سلام رمانی خونده بودم که به دختر داستان پدرش میخواسته .... بکنه که برادرش میکشتش و اعدام میشه و نامزدش،سهراب، هم با خواهرش رابطه داشته. دختر داستان با خواهر ناتنی خودش و دوستش که نامزد برادرش ، آراد، هم میشد زندگی میکنه. دختر از بچه های دوقلو خواهر و شوهرش نگهداری میکنه یه دختر و پسر بودن به نام آذین و اسم پسر یادم نمیاد. دختر توی یه شرکت معماری مشغول کار میشه که روسای شرکت سه تا پسرعمو بودن. سه تا دختر داستان با اونها ازدواج میکنن.
سلام دوستان، من دنبال اسم رمانی هستم که چند سال پیش خوندم. ماجرا این بود که پسر یه خانواده خیلی پولدار خودشوحبس کرده تو اتاقشو از خانوادش متنفره. پسرو میبرنیه بیمارستان روانی و اونجا پسر عاشق دکتر روانپزشکش که یه خانم مسن هست میشه. این دوتا باهم ازدواج میکنن. ولی اخر داستان دختر اون خانم دکتر مادرش و اون پسرو میکشه.
سلام. یه رمانی بود چند وقت پیش خونده بودم ولی اسمشو یادم نیست. دختره با پدربزرگ و مادر بزرگش زندگی میکرد بعد نامزد کرده بود ولی یه شب تو خواب بهش .... میشه ولی صبح نمیفهمه! ولی حامله که میشه همه متوجه میشن همه فکر میکنن که دختره به نامزدش خ**یا*نت کرده و طردش میکنن. دختره از ایران خارج میشه دخترش که اسمش میشا بود رو همونجا به دنیا میاره بعد از چندسال نامزد سابقش باهاش یه معامله میکنه و بخاطر همین باید باهاش ازدواج میکرد . بعدها متوجه شد که کسی که بهش ... کرده بود همین پسره بود و پسره بخاطر انتقام این کار رو کرده بود. چون پدر دختره قبلا به این پسره ... کرده بود.
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
سلام دوستان من تاحالا چند بار خلاصه ی یه رمانیو گذاشتم ولی حذف شد یه رمانی بود اسم دختره هدیه بود همراه دوستش رویا میرن به یه مهمونی بعد تو او مهمونی یه پسری به اسم سامیار به هدیه ت*جاوز میکنه بعد مجبور میشن باهم ازدواج کنن خیلی وقطه دنبال این رمانم لطفااا اگر کسی اسم رمانو میدونست یا حتی رمانی رو میشناخت که موضوعش مثل این باشه بگه ولی اگر اسم خود رمانو میدونید بگین با تشکر
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
سلام. یه رمانی بود چند وقت پیش خونده بودم ولی اسمشو یادم نیست. دختره با پدربزرگ و مادر بزرگش زندگی میکرد بعد نامزد کرده بود ولی یه شب تو خواب بهش .... میشه ولی صبح نمیفهمه! ولی حامله که میشه همه متوجه میشن همه فکر میکنن که دختره به نامزدش خ**یا*نت کرده و طردش میکنن. دختره از ایران خارج میشه دخترش که اسمش میشا بود رو همونجا به دنیا میاره بعد از چندسال نامزد سابقش باهاش یه معامله میکنه و بخاطر همین باید باهاش ازدواج میکرد . بعدها متوجه شد که کسی که بهش ... کرده بود همین پسره بود و پسره بخاطر انتقام این کار رو کرده بود. چون پدر دختره قبلا به این پسره ... کرده بود.