شاعرغیرپارسی اشعار پیر پائولو پازولینی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mobina.Yahyazade
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 201
  • کاربران تگ شده هیچ

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,928
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
وقتی که صبح‌دم
در آب چشمه‌ها تن می‌شوید،
شهر من
میان تصاویر ساکن ناپدید می‌شود.

آواز دوردست غوک‌ها،
نورِ ماه
و گریه‌ی غمگین جیرجیرک‌ها را
به یاد دارم.

دشت‌ها ناقوس‌های نماز شبانه را بلعیدند
اما من در برابر صدای آن ناقوس‌ها
غریبانه جان سپردم
احساس می‌کنم:
لطافت از میان کوهستان‌ها به من باز نمی‌گردد.

من روحِ عشق‌ام
که از ساحل‌های دور به خانه باز می‌گردم.
 
امضا : Mobina.Yahyazade

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
976
پسندها
5,928
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
اگر که برگردد خورشید هرچند فرورفته در غروب
شب اگر رنگ و بویی از شب‌های آینده بگیرد
اگر غروبی بارانی انگار از روزگار دلنشینی برآید،
که هرگز به تمامی در اختیار نبوده
دلشاد نمی‌شوم من هرگز،
خواه لذتی ببرم خواه رنجی بکشم از این‌همه:
دیگر این زندگی پیش‌رو حسی برنمی‌انگیزد در من
شاعر بودن، زمان زیادی می‌طلبد
تنها راه، ساعت‌ها و ساعت‌ها تنهایی‌ست
تا به چیزی شکل بدهی که قدرت است و رهاسازی،
خباثت است و آزادی،
تا به آشوب سبک و سیاق بدهی.
دیگر مجالی نمانده مرا که مرگ می‌آید
گاه غروب جوانی‌ست.
و این دنیای انسانی ماست که
نان از گرسنگان دریغ می‌کند و آرامش از شاعران.
 
امضا : Mobina.Yahyazade

موضوعات مشابه

عقب
بالا