- تاریخ ثبتنام
- 11/7/20
- ارسالیها
- 1,612
- پسندها
- 15,893
- امتیازها
- 39,073
- مدالها
- 36
- سن
- 19
- مدیرکل
- #11
برای شروع مجدد، دیالوگ خوبی بود. از سمت فردی (ترجیحاً فرزندی داخل خانواده) بود که دلش میخواد آزادی داشته باشه، اما محدودیتهایی جلوش گذاشته شده.- کاش اینکه چه رشته ای بخونم و بیرون چی بپوشم هم به اندازه خطر مرگم برات بی اهمیت بود.
گفتگو اینجا به خوبی ادامه یافت.- من فقط صلاحتو میخوام. آینده ات از همه چیز مهمتره. شغلت، زندگی آینده ات همه اش به این انتخابا بستگی داره.
این دیالوگ، شبیه دیالوگ والدینیه که طبق صلاحدید خودشون، فرزندشون رو محدود میکنن.
(یه چیزی اینجا نادیده گرفته شده؛ گلهی فرد قبلی نسبت به اینکه سرنوشتش نادیده گرفته میشه اما کردارش نه. بهتر بود این هم توی دیالوگ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.