سلام یه رمان بود سه تا دختر بودن خرجشونو با تیغ زدن پسرا در می آوردن بعد یکی شون با دوتا داداش آشنا میشه یکی رایان واون یکی فک کنم آرتان که روز تولدش براش سر پدرش رو تو جعبه ی کادو فرستادن و اون به بسته کادو پیچ شده حساسیت نشون میده
سلام یه رمان بود سه تا دختر بودن خرجشونو با تیغ زدن پسرا در می آوردن بعد یکی شون با دوتا داداش آشنا میشه یکی رایان واون یکی فک کنم آرتان که روز تولدش براش سر پدرش رو تو جعبه ی کادو فرستادن و اون به بسته کادو پیچ شده حساسیت نشون میده
سلام یه رمانیه که یه دختر یه روز با جمع دوستانه ی خودش و دوستاش این دوستاش تصمیم میگیرن فکر کنم با گوشی خود دختره اینکه تصمیم به مزاحمت های تلفنی انجام بدن و این دختر در حالی بعدا یک شغل پیدا میکنه از قضا واویلا این همان مردیه که با گوشی خودش دوستاش مزاحمش شدن اون موقعی که دوستاش زنگ میزنن یه پسره، پسره تو جلسه ی مهم تو شرکتش بوده
سلام دوستان
من دنبال دو تا رمانم که خیلی وقته گذاشتم اما متاسفانه کسی جواب نداده تا حالا
1_ دختری که اسمش ترمه است و از شیراز میاد تهران بخاطر قبول شدن توی رشته تئاتر و خانواده اش اونو می فرستن خونه عمه مادرش که یه پسر داره به اسم امیرحافظ که از بچگی عاشق دختره بوده ولی او خبر نداشته و بعد بدون خبر به خانواده اش صیغه امیر حافظ میشه
2_ که اسم دختره مه یاس اما یاس صداش میزنن و خانواده اش می خوان اونو به یه مرد چهل ساله زن دار بدن که شب عقدش با خوردن یه دارویی بیهوش میشه و همه فکر می کنن مرده ولی توسط یحیی فرشادی فراری داده میشه و به شیراز برده میشه البته همه این کارا به دستور فردی که بهش رییس میگن انجام میشه و دختره توی خونه های...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
سلام یه رمان بود ک دختره و پسره باهم ازدواج میکنن اما فقط خوشی شیش ماه طول میکشه،پسره قبلا عاشق دوست زنش بوده اما دختره بعش خ**یا*نت میکرده و پسره برا اینکه مطمعن شه از دوست رلش ک همین الان زنشه میپرسه اونم میگه اره پس ازون دختره جدا میشه با این دخترره ازدواج میکنه،ایم دخترم از بچگی عاشقش بوده، اما دوست دختر قبلیش برا اینکه زندگی دوستشو خراب کنه چون از بچگی بهش حسادت میکرده الکی مدارک جمع میکنه و ب پسره ثابت میکنه مثلا خ**یا*نت کرده و اون دختره دروغ گفته،پسره ام از دختره ک الان زنشه متنفر میشه میگ تو الکی گفتی و هرکا میکنه دختره ازش متنفرش شه و طلاق بگیره میزنتش اذیش میکنه ماهی یبار میزاره بره پیش خانوادش اما دختره تحمل میکنه تا خودشو ب پسره ثابت کنه و زندگی شو درست کنه چون عاشق پسرس،لطفااا اگ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
سلام یه رمان بود ک دختره و پسره باهم ازدواج میکنن اما فقط خوشی شیش ماه طول میکشه،پسره قبلا عاشق دوست زنش بوده اما دختره بعش خ**یا*نت میکرده و پسره برا اینکه مطمعن شه از دوست رلش ک همین الان زنشه میپرسه اونم میگه اره پس ازون دختره جدا میشه با این دخترره ازدواج میکنه،ایم دخترم از بچگی عاشقش بوده، اما دوست دختر قبلیش برا اینکه زندگی دوستشو خراب کنه چون از بچگی بهش حسادت میکرده الکی مدارک جمع میکنه و ب پسره ثابت میکنه مثلا خ**یا*نت کرده و اون دختره دروغ گفته،پسره ام از دختره ک الان زنشه متنفر میشه میگ تو الکی گفتی و هرکا میکنه دختره ازش متنفرش شه و طلاق بگیره میزنتش اذیش میکنه ماهی یبار میزاره بره پیش خانوادش اما دختره تحمل میکنه تا خودشو ب...
سلام یه رمان بود سه تا دختر بودن خرجشونو با تیغ زدن پسرا در می آوردن بعد یکی شون با دوتا داداش آشنا میشه یکی رایان واون یکی فک کنم آرتان که روز تولدش براش سر پدرش رو تو جعبه ی کادو فرستادن و اون به بسته کادو پیچ شده حساسیت نشون میده