- تاریخ ثبتنام
- 28/8/21
- ارسالیها
- 175
- پسندها
- 944
- امتیازها
- 5,313
- مدالها
- 7
- نویسنده موضوع
- #11
کوچه پس کوچه های شهررا گشتم تاسراغ تورا از پاییز بگیرم باران شاهد در آمد که تورا دیده
وبر موهایت نشسته.. برگ های پاییزی گفتند تورا دیده اند که قدم بر دیدگان آنها گذاشته ای
نیمکت سیاه شهر گفت که تو دقیقه ای قبل روی آن نشسته ای ورفته ای.. پس الان تو کجایی یار پاییزی..
خدا ندا داد :صبر کن تو یارت را در همین نقطه پیدا میکنی...
وبر موهایت نشسته.. برگ های پاییزی گفتند تورا دیده اند که قدم بر دیدگان آنها گذاشته ای
نیمکت سیاه شهر گفت که تو دقیقه ای قبل روی آن نشسته ای ورفته ای.. پس الان تو کجایی یار پاییزی..
خدا ندا داد :صبر کن تو یارت را در همین نقطه پیدا میکنی...