نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,464
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,821
مرا چون تا قیامت یار اینستخراب و م**س.ت باشم کار اینست
ز کار و کسب ماندم کسبم اینسترخا زر زن تو را دینار اینست
نه عقلی ماند و نی تمیز و نی دلچه چاره فعل آن دیدار اینست
گل صدبرگ دید آن روی خوبشبه بلبل گفت گل گلزار اینست
چو خوبان سایه‌های طیر غیبندبه سوی غیب آ طیار این‌ست
مکرر بنگر آن سو چشم می‌مالکه جان را مدرسه و تکرار اینست
چو لب بگشاد جان‌ها جمله گفتندشفای جان هر بیمار اینست
چو یک ساغر ز دست عشق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,822
ز همراهان جدایی مصلحت نیستسفر بی‌روشنایی مصلحت نیست
چو ملک و پادشاهی دیده باشیپس شاهی گدایی مصلحت نیست
شما را بی‌شما می‌خواند آن یارشما را این شمایی مصلحت نیست
چو خوان آسمان آمد به دنیااز این پس بی‌نوایی مصلحت نیست
در این مطبخ که قربانست جان‌هاچو دونان نان ربایی مصلحت نیست
بگو آن حرص و آز راه زن راکه مکر و بدنمایی مصلحت نیست
چو پا داری برو دستی بجنبانتو را بی‌دست و پایی مصلحت نیست
چو پای تو نماند پر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,823
به جان تو که سوگند عظیمستکه جانم بی‌تو دربند عظیمست
اگر چه خضر سیرآب حیاتستبه لعلت آرزومند عظیمست
سخن‌ها دارم از تو با تو بسیارولی خاموشیم پند عظیمست
هر آن کز بیم تو خاموش باشداگر چه خر خردمند عظیمست
هر آن کس کو هنر را ترک گویدز بهر تو هنرمند عظیمست
فکندم خویش را چون سایه پیشتفکندن پیشت افکند عظیمست
که بغداد تو را داد بزرگستسمرقند تو را قند عظیمست
حریصم کرد طمع داد قندتاگر چه بنده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,824
بگو ای یار همراز این چه شیوه‌ستدگرگون گشته‌ای باز این چه شیوه‌ست
عجب ترک خوش رنگ این چه رنگستعجب ای چشم غماز این چه شیوه‌ست
دگربار این چه دامست و چه دانه‌ستکه ما را کشتی از ناز این چه شیوه‌ست
دریدی پرده ما این چه پرده‌ستیکی پرده برانداز این چه شیوه‌ست
منم آن کهنه عشقی که دگربارگرفتم عشق از آغاز این چه شیوه‌ست
بدان آواز جان دادن حلالستزهی آواز دمساز این چه شیوه‌ست
مسلمانان شما این شور بینیدکه مثلش نیست هنباز این چه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,825
شنیدم مر مرا لطفت دعا گفتبرای بنده خود لطف‌ها گفت
چه گویم من مکافات تو ای جانکه نیکی تو را جانا خدا گفت
ولیکن جان این کمتر دعاگوهمه شب روی ماهت را دعا گفت
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,826
قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارست
مرا سودای تو دامن گرفته‌ستکه این سودا نه آن سودای پارست
منم سوزان در آتش‌های نو نومرا با یارکان اکنون چه کارست
همی‌نالد درون از بی‌قراریبدان ماند که آن جان نگارست
چو از یاری تو را جان خسته گرددنمی‌داند که اندر جانش خارست
تو در جویی و خارت می‌خراشدنمی‌دانی که خاری در سرا رست
گریزان شو از آن خار و به گل روکه شمس الدین تبریزی بهارست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,827
صدایی کز کمان آید نذیریستکه اغلب با صدایش زخم تیریست
مثر را نگر در آب آثارکاثر جستن عصای هر ضریریست
پس لا تبصرونت تبصرونی‌ستبصر جستن ز الهام بصیریست
تو هر چه داری نه جویانش بودیطلب‌ها گوش گیری و بشیریست
چنان کن که طلب‌ها بیش گرددکثیرالزرع را طمع وفیریست
مشو نومید از ظلمی که کردیکه دریای کرم توبه پذیریست
گناهت را کند تسبیح و طاعاتکه در توبه پذیری بی‌نظیریست
شکسته باش و خاکی باش این جا
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,828
مبر رنج ای برادر خواجه سختستبه وقت داد و بخشش شوربختست
اگر چه باغ را نیمی گرفته‌ستولیکن سخت بی‌میوه درختست
گشاده ابروست و بسته کیسهمشو غره که او را سیم و رختست
دو دستش را به تخته دوختستندچه سود ار خواجه بر بالای تختست
وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوهسخااش مرده است و لخت لختست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,829
ز بعد وقت نومیدی امیدیستبه زیر کوری اندر سینه دیدیست
نبینی نور چون دانی تو کوریسیه نادیده کی داند سپیدیست
قرین صد هزاران نقش و معنینهان تصریف سلطان وحیدیست
که جنباننده این نقش و معنی‌ستچو بادی رقص‌های شاخ بیدیست
مشو نومید از دشنام دلدارکه بعد رنج روزه روز عیدیست
که یبقی الحب ما بقی العتابکه هر نقصی کشاننده مزیدیست
رها کن گفت به از گفت یابییقین هر حادثی را خود ندیدیست
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,830
طبیب درد بی‌درمان کدامسترفیق راه بی‌پایان کدامست
اگر عقلست پس دیوانگی چیستوگر جانست پس جانان کدامست
چراغ عالم افروز مخلدکه نی کفرست و نی ایمان کدامست
پر از درست بحر لایزالیدرونش گوهر انسان کدامست
غلامانه است اشیاء را قباهامیان بندگان سلطان کدامست
یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیستطبیب عشق را دکان کدامست
خرد عاجز شد اندر فکر عاجزکه سرکش کیست سرگردان کدامست
بت موزون به بتخانه بسی جستکه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا