• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان سایه‌ای در آغوش خورشید | سایه خیز کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سایه خیز
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 24
  • کاربران تگ شده هیچ

سایه خیز

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
960
پسندها
17,678
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
سایه‌ای در آغوش خورشید
نام نویسنده:
سایه خیز
ژانر رمان:
فانتزی، عاشقانه، تراژدی
کد رمان: ۵۸۴۷
ناظر: @Sydney


خلاصه: وقتی بحث غرور و تکبر باشد، فرق ندارد فرشته نور باشی یا زاده تاریکی، ریشه تمام کینه‌ها از همین‌جا می‌روید. حال دختری از جنس طبیعت، بی‌آنکه بخواهد، میان دو آتش ایستاده؛ آتشی که هر دو روزگاری عاشق بودند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,795
پسندها
10,189
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • مدیر
  • #2
c320362_1000054868.jpg

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*

سایه خیز

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
960
پسندها
17,678
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #3
مقدمه:

«هیچ شیطانی از ابتدا شرور نبود.
حتی ابلیس، روزی فرشته‌ای بود که عاشقانه خدا را می‌پرستید!
شرارت، زاده ذات نیست...
زاده لحظه‌ای است که تمام دنیا برایت تمام می‌شود.»
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

سایه خیز

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
960
پسندها
17,678
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #4
(فصل اول: از بهشت تا پرتگاه)

صدای آدم‌ها مانند همیشه همهمه‌ای در خیابان به پا کرده بود، حرف‌هایی درباره پول، موفقیت، ازدواج، جدایی، اما هیچ‌گاه حرفی از عشق نبود.
پریا به صدای قدم‌هایش بر روی آسفالت خیره بود، گویا تنها صدایی که از او تولید می‌شد، همین بود.
نه آدم‌ها، نه لبخندها، نه حتی نگاه‌هایی که گاه‌به‌گاه به او می‌افتاد، هیچ‌کدام واقعی نبودند... یا حداقل برای پریا واقعی به‌نظر نمی‌رسیدند.
پالتوی خاکستری رنگش را محکم‌تر دور خودش پیچید. سرش را بالا آورد و به زوج‌هایی که کنار هم راه می‌رفتند نگاه کرد؛ درست است جسم‌هایشان کنار هم بود اما، قلب‌هایشان فرسخ‌ها دور از یکدیگر بود، مگر عشق آن نبود که قلب‌ها بهم پیوند بخورد؟ پس این چه نوع احساسی بود؟
همه‌چیز حساب‌شده بود، انگار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

سایه خیز

کاربر فعال
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
6/10/20
ارسالی‌ها
960
پسندها
17,678
امتیازها
41,073
مدال‌ها
25
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #5
لبخندی به صورتش می‌آید و به سمت حوض حرکت می‌کند. به تصویر خود در آب نگاه می‌کند، حس می‌کند هربار که به آب خیره می‌شود، آب شفاف و زلال می‌شود تا چون آینه‌ای عمل کند. چشمان مشکی‌اش حسابی پف کرده بود و اگر پدربزرگ می‌دید این چشم‌ها را حتما کلی غر می‌زد که کل شب را فیلم دیده و نخوابیده. پرستویی لب حوض می‌نشیند، لبخندی دوباره مهمان صورتش می‌شود، دستش را به سمت پرستو می‌برد، انتظار پروازش را داشت، ولی پرستو گویی به چشمانش زل زده بود. حس می‌کند آب قل می‌خورد، لبخندش از بین می‌رود، دستش را به سمت آب می‌برد تا دمایش را چک کند که با صدای پرستو خشکش می‌زند:
- به زودی همه چیز آشکار میشه.
حس می‌کند دمای بدنش بالا رفته، آب داغ بود یا بدن او کوره آتش؟ فشار زیادی را بر روی سرش حس می‌کند، دستش را بر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : سایه خیز
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 5)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا