شاعر‌پارسی اشعار بابا فغان شیرازی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع nevisa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 12
  • بازدیدها بازدیدها 560
  • کاربران تگ شده هیچ

nevisa

مدیر بازنشسته
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,195
امتیازها
17,473
مدال‌ها
12
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #11
هرگز به رخت سیر نگاهی نتوان کرد

وز بیم کسان پیش تو آهی نتوان کرد

روزی که به نایددن رویت گذرانم

شرح غم آن روز، به ماهی نتوان کرد
 
امضا : nevisa

nevisa

مدیر بازنشسته
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,195
امتیازها
17,473
مدال‌ها
12
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #12
یار باید که غم یار خورد یار کجاست؟

غم دل هست فراوان دل غمخوار کجاست؟

ماه من روشنی دیده ی بیدار منست

یارب آن روشنی دیده ی بیدار کجاست؟

نرگس چشم تو مردم کشی آموخت ولی

چشم او را مژه و غمزه ی خونخوار کجاست؟

شد گرفتار "فغانی" به کمند غم عشق

کس نپرسید که آن صید گرفتار کجاست
 
امضا : nevisa

nevisa

مدیر بازنشسته
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
18/1/21
ارسالی‌ها
581
پسندها
4,195
امتیازها
17,473
مدال‌ها
12
سن
22
  • نویسنده موضوع
  • #13
به بستر افتم و مردن کنم بهانه‌ی خویش

به این بهانه مگر آرمت به خانه‌ی خویش

بسی شبست که در انتظار مقدم تو

چراغ دیده نهادم بر آستانه ی خویش

حسود تنگ نظر گو به داغ غصه بسوز

که هست خاتم مقصود بر نشانه ی خویش

کلید گنج سادت به دست شاه وشیست

که بر فقیر نبندد در خزانه‌ی خویش

نه مرغ زیرکم ای دهر سنگسارم کن

چرا که برده ام از یاد آشیانه‌ی خویش

مرو که سوز "فغانی" بگیردت دامن

سحر که یاد کند مجلس شبانه‌ی خویش
 
امضا : nevisa
عقب
بالا