• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

ناب‌نگاره مجموعه دلنوشته‌های پژواک | فائزه کاکاحاجی کاربر انجمن یک رمان

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #41
احتمالا حوصله ی مرا هر روز یک آدم ناشی می دزد.
می خواهد هیچ نکنم و بنشینم.
در بند تصمیم او باشم.
بدانم که در بند ام
مرا آرام نمی خواهد.
دنبال آدمی که پشت سر گذاشته ام؛
درون من می گردد.
او، عاشق است.
من از او بیزار... .
 
امضا : faezeh_ka_

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #42
بخت از ما دست کشید؛
وقتی تو از ما دست کشیدی.
دربه دری بهار را دیدم؛
وقتی سراغ پاییز را از زمستان می گرفت.
بعد از تو، قبل از تو می رفت ؛ تا نبیند.
من بعد از تو ، پاییز ماندم.
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #43
دیشب خواب هایم را خواب دیدم.
می دانستم واقعی نیست؛
اما ترس به من چنگ می زد... .
صدایم آوا نداشت.
گوش هایم کم می شنید.
سرم گیج می رفت.
بی چارگی همچین چیزی است؟
ناتوان باشی و راه حل نیابی... .
 
امضا : faezeh_ka_
  • Clap
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #44
دخترک عصبانی بود .
آدمک بی حیایی میکرد.
آن مغز توخالی و بدن چوبی!
باد های مخالف و سرد.
دختر باید می رفت.
از باغ می گریخت.
اشتباه از اون نبود. نه!
ولی با خودش فکر که می کرد؛
شاید نباید دختر می شد.
 
امضا : faezeh_ka_
  • Sad
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #45
آدم ها را در میان هجوم افکار و سوالات شان تنها نگذارید!
شاید آن دیو دو سری که از شما ساخته اند، نباشید.
اگر، اشتباه کرده اید، گردنش بگیرید.
انسانی سرشار از اشتباه بودن از انسانی دیو سیرت بهتر است.
در نظر اویی که روزی صاحب قلب تان بوده، خانه ی قبلی تان را ویران نکنید!
اگر می روید، بروید؛ اما خانه را به کثافت نکشید!
از قیمتش کم نکنید، تمیز و خوش بو تحویل صاحبش بدهید.
این لطف و مرحمت شما نخواهد بود؛ بلکه چیزی درست و به جاست.
رک بگویم، وظیفه ی تان می باشد.
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #46
می دانی چرا جای بذر عشق نفرت کاشتم؟!
چون هرگاه به تو فکر کردم،
خاطرات مایه شرمم بودند.
عشق تو، مرا کوچک کرد.
کلمات و رفتارت تنها نبودند که... .
تو به زبان دیگران هم مرا آزردی!
رفتارت با حرف هایت نمی خواند!
معنی انتخاب شدن و نشدن در دوستی را ، تو به من فهماندی!
به غرورم لگد زدی و کج رفتاری کردی.
من بخواهم هم نمی توانم؛
با زخم هایی که زدی دوستت بدارم
و از تو به خوبی یاد کنم.
اما، من هنوزم همانم... .
من ناحقی بلد نیستم،خوبی هم داشتی!
گوش و چشم من عاشق نمی شد... .
تو از راه عقل آمدی!
اگر قصه ی ما بامداد خمار می شد.
محبوبه که منم، از منصور می گفتم
و عاقبت با نجار باشی خوشبخت می شدم.
اینگونه گاهی کم عقلی از قلب نیست از خود عقل است... .
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Broken Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #47
در ضیافت نو کیسه گان،
دون پایه بودن عار نیست!
تو به اقبال خود مشکوکی.
این چیز غریبی نیست!
درد ها با پول مغییر اند،
مثلا او افسردگی دارد!
تو از همه چیز بدت می آید.
طاقت از صبر شنیدن نداری.
حتی کلمات طبقه بندی دارند.
صبر هم ربط به جیب مان دارد!
از خود خجالت نمی کشی؛
اما زندگی برایت زجر آور است.
استرس هایت خواب هایت را تسخیر کرده.
خستگی از تنت بیرون نمی رود.
تلاش برایت واژه ای مسخره است!
وقتی رسیدن امکان پذیر نیست.
گاهی می گویی رها کنم.
گاهی می گویی شاید شد.
دوراهی هایت تمامی ندارد... .
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #48
افسوس!
لایق ترین انسان ها از بهترین ها محروم اند.
دوست داشتنی ترین افراد، تا به حال دوست داشته نشده اند.
زحمت کش ترین دست ها، بوسیده نشده اند.
گرم ترین آغوش ها را کسی در بر نگرفته.
هیچ چیز سر جای خودش نیست.
آنکه نگاهش تو را فریاد می زند، مدعی عشق دیگری ست.
نه دلبر ها وفادارند!
نه مجنون ها بویی از جنون عشق شنیده اند.
خانواده، معنی امنیت نمی دهد.
جامعه، تو را نمی پذیرد.
طرد شده ای، قلبت از درک این مفهوم درد می کند... .
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #49
بیا برد و باخت هایمان را مرور کنیم.
می ترسم کسی برنده نباشد.
اگر برد یکی باخت دیگری بود؛ چه؟
ما چه کردیم؟!
عقل ما کجا بود؟!
به آخر خط رسیدیم و برد مرا تبدیل به باخت بزرگی کرده ای!
چه انسان متقلبی هستی!
 
آخرین ویرایش
امضا : faezeh_ka_
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
446
پسندها
3,320
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • نویسنده موضوع
  • #50
از وابستگی خوشم نمی آید.
نفسم در هوای تو می گیرد.
در هوایی که دیگر مال دیگریست!
تو ما را، حرام کردی.
صد آیه بخوانی هم، گناه است.
تو خائنی، من دستانم بسته است.
چه بگویم؟ کدام حق را طلب کنم؟
آوار شد بر سرم آنجا که رویایم را کشیدم.
سکوت کردم؛ تو پنداشتی بی گناهی.
از درد خندیدم.
بر ویرانه ی جان من زندگی ساختی؛
بگذار برایت دعای خیر کنم.
عشق از تو فراری باد.
 
امضا : faezeh_ka_
  • Broken Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Melissa
عقب
بالا