنجره روبرویم می‌کوبید، زیبایی نمای بیرون را دوچندان می‌کرد؛ تصویری فوق‌العاده از باغ بهاری که دورتادور عمارت گسترده شده بود. هر از گاهی آه عمیقی بی‌اختیار از گلویم بیرون کشیده می‌شد.
- چقدر الان دلم می‌خواد هوای بیرون رو تنفس کنم.

جان که کنارم ایستاده بود، به طرز خنده‌داری سعی می‌کرد بدون تکان خوردن بیش از حد، با نوک کفش پشت پای ایستاده‌اش را از روی شلوار شق‌و‌رق بخاراند و زیر لب غر زد:

- منو بذارید روی تختم. حاضرم هوای سمی شیمیایی هم تنفس کنم.
بی‌توجه به غرغرهای همیشگی‌اش از شیفت‌های طولانی، چشم‌هایم را بستم و سعی کردم با تمرکز روی صدای باران — که هر لحظه شدیدتر می‌شد — کمی به آرامشی برسم که خیلی وقت بود از من دریغ شده بود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] HECTOR

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 11)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا