- تاریخ ثبتنام
- 21/5/19
- ارسالیها
- 6,134
- پسندها
- 15,487
- امتیازها
- 61,873
- مدالها
- 27
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #51
آیهان:
پشت لپتاپم نشسته بودم و در حال حرف زدن با مهرگان بودم که با اومدن اسم نیکولاس کاستلو یادم اومد این اسم رو یه جایی شنیدم. فوری خودم رو به سرهنگ رسوندم و گفتم:
- قربان مهرگان یه اسم بهمون رسونده... هم به آمریکا و هم به روسیه ربطش داده.
سرهنگ گفت:
- اون اسم چیه سرگرد؟
- نیکولاس کاستلو.
سرهنگ از جاش بلند شد و بلند گفت:
- چی؟ کاستلو؟
- بله قربان همینه.
فوراً چندجا زنگ زد و بعد از یک ساعت روی صندلیش نشست و گفت:
- لعنتی از دستمون در رفت.
با تعجب گفتم:
- کی در رفت؟
- کاستلو.
- چی؟
- کاستلو یه تاجر آمریکاییروسی اصلِ که دستی توی مافیا هم داره، ولی ما نمیدونیم که دقیقاً چقدر توی مافیا دست داره. ولی روسیه رو دستش میچرخه؛ اونقدر هم توی آمریکا نفوذ داره که تا کمر براش خم بشن، جت شخصیش توی...
پشت لپتاپم نشسته بودم و در حال حرف زدن با مهرگان بودم که با اومدن اسم نیکولاس کاستلو یادم اومد این اسم رو یه جایی شنیدم. فوری خودم رو به سرهنگ رسوندم و گفتم:
- قربان مهرگان یه اسم بهمون رسونده... هم به آمریکا و هم به روسیه ربطش داده.
سرهنگ گفت:
- اون اسم چیه سرگرد؟
- نیکولاس کاستلو.
سرهنگ از جاش بلند شد و بلند گفت:
- چی؟ کاستلو؟
- بله قربان همینه.
فوراً چندجا زنگ زد و بعد از یک ساعت روی صندلیش نشست و گفت:
- لعنتی از دستمون در رفت.
با تعجب گفتم:
- کی در رفت؟
- کاستلو.
- چی؟
- کاستلو یه تاجر آمریکاییروسی اصلِ که دستی توی مافیا هم داره، ولی ما نمیدونیم که دقیقاً چقدر توی مافیا دست داره. ولی روسیه رو دستش میچرخه؛ اونقدر هم توی آمریکا نفوذ داره که تا کمر براش خم بشن، جت شخصیش توی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر