شاعرغیرپارسی اشعار آندره ولتر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mobina.Yahyazade
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 301
  • کاربران تگ شده هیچ

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,928
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
تویی همان آوا
که پاسخ می‌دهی
به ندای من
بی این صدا
هیچ شعری نمی‌تواند
مجذوب خود کند پژواکی را
که می‌آمیزد
زمزمه‌ی عشاق را
به غبار قرون
تو همانی
که با او واژه به واژه
می‌بافم اندامِ سرودمان را
و پیوند می‌گیرم با او
و قیاس می‌کنم
قیاس‌ناپذیر همیشه پابرجا را
با سحری ناپایدار
که قادر به مردن نیست
به چشمم
تو کنتس طرابلسی
همانگونه که گرگ‌بانوی پُنتیه
و من از راه جاده‌های انتاکیه
عازم زیارتم
آنجا که لابلای سنگ‌های پروانس
به هیأت گرگ درآمده‌اند خنیاگران
معمایی تو
از دور می‌بینی
که می‌آیم، اما
عریان می‌شوی بی‌پروا
عشق و شعر ناگزیرند
 
امضا : Mobina.Yahyazade

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,928
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
آستانه‌ ای نیست دیگر
دیگر نه خانه‌ای‌ست
و نه اردو و آتشی
سپیده‌دم دست چپ‌ تو
شامگاه دست راست‌‌ات را
در آغوش می‌کشد
روز به غباری بدل می‌شود
و شب حکمرانی می‌کند
میان جان تو
که گمان نمی‌کنم در عذاب باشد
و جسم‌ات
که در ارتفاعات
سکنی گزیده‌ است
هیچ کوفتگی‌ای
در میان نیست
هیچ جراحتی
تو راه می‌گشایی
به سوی پیشگویان، شفاف
شاید
با ناخن‌هایت
زمان را خراش دهی
فالی که حامل معجزه است
ساکن مشرق است
ستاره‌ی نوین
آن‌جا که زندگی جادویی‌ات
نوید می‌دهد:
هوس و پیام غیبی رستاخیزی بی‌مانند را
رستاخیزی که نامی ندارد
 
امضا : Mobina.Yahyazade

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,928
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
با من حرف می‌زنی
آنقدر نزدیک
که می‌‌شنوم
آنچه را نمی‌خواهم گوش کنم
می‌خندی تا آزارم دهی
می‌رقصی آنسوتر از صبح
سربه‌هوا بازی می‌کنی
مرا در‌آغوش می‌کشی
و در گوشم زمزمه‌ میکنی: « عشق
تو باید در بالاترین ارتفاع زندگی کنی »
 
امضا : Mobina.Yahyazade

موضوعات مشابه

عقب
بالا