** غمکده **

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3,250
  • بازدیدها بازدیدها 54,756
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,521
چون سنائی شه اقلیم سخنراقم تخته‌ی تعلیم سخن
خواست گردون که فرو شوید پاکرقم هستی‌اش از تخته‌ی خاک
بر سر بستر کین افکندشهمچو سایه به زمین افکندش
لب هنوزش ز سخن نابستهداشت با خود سخنی آهسته
همدمی بر دهنش گوش نهادبه حدیثش نظر هوش گشاد
آنچه از عالم دل تلقین داشتبیتکی بود که مضمون این داشت
که: بر اطوار سخن بگذشتملیک حالی ز همه برگشتم
بر دلم نیست ز هر بیش و کمیبجز از حرف ندامت رقمی
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,522
ای رهائی ده هر بیهوشی!مهر بر لب نه هر خاموشی!
به هوای تو سخن کوشی مابه تمنای تو خاموشی ما
گر تو در حرف نهی لطف شگرفلجه‌ای ژرف شود چشمه‌ی حرف
بعد توست اصل همه تنگی‌هاقرب تو مایه‌ی یکرنگی‌ها
دل جامی که بود تنگ از توعندلیبی‌ست خوش آهنگ از تو
بال پروازش ازین تنگی ده!نکهت‌اش از گل یکرنگی ده!
دوز از تار فنا دلق، او را!برهان از خود و از خلق، او را!
عیبش از بی‌هنران سازنهان!وز گمان هنرش باز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,523
ای ز گلزار سخن یافته بوی!وز تماشای چمن تافته روی!
بلبل دل شده مشتاق چمننکته‌خوان گشته ز اوراق سمن
هر ورق کز سخن آنجاست رقمنسخه‌ی صحت رنج است و الم
دیده بر دفتر جمعیت نه!الم تفرقه را صحت ده!
باش با دفتر اشعار جلیس!انه خیر جلیس و انیس
دفتر شعر بود روضه‌ی روحفاتح غنچه‌ی گل‌های فتوح
هر ورق را که ز وی گردانیگل دیگر شکفد، گر دانی
خواهی آن رونق باغ تو شودنکهت‌اش عطر دماغ تو شود
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,524
دامت آثارک، ای طرفه قلم!دام دل‌ها زدی از مسک، رقم
نقد عمرست نثار قدمتنور چشم است سواد رقمت
مرغ جان راست صریر تو صفیروز صفیر تو در آفاق نفیر
مرکب گرم عنان می‌رانیخوی‌چکان قطره‌زنان می‌رانی
بافتی بر قد این حورسرشتحله از طره‌ی حوران بهشت
این چه حور است درین حله‌ی نازکرده از دولت جاوید طراز
هر دو مصراع ز وی ابروییقبله‌ی حاجت حاجت‌جویی
چشمش از کحل بصیرت روشننظر لطف به عشاق فکن
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,525
نقطه‌هایش نه به قانون حسابخارج از دایره‌ی صدق و صواب
خال رخساره زده بر کف پایشده از زیور رخ پای آرای
ور به اعراب شده راه‌سپررسم خط گشته از او زیر و زبر
گه نوشته‌ست کم وگاه فزونگشته موزون ز خطش ناموزون
یا بریده یکی از پنج انگشتیا فزوده ششم انگشت به مشت
دوم آن کس که کشد گزلک تیزبهر اصلاح، نه از سهو ستیز
بتراشد ز ورق حرف صوابزند از کلک خطا نقش بر آب
گل کند، خار به جا بنشاندخار را خوبتر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,526
بده تا روم بر فلک شیر گیربه هم بر زنم دام این گرگ پیر
بیا ساقی آن می که حور بهشتعبیر ملایک در آن می سرشت
بده تا بخوری در آتش کنممشام خرد تا ابد خوش کنم
بده ساقی آن می که شاهی دهدبه پاکی او دل گواهی دهد
می‌ام ده مگر گردم از عیب پاکبر آرم به عشرت سری زین مغاک
چو شد باغ روحانیان مسکنمدر اینجا چرا تخته‌بند تنم
شرابم ده و روی دولت ببینخرابم کن و گنج حکمت ببین
من آنم که چون جام گیرم به دست
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,527
ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر منگلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌هاوی در دل زهاد ز سوز تو اثرها
آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌هاپالوده ز اندیشه‌ی وصل تو جگرها
وی مهره‌ی امید مرا زخم زمانهدر ششدر عشق تو فرو بسته گذرها
کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتمبسیار کند عاشق ازین گونه خطرها
خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقتاز بیخبری او به جهان رفت خبرها
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,528
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز راخوی تو یاری‌گر است یار بدآموز را
دستخوش تو منم دست جفا برگشایبر دل من برگمار تیر جگردوز را
از پی آن را که شب پرده‌ی راز من استخواهم کز دود دل پرده کنم روز را
لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمانراه برون بسته‌ام آه درون سوز را
دل چه شناسد که چیست قیمت سودای توقدر تو چه داند صدف در شب‌افروز را
گر اثر روی تو سوی گلستان رسدباد صبا رد کند تحفه‌ی نوروز را
تا دل خاقانی است از تو همی نگذردبو که درآرد به مهر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,529
خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجاشمعی و پنهان می‌روی پروانه جویان تا کجا؟
ز انصاف خو واکرده‌ای، ظلم آشکارا کرده‌ایخونریز دل‌ها کرده‌ای، خون کرده پنهان تا کجا؟
غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیختهصد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟
بر دل چو آتش می‌روی تیز آمدی کش می‌رویدرجوی جان خوش می‌روی ای آب حیوان تا کجا؟
طرف کله کژ بر زده گوی گریبان گم شدهبند قبا بازآمده گیسو به دامان تا کجا؟
دزدان شبرو در طلب، از شمع ترسند ای عجبتو شمع پیکر نیم‌شب دل...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
13/5/19
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,494
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #2,530
رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفاچشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا
جائی که هست فزون از کل کون و مکانجائی که هست برون از وهم ما و شما
صحن سراچه‌ی او صحرای عشق شدهجان‌های خلق در او رسته به جای گیا
از اشک دلشدگان گوهر نثار زمینوز آه سوختگان عنبر بخار هوا
دارندگان جمال از حسن او به حسدبینندگان خیال از نور او به نوا
رفتم که حلقه زنم پنهان ز چشم رقیبآمد رقیب و سبک در ره گرفت مرا
گفتا به حضرت ما گر حاجت است بگوگفتم که هست بلی اما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا