نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مباحث متفرقه پیدا کردن‌ رمان‌های بی‌نام

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Fariba aaa

رو به پیشرفت
سطح
1
 
ارسالی‌ها
165
پسندها
195
امتیازها
728
مدال‌ها
2
  • #2,591
سلام یه دختر حاجی بود خیلی شر بود و قرار بوده با پسر دوست باباش رضا عقد کنه که روز عقد یه عکس از رضا همراه یه زن باردار به دستش میرسه (اون زن خواهر رضا بود که این ندیده)و عقد رو بهم میزنه و پدرش این رو میفرسته تهران دانشگاه و باهاش قهر میکنه ولی چند سال بعد دوباره با رضا روبه رو میشه و اون......
اسم رمان چرخ گردون هستش
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Mobinaebm

Fariba aaa

رو به پیشرفت
سطح
1
 
ارسالی‌ها
165
پسندها
195
امتیازها
728
مدال‌ها
2
  • #2,592
رمان درباره مریم که عاشق برادر دوستش میشه ولی قبل عروسی مادرشوهرش میگه اینا بچگی شیر خوردن وخواهروبرادرن وعروسی بهم میخوره ولی بعد معلوم میشه دروغ گفته لطفا هر رمانی شبیه اینه رو بگید من همه رو میبینم
 

Mmasoudd

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
9
پسندها
1
امتیازها
3
  • #2,593
خلاصه یه رمان یادمه دنبال اسم کتابش هستم ممنون میشم یادآوریش کنید مرسی
یاشار با ساینا ، عسل رو میبرن بیمارستان جرقه آشنایی این دوتا عاشق اینجا زده میشه
مامان ساینا قبلا بایک پسری به نام هادی دوست بوده که به دلایلی به زندان می افته دوست هادی با مامان ساینا ازدواج می کنه
چندسال پیش عموسایناو باباباش امین(پسرعموساینا)وسایناروبه نام هم میکنن بدون اینکه ساینا راضی باشه!!!
بابا ساینا وصیت کرده بود که داداشش(باباامین)ازدخترش مراقبت کنه وبزاره دخترش با هرکی دوس داره ازدواج کنه
 

zahra14

رفیق جدید انجمن
سطح
0
 
ارسالی‌ها
96
پسندها
105
امتیازها
578
  • #2,595
سلام دنبال اسم يه رماني طنز هستم كه دوتا پسر باهم دوست هستن
كه يكي از اين پسر ها خواهر داره كه وترشيده هست و براش دونبال شوهر ميگردند
لطفا راهنماي كنين
اسم شخصیت هارو نمیدونی؟
 

سارای

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4
پسندها
2
امتیازها
0
  • #2,597
سلام.خسته نباشید .من یه رمان خوندم قبلا که اسمش یادم رفته.یه دختر بود که دزدیده شده بود وبه یه قبیله صحرانشین فروخته شده بود که عرب بودند .واون رو به عنوان زن ریس قبیله انتخاب کرده بودند دختره اول پسره رو ندیده بود اما بعد دیدشون...قبیله حالت ابتدایی داشت اما پسره بیرون از اون منطقه واقعا با پیشرفت وتکنولوژی زندگی میکرد.
همینجوری بود تقریبا ...‍♀️
کسی میتونه کمک کنه؟
 

Mahwd_.M

کاربر انجمن
سطح
28
 
ارسالی‌ها
426
پسندها
25,008
امتیازها
43,983
مدال‌ها
17
  • #2,598
سلام خلاصه رمان اینجوری بود یه دو تا خواهر بودن دوقلو میان تهران ، تو تهران دنبال کار میگردن اینا یکی شون فک کنم گیسو باشه تو خونه ی پسره شروع به کار میکنه و باید از مادر پسره مراقبت کنه بعد کلی داستان این گیسو با پسره ازدواج میکنه بعد که حامله میشه اینا ی خدمتکار جدید میارن ، خدمتکار جدیده به دلایلی که حوصله نیس به گیسو که حامله است مرگ موش میده و گیسو میمیره حالا خواهر گیسو که دو قلو هست وارد داستان میشه ایناااا......
فقط آخرش یادمه این خواهر دو قلو که اسمش یادم نیس با پسره ازدواج میکنن ۳ تا بچه دارن یه دختر و پسر دوقلو با ی پسر کوچیکتر.....
خداقوت...
 
امضا : Mahwd_.M

Samieh1270

رو به پیشرفت
سطح
1
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
192
امتیازها
668
مدال‌ها
2
  • #2,599
سلام خلاصه رمان اینجوری بود یه دو تا خواهر بودن دوقلو میان تهران ، تو تهران دنبال کار میگردن اینا یکی شون فک کنم گیسو باشه تو خونه ی پسره شروع به کار میکنه و باید از مادر پسره مراقبت کنه بعد کلی داستان این گیسو با پسره ازدواج میکنه بعد که حامله میشه اینا ی خدمتکار جدید میارن ، خدمتکار جدیده به دلایلی که حوصله نیس به گیسو که حامله است مرگ موش میده و گیسو میمیره حالا خواهر گیسو که دو قلو هست وارد داستان میشه ایناااا......
فقط آخرش یادمه این خواهر دو قلو که اسمش یادم نیس با پسره ازدواج میکنن ۳ تا بچه دارن یه دختر و پسر دوقلو با ی پسر کوچیکتر.....
خداقوت...
رمانش مث الهه ناز هستش
دوخواهر دوقلو گیتی و گیسو
اسم پسره هم منصوره
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] Mahwd_.M

Samieh1270

رو به پیشرفت
سطح
1
 
ارسالی‌ها
120
پسندها
192
امتیازها
668
مدال‌ها
2
  • #2,600
یه رمانی بود دختره موقع زایمانش تنها بوده تو خونه و شوهر و مادر شوهرش رفته بودن مهمونی ..خودش بچشو به دنیا میاره ...از درد دستاشو به در کابینت گرفته بود بعد دستاش کشیده شد...اگه کسی اسم رمان و میدونه بگه لطفا
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

عقب
بالا