نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار کدوم خاطراتت و با کی خیلی دوست داری؟؟...........

  • نویسنده موضوع Ashk
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 58
  • بازدیدها 2,270
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

فندق

کاربر انجمن
سطح
16
 
ارسالی‌ها
379
پسندها
8,216
امتیازها
28,673
مدال‌ها
16
  • #21
مامان بزرگم
دوستای دوره راهنماییم
عمو و عمه ی کوچیکم
 

AmirAdabi❆

مدیر بازنشسته
سطح
20
 
ارسالی‌ها
462
پسندها
12,245
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #22
بهترین خاطرات من با دوستم امیره. اولین دیدار اتفاقیمون وقتی بود که اسامی ما دوتا جا به جا شده بود توی امتحان.
من امیر محمد ادبی و اون امیر محمد قاسمی.
از اون موقع به بعد کم کم باهم رفیق شدیم و خاطرات شیرینی رو رغم زدیم تا اینکه اومدن چند نفر به این رابطه لطمه وارد کرد و باعث شد دیگه هیچوقت نتونیم اون دوتا دوست قدیمی بشیم.
با وجود اینکه هر روز هم همو میبینیم و با وجود اینکه هردفعه خاطرات گذشته برامون تکرار میشه، اما نمیتونیم حتی ی سلام ساده هم به همدیگه بکنیم.....:worried:
خیلی سخته، مگه نه؟!
 
امضا : AmirAdabi❆

Ashk

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
23
پسندها
2,317
امتیازها
13,073
  • نویسنده موضوع
  • #23
بهترین خاطرات من با دوستم امیره. اولین دیدار اتفاقیمون وقتی بود که اسامی ما دوتا جا به جا شده بود توی امتحان.
من امیر محمد ادبی و اون امیر محمد قاسمی.
از اون موقع به بعد کم کم باهم رفیق شدیم و خاطرات شیرینی رو رغم زدیم تا اینکه اومدن چند نفر به این رابطه لطمه وارد کرد و باعث شد دیگه هیچوقت نتونیم اون دوتا دوست قدیمی بشیم.
با وجود اینکه هر روز هم همو میبینیم و با وجود اینکه هردفعه خاطرات گذشته برامون تکرار میشه، اما نمیتونیم حتی ی سلام ساده هم به همدیگه بکنیم.....:worried:
خیلی سخته، مگه نه؟!
اره خیلی حتی بیشتر از خیلی
 
امضا : Ashk

Vαмpιre

کاربر انجمن
سطح
4
 
ارسالی‌ها
256
پسندها
6,292
امتیازها
22,273
مدال‌ها
3
  • محروم
  • #24
ااا هرچی دارم خاطرات:/ همشونم باحال:/
ولی یه دوست صمیمی داشتم خدا از من گرفتتش خیلی دوس داش مدل شه یه روز با دوسته مشترکمونو رلش جمع شدیم من زنگ زدم بهش گوشی رو گذاشتم رو اسپیکر صدامو عوض کردم شروع کردم به حرف زدن گفتم سلام ما از شرکته ایکس ایکس تاکس ایکس با شما تماس میگیرم که موخفف یکی از بهترین شرکت های زیبایی و مدلینگ تو امریکاس ما ب صورت اتفاقی شما رو در اینستاگرام مشاهده کردیم و از شما خوشمان امد....خدا بیامرزتش خیلی خوشحال شده بود انقدر جدی حرف زدم باورش شد تهش صدامو معمولی کردم گفتم هوی امیرعلی ام بست منو فحش!!از خند مردیم اون روز..شبش هم رفتیم بیرون تا می تونست منو زد ولی ..دو هفته بعدش هم مرد ....
 
امضا : Vαмpιre

Ashk

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
23
پسندها
2,317
امتیازها
13,073
  • نویسنده موضوع
  • #25
ااا هرچی دارم خاطرات:/ همشونم باحال:/
ولی یه دوست صمیمی داشتم خدا از من گرفتتش خیلی دوس داش مدل شه یه روز با دوسته مشترکمونو رلش جمع شدیم من زنگ زدم بهش گوشی رو گذاشتم رو اسپیکر صدامو عوض کردم شروع کردم به حرف زدن گفتم سلام ما از شرکته ایکس ایکس تاکس ایکس با شما تماس میگیرم که موخفف یکی از بهترین شرکت های زیبایی و مدلینگ تو امریکاس ما ب صورت اتفاقی شما رو در اینستاگرام مشاهده کردیم و از شما خوشمان امد....خدا بیامرزتش خیلی خوشحال شده بود انقدر جدی حرف زدم باورش شد تهش صدامو معمولی کردم گفتم هوی امیرعلی ام بست منو فحش!!از خند مردیم اون روز..شبش هم رفتیم بیرون تا می تونست منو زد ولی ..دو هفته بعدش هم مرد ....
آخی
ولی خیلی باحال بود
 
امضا : Ashk

Ashk

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
23
پسندها
2,317
امتیازها
13,073
  • نویسنده موضوع
  • #26
یه بار بابام با شماره ناشناس بهم رنگ زد بعد فک کردم مزاحمه هر چی فحش بلد بودم دادم به زنده مرده طرف که بعد فهمیدم بابام بوده
شبس بابام اومد خونه گفت نمیدونستم از این فحشام بلدی ای شیطون تامدت ها همش اینو به رخم میاورد حالامن تصمیم گرفتم با همه مودب باشم
 
امضا : Ashk

Maede Shams

مدیر بازنشسته
سطح
46
 
ارسالی‌ها
4,868
پسندها
77,358
امتیازها
95,555
مدال‌ها
48
  • #27
همیشه یه شکست عشقی خورده هست.:/ با عرض معذرت.
خاطرلماتم با پرنیا.
مگه هر کی میخواد یه خاره رو فراموش کنه عاشقِ شکست خورده ست؟
مگه هر کی عاشقه خاطره ای داره که میخواد فراموش کنه؟:)
این اشتباه بینِ ما آدما جا افتاده...!
 
امضا : Maede Shams

Maede Shams

مدیر بازنشسته
سطح
46
 
ارسالی‌ها
4,868
پسندها
77,358
امتیازها
95,555
مدال‌ها
48
  • #28
با پسر عموهام که دوتا شون داداشای ناتنیمن...اون یکیم که پسرعموی سه تامون میشد...شر بودیم تو کل فامیل...اصن اسم چهارتامون که میومد همه اه میکشیدن...با وجود اختلاف سنیامون پایه همدیگه بودیم...هنوزم هستیم ولی الان شدیم سه تا با یه دنیا غم...دیگه هیچکس شادی ما سه تارو نمیبینه شدیم سه تا ادم افسرده...درکت میکنم عزیزم...من شصتو سه روزه که پسرعموی عزیزمو از دست دادم...اون رفتو منو تیوا و تیما موندیم تو این دنیا با یه عالمه خاطره مشترک...که با هربار مرور کردنشون دیگه باید گریه کنیم نه بخندیم...جای امید بینمون خالیه افتضاح...حالا برای خاطره ساختن باهاش باید روی سنگ قبرش باهاش حرف بزنیم...شصتو سه روزه هیچکس لبخند ما سه تارو ندیده...دیگه نمیتونیم ببینیمش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Maede Shams

Ashk

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
23
پسندها
2,317
امتیازها
13,073
  • نویسنده موضوع
  • #29
امضا : Ashk

Maede Shams

مدیر بازنشسته
سطح
46
 
ارسالی‌ها
4,868
پسندها
77,358
امتیازها
95,555
مدال‌ها
48
  • #30
امضا : Maede Shams
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Ashk
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
3
بازدیدها
163

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا