بچه ها دنبال یک رمان میگردم دختره پرستار بود خیلی درپاچلفتی بود و هیچ کس عاشقش نمیشد بعد یه بیماری داشتن به اسم بهزاد برای اپانتیسو عمل کنه اومده بود پسره پول دار بود بعد این ک خوب میشه از دختره خواستگاری میکنه تو این بین یک پزشک بخش عاشق دختره یشه اسمشم محسن بود که دختره ام کم کم عاشقش میشه ولی هیچ کدوم نمیدونن که عاشق همن تو آسانسور گیر میکنن همون بهزاد و محسنو دختره بهزاده میره دست دخترو بگیره ببره بیرون ولی دختره نمیره محسنه چون پاش شکسته بود نمیتونست بره دختره ام موند پیش اون و......
لطفا اسمشو بهم بگین