نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,464
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,811
زان شاه که او را هوس طبل و علم نیستدیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست
از دور ببینی تو مرا شخص روندهآن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست
پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانستاما نه چنین جان که بجز غصه و غم نیست
من بی‌من و تو بی‌تو درآییم در این جوزیرا که در این خشک بجز ظلم و ستم نیست
این جوی کند غرقه ولیکن نکشد مردکو آب حیاتست و بجز لطف و کرم نیست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,812
این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ستاز خواجه بپرسید که این خانه چه خانه‌ست
این صورت بت چیست اگر خانه کعبه‌ستوین نور خدا چیست اگر دیر مغانه‌ست
گنجی‌ست در این خانه که در کون نگنجداین خانه و این خواجه همه فعل و بهانه‌ست
بر خانه منه دست که این خانه طلسم‌ستبا خواجه مگویید که او م**س.ت شبانه‌ست
خاک و خس این خانه همه عنبر و مشک‌ستبانگ در این خانه همه بیت و ترانه‌ست
فی الجمله هر آن کس که در این خانه رهی یافتسلطان زمینست و سلیمان زمانه‌ست
ای خواجه یکی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,813
اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیستتو ابر در او کش که بجز خصم قمر نیست
ای خشک درختی که در آن باغ نرستستوی خوار عزیزی که در این ظل شجر نیست
بسکل ز جز این عشق اگر در یتیمیزیرا که جز این عشق تو را خویش و پدر نیست
در مذهب عشاق به بیماری مرگستهر جان که به هر روز از این رنج بتر نیست
در صورت هر کس که از آن رنگ بدیدیمی‌دان تو به تحقیق که از جنس بشر نیست
هر نی که بدیدی به میانش کمر عشقتنگش تو به بر گیر که جز تنگ شکر نیست
شمس الحق تبریز چو در دام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,814
از اول امروز حریفان خراباتمهمان توند ای شه و سلطان خرابات
امروز چه روزست بگو روز سعادتاین قبله دل کیست بگو جان خرابات
هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیستکو م**س.ت خرابست به فرمان خرابات
صد زهره ز اسرار به آواز درآمدکز ابر برآ ای مه تابان خرابات
ما از لب و دندان اجل هیچ نترسیمچون زنده شدیم از بت خندان خرابات
بر گاو نهد رخت و به عشق آید جان م**س.تکاین رخت گرو کن بر دربان خرابات
هر جان که به شمس الحق تبریز دهد دلاو کافر خویش است و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,815
همه خوف آدمی را از درونستولیکن هوش او دایم برونست
برون را می‌نوازد همچو یوسفدرون گرگی‌ست کو در قصد خونست
بدرد زهره او گر نبینددرون را کو به زشتی شکل چونست
بدان زشتی به یک حمله بمیردولیکن آدمی او را زبونست
الف گشت‌ست نون می‌بایدش ساختکه تا گردد الف چیزی که نونست
اگر نه خود عنایات خداوندبدیدستی چه امکان سکون‌ست
نه عالم بد نه آدم بد نه روحیکه صافی و لطیف و آبگون‌ست
که او را بود حکم و پادشاهی
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,816
بده یک جام ای پیر خراباتمگو فردا که فی التأخیر آفات
به جای باده درده خون فرعونکه آمد موسی جانم به میقات
ش*ر..اب ما ز خون خصم باشدکه شیران را ز صیادیست لذات
چه پرخونست پوز و پنجه شیرز خون ما گرفتست این علامات
نگیرم گور و نی هم خون انگورکه من از نفی مستم نی ز اثبات
چو بازم گرد صید زنده گردمنگردم همچو زاغان گرد اموات
بیا ای زاغ و بازی شو به همتمصفا شو ز زاغی پیش مصفات
بیفشان وصف‌های باز را هم
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,817
ببستی چشم یعنی وقت خوابستنه خوابست آن حریفان را جوانست
تو می دانی که ما چندان نپاییمولیکن چشم مستت را شتاب‌ست
جفا می‌کن جفاات جمله لطف‌ستخطا می‌کن خطای تو صواب‌ست
تو چشم آتشین در خواب می‌کنکه ما را چشم و دل باری کبابست
بسی سرها ربوده چشم ساقیبه شمشیری که آن یک قطره آبست
یکی گوید که این از عشق ساقیستیکی گوید که این فعل شرابست
می و ساقی چه باشد نیست جز حقخدا داند که این عشق از چه بابست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,818
سماع از بهر جان بی‌قرارستسبک برجه چه جای انتظارست
مشین این جا تو با اندیشه خویشاگر مردی برو آن جا که یارست
مگو باشد که او ما را نخواهدکه مرد تشنه را با این چه کارست
که پروانه نیندیشد ز آتشکه جان عشق را اندیشه عارست
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنیددر آن ساعت هزار اندر هزارست
شنیدی طبل برکش زود شمشیرکه جان تو غلاف ذوالفقارست
بزن شمشیر و ملک عشق بستانکه ملک عشق ملک پایدارست
حسین کربلایی آب بگذار
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,819
سماع آرام جان زندگانیستکسی داند که او را جان جانست
کسی خواهد که او بیدار گرددکه او خفته میان بوستان‌ست
ولیک آن کو به زندان خفته باشداگر بیدار گردد در زیان‌ست
سماع آن جا بکن کان جا عروسیستنه در ماتم که آن جای فغانست
کسی کو جوهر خود را ندیدهستکسی کان ماه از چشمش نهانست
چنین کس را سماع و دف چه بایدسماع از بهر وصل دلستان‌ست
کسانی را که روشان سوی قبله‌ستسماع این جهان و آن جهانست
خصوصا حلقه‌ای کاندر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,820
دگربار این دلم آتش گرفتسترها کن تا بگیرد خوش گرفتست
بسوز ای دل در این برق و مزن دمکه عقلم ابر سوداوش گرفتست
دگربار این دلم خوابی بدیدستکه خون دل همه مفرش گرفتست
چو سایه کل فنا گردم ازیراجهان خورشید لشکرکش گرفتست
دلم هر شب به دزدی و خ**یا*نتز لعل بار سلطان وش گرفتست
کجا پنهان شود دزدی دزدیکه مال خصم زیر کش گرفتست
بسی جان که همی‌پرد ز قالبولی پایش حریف کش گرفتست
ز ذوق زخم تیرش این دل منبه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا