مباحث متفرقه پیدا کردن رمان‌های بی‌نام

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,248
پسندها
42,100
امتیازها
96,873
مدال‌ها
47
  • مدیر
  • #2,571
سلام دنبال یه رمان می گردم که دختره برادرش دوست داره برادرش هم همینطور آخر می فهمن خواهر برادر هم نیستن این رمان دو فصل است اسم پسره فکر کنم نیما هست
رمان عشق عسلی رو ببینید.
فکر می‌کنم چند رمان با این اسم توی گوگل وجود داره. چک کنید رمان مورد نظرتونو پیدا کنید.
 
امضا : Viŏlet

ستاره من

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/7/18
ارسالی‌ها
22
پسندها
40
امتیازها
40
  • #2,572
رمانی که پسر به علت خانه داشتن با دخترت عروسی می کند وقتی قسط خانه تمامشد ادعاکرد منزل به نام شود یا نصف منرل و له علت نامردی پسره که شوگر مامی داشت دختره طلاق گرفت
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

شهزاد

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/25
ارسالی‌ها
3
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,573
سلام دوستان
من چند سال پیش یک رمانی میخوندم که در حال پارت گذاری بود و کانالش از دسترس خارج شد ودیگه پیداش نکردم
رمان اینجوری بود که یه دختره با اجبار خانواده میره خارج و اونجا با یه پسره آشنا میشه و بدونه اجازه خانواده باهاش ازدواج میکنه ولی پسره آدمه خوبی نبوده و خیانتکار از آب در میاد و دختره هم بارداره و تصمیم میگیره برگرده ایران بعد داخل یک تاکسی گریه میکنه و راننده هم نگرانش میشه و میگه چه اتفاقی افتاده دختره هم جریان رو میگه و پسره با اینکه نامزد داره تصمیمم میگیره نقش نامزده این دختره رو بازی کنه اسم پسره هم انگار مهراد یا بهزاد بود تازه این پسره یه خواهر گم شده هم داشت که دنبالش می‌گشت
 

شهزاد

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/25
ارسالی‌ها
3
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,574

شهزاد

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/25
ارسالی‌ها
3
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,575
سلام دوستان
ی رمانیه میخواستم اگه کسی بلد اسم نویسنده رو بگه یا آیدی چیزی بگه تا بتونم رمان رو ازش بخرم رمان اشتباه لذیذ من که در حال پارتگذاری حالا نمیدونم نویسنده داره یا اسم رمان تغییر کرده
 

الی راد

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
20/9/25
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,576
من دنبال ی رمان هستم
از اینجا شروع میشه ک دختره خونه دوستش بود مادر دوستش کلی ازش پزیرایی میکنه بعد دوستش بهش میگه که بهتره بره خونشون و به مهمونی برسه دختره بخاطر همون عموی شوهر خواهرش یا برادر شوهر خواهرش دوست نداشت بره میره تو حیاط میبینه ماشینش همونحاست برای اینکه از بین مهمونا رد نشه خودش رو از تراس میکشه بالا و وارد اتاقش میشه وسطای رمان با پسره میرن جاده شمال ب ی پرورش ماهی سرکشی کنن
آخر رمان پسره دختره رو میبره اهواز برا پیدا کردن خانواده اش
 

"Taraneh"

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/21
ارسالی‌ها
1,705
پسندها
13,181
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #2,577
یه رمانی هستش که اسمشو نمیدونم راجع به دختریه که بخاطر بدهی باباش با یکی ازدواج میکنه که این دخترو خیلی دوست داره بعدا طلاق میگیرن ولی دختره بار.دار بود اسم پسره هم نمیدونم بهنام بود یا چی تازه اش هم برادر پسره با خواهر دختره میخواستن ازدواج کنند
سلام
رمان تو هنوز اینجایی از خانم مهسا نجف‌زاده
 

"Taraneh"

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/21
ارسالی‌ها
1,705
پسندها
13,181
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #2,578
سلام
یه رمان آنلاینی بود که تموم شده اسم دختره ستاره بود که تو ۱۸ سالگی بدلایل سیاسی زندانی شده بود که مقصرش یه پسر بود فک کنم اسمش شهریار بود دقیق یادم نیس که باهاشم رابطه داشت و تو اون جریان بچه سقط کرده بود بعد که آزاد میشه چون باباش فوت کرده و مامانش هم مریضه دنبال کار میگرده که یکی از دوستاش اونو به یه رئیس باشگاهی معرفی میکنه که بره به یه پسری نزدیک بشه تا مدارک مهمی ازش بگیره بعد نقشه اینه که تو شمال تو یه ویلا ستاره و اون پسره بطور تصادفی آشنا بشن و … بعد این جریانا حالا ستاره میره خونه پسره و اعتمادشو جلب میکنه و اینا…. آخر سرم ازدواج میکنن
سلام
رمان سلبریتی از خانم گیسو خزان
 

"Taraneh"

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/21
ارسالی‌ها
1,705
پسندها
13,181
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #2,579
سلام لطفا اسمش رو بگید خیلی دنبالش هستم
دختر تصادف کرد بعد فراموشی گرفته بعدش مادرش بهش میگه تو شوهر داری یه دختر هم داری اینا اسم شخصیت هاش باربد اسم دختره رو نمیدونم اسم دخترشون هم گندم
سلام
رمان ماهبد از صاد.الف
 

zzz7795

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
8/10/25
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2,580
یه رمان بود دختره پولدار بود و خیر می‌ره بهزیستی با یه پسر بوکسور آشنا میشه باهم نمایشگاه میزنن بد کم کم عاشق هم میشن ماشین جفتشونم مثل ماشین شهاب تو از یاد رفته بود بعد دختره باباش واسش تویوتا خرید پسرم تو بهزیستی بزرگ شده بود بد خانوادش پیدا میشن
خیلی دنبالشم
 
عقب
بالا