سلام رمانی خونده بودم که به دختر داستان پدرش میخواسته .... بکنه که برادرش میکشتش و اعدام میشه و نامزدش،سهراب، هم با خواهرش رابطه داشته. دختر داستان با خواهر ناتنی خودش و دوستش که نامزد برادرش ، آراد، هم میشد زندگی میکنه. دختر از بچه های دوقلو خواهر و شوهرش نگهداری میکنه یه دختر و پسر بودن به نام آذین و اسم پسر یادم نمیاد. دختر توی یه شرکت معماری مشغول کار میشه که روسای شرکت سه تا پسرعمو بودن. سه تا دختر داستان با اونها ازدواج میکنن.