You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
** غمکده **
-
نویسنده موضوع
.ARMIN
-
تاریخ شروع
-
پاسخها
3,250
-
بازدیدها
54,833
-
کاربران تگ شده
هیچ
| دل بیتو به صدهزار زاریست | | جان در کف صدهزار خواریست |
| در عشق تو ز اشک دیده دل را | | الحق ز هزار گونه یاریست |
| در راه تو خوارتر ز حاکم | | ای بخت بد این چه خاکساریست |
| کردیم به کام دشمن ای دوست | | دانم که نه این ز دوستاریست |
| هجران سیهگر توام کشت | | این نیز هم از سپیدکاریست |
| ماه چون چهرهی زیبای تو نیست | | مشک چون زلف گلآرای تو نیست |
| کس ندیدست رخ خوب ترا | | که چو من بنده و مولای تو نیست |
| کردم از دیده و دل جای ترا | | گرچه از دیده و جان جای تو نیست |
| چه دهی وعدهی فردا که مرا | | دل این وعدهی فردای تو نیست |
| سینهی کس نشناسم به جهان | | که در آن سینه تقاضای تو نیست |
| از تو بریدن صنما روی نیست | | زانکه چو رویت به جهان روی نیست |
| تا تو ز کوی تو برون رفتهای | | کوی تو گویی که همان کوی نیست |
| گرچه غمت کرد چو مویی مرا | | فارغم از عشق تو یک موی نیست |
| روی ترا ماه نگویم از آنک | | ماه چو آن عارض دلجوی نیست |
| زلف ترا مشک نخوانم از آنک | | مشک بدان رنگ و بدان بوی نیست |
| چون لب تو بادهی خوش رنگ نه | | چون رخ تو لالهی خود روی نیست |
| زلف تو چوگان و دلم گوی اوست | | کیست که چوگان ترا گوی نیست |
| طعنهی بدگوی نباشد... | | |
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
| روی برگشتنم از روی تو نیست | | که جهانم به یکی موی تو نیست |
| زان ز روی تو نگردانم روی | | که بجز روی تو چون روی تو نیست |
| هیچ شب نیست که اندر طلبت | | بسترم خاک سر کوی تو نیست |
| هیچ دم نیست که بر جان و دلم | | داغی از طعنهی بدگوی تو نیست |
| نیست با این همه آزرم ازو | | زانکه بی تعبیهی بوی تو نیست |
| جانا دلم از خال سیاه تو به حالیست | | کامروز بر آنم که نه دل نقطهی خالیست |
| در آرزوی خواب شب از بهر خیالت | | حقا که تنم راست چو در خواب خیالیست |
| بیروز رخ خوب تو دانم خبرت نیست | | کاندر غم هجران تو روزیم چو سالیست |
| هردم به غمی تازه دلم خوی فرا کرد | | تا هر نفسی روی ترا تازه جمالیست |
| وامروز غم من چو جمالت به کمالست | | یارب چه کنم گر پس ازین نیز کمالیست |
| آن کیست که او را چو کف پای تو روییست | | وان کیست که او را به کف از دست تو مالیست |
| پیغام دهی هر نفسم کانوری از... | | |
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
| عشق تو بیروی تو درد دلیست | | مشکل عشق تو مشکل مشکلیست |
| بیتو در هر خانه دستی بر سریست | | وز تو در هر کوی پایی در گلیست |
| بر در بتخانهی حسنت کنون | | دست صبرم زیر سنگ باطلیست |
| شادی وصلت به هر دل کی رسد | | تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست |
| حاصلم در عشق تو بیحاصلیست | | هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست |
| از تحیر هر زمانی در رهت | | روی امیدم به دیگر منزلیست |
| کشتیی بر خشک میران انوری | | کاخر این دریای غم را ساحلیست |
| در همه مملکت مرا جانیست | | هر زمان پایبند جانانیست |
| در کنارم به جای دمسازی | | تا سحرگه ز دیده طوفانیست |
| در کجا میخورد مرا غم عشق | | در همه خانهام یکی تا نیست |
| یک دم از درد عشق ناساید | | دادم انصاف رنجکش جانیست |
| گفتم او را که صبر کن که به صبر | | هر غمی را که هست پایانیست |
| این همه هست کاشکی باری | | کار او را سری و سامانیست |
| مکن ای دل که عشق کار تو نیست | | بار خود را ببر که بار تو نیست |
| مردی از عشق و در غم دگری | | گرچه این هم به اختیار تو نیست |
| دیده راز تو فاش کرد ازآنک | | دیده در عشق رازدار تو نیست |
| نوبهار آمد و جهان بشکفت | | زان ترا چه چو نوبهار تو نیست |
| بیمهر جمال تو دلی نیست | | بیمهر هوای تو گلی نیست |
| بگذشت زمانه وز تو کس را | | جز عمر گذشته حاصلی نیست |
| تا از چه گلی که از تو خالی | | در عالم آب و گل دلی نیست |
| در دائرهی جهان محدث | | چون حادثهی تو مشکلی نیست |
| در تو که رسد که در ره تو | | جز منزل عجز منزلی نیست |
| در بحر تحیر تو پایاب | | کی سود کند که ساحلی نیست |
| یار با من چون سر یاری نداشت | | ذرهای در دل وفاداری نداشت |
| عاشقان بسیار دیدم در جهان | | هیچکس کس را بدین خواری نداشت |
| جان به ترک دل بگفت از بیم هجر | | طاقت چندین جگرخواری نداشت |
| تا پدید آمد ش*ر..اب عشق تو | | هیچ عاشق برگ هشیاری نداشت |
| دل ز بیصبری همی زد لاف عشق | | گفت دارم صبر پنداری نداشت |
| بار وصلش در جهان نگشاد کس | | کاندرو در هجر سرباری نداشت |
| درد چشم من فزون شد بهر آنک | | توتیای از صبر پنداری نداشت |
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.