نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مباحث متفرقه پیدا کردن‌ رمان‌های بی‌نام

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

ایمو

رو به پیشرفت
سطح
3
 
ارسالی‌ها
206
پسندها
262
امتیازها
1,413
مدال‌ها
5
  • #3,061
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] *chista*

t.sh

کاربر فعال
سطح
16
 
ارسالی‌ها
789
پسندها
9,339
امتیازها
27,673
مدال‌ها
18
  • #3,062
سلام

دنبال یه رمانی هستم که خیلی جزئیاتشو یادم نمیاد و حتی نمیدونم داستان چجوری شروع میشه چون از وسطاش خوندم
فقدر یادمه اسم دخترشون که بدنیا میاد رو مادرش میزاره هانا چون پدرش اون اسم رو خیلی دوست داشته
این دختر(هانا)سالها بعد پدرش رو میبینه در حالی که نه دختر میدونه پدرش رو داره ملاقات میکنه نه پدر!
یه تیکه ایم که از رمان یادمه اینه که پسرِ قصه سگ داشته که خیلی هم دوستش داشت اما وقتی سگ به دختر حمله ور میشه پسره با تیر سگشو میکشه!
میدونم اطلاعاتم زیاد نیست ولی بشدت دوست دارم این رمان رو پیدا کنم و دوباره بخونم
یا این مرد امشب میبینم یا گریه می کنم برات یا عابر بی سایه یا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

MOBARAKEH

کاربر فعال
سطح
20
 
ارسالی‌ها
820
پسندها
9,217
امتیازها
30,873
مدال‌ها
19
  • #3,063
سلام یه رمان بود که پسره دوست دخترش توسط یکی از اعضا خانواده دختره کشته میشه(فکر کنم در اثر تصادف) بعد پسره که چون دختره بهش توجهی نداشت ازش کینه گرفته بوده، دختره رو مجبور میکنه که باهاش ازدواج کنه و اونو میبره یه شهر دیگه تو خونش.پسره دو تا زن دیگه هم داره. و دختره مذهبیه اما یه جا پسره مجبورش میکنه لباس باز بپوشه و دختره خیلی اذیت میشه. پسره یه برادر داشت که زنش مرده بود و یه پسر و دختر کوچیک داشت و از اون دو تا دختر بدش میومد ولی از این دختره(فک کنم اسمش مریم) خوشش میاد.و در اخر هم پسره اون دو تا دختر ها رو از خونش میندازه بیرون و فقط با دختره می مونه.ممنون میشم اگه اسمش رو بگید.
رمان سایه نفرت
 
امضا : MOBARAKEH
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] *chista*

Fariba aaa

رو به پیشرفت
سطح
1
 
ارسالی‌ها
165
پسندها
195
امتیازها
728
مدال‌ها
2
  • #3,064
سلام

دنبال یه رمانی هستم که خیلی جزئیاتشو یادم نمیاد و حتی نمیدونم داستان چجوری شروع میشه چون از وسطاش خوندم
فقدر یادمه اسم دخترشون که بدنیا میاد رو مادرش میزاره هانا چون پدرش اون اسم رو خیلی دوست داشته
این دختر(هانا)سالها بعد پدرش رو میبینه در حالی که نه دختر میدونه پدرش رو داره ملاقات میکنه نه پدر!
یه تیکه ایم که از رمان یادمه اینه که پسرِ قصه سگ داشته که خیلی هم دوستش داشت اما وقتی سگ به دختر حمله ور میشه پسره با تیر سگشو میکشه!
میدونم اطلاعاتم زیاد نیست ولی بشدت دوست دارم این رمان رو پیدا کنم و دوباره بخونم
عابر بی سایه
 

R521

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
29
پسندها
34
امتیازها
40
  • #3,065
قشنگ‌ترین رمانی که خوندین چی بوده؟
خ**یا*نت و بی‌رحمی و پسر خیلی خشن و بی‌منطق و اینجور چیزا نباشه لطفا
من خیلی رمان خوندم ولی بهتریناش:
رمان "زندگی سیگاری" و جلد دوم رمان "انتقام آبی" عالیههههه
رمان "گریه میکنم برات"
رمان "کلاهداران"
رمان "قرارنبود"
رمان "تیمارستانی ها"
رمان "همدم"
رمان "اگرچه اجبار بود"
رمان "ما شیطون نیستیم" و جلد دوم رمان "جدال مجنون وار"
رمان "دختر بد پسر بدتر"
رمان "التهاب درون"
رمان "در همسایگی گودزیلا"
رمان " جدال پر تمنا"
اینا رمانایی بودن که ارزش خوندنو داشتن و من به شخصه همشونو چند بار خوندم
 

R521

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
29
پسندها
34
امتیازها
40
  • #3,066

♣♥Roghaeih♥♣

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
45
پسندها
87
امتیازها
103
  • #3,067
سلام دوستان!
رمانی میخوام که تقریبا مثل رمان شهد گس پسره فقیر باشه:408:
 

♣♥Roghaeih♥♣

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
45
پسندها
87
امتیازها
103
  • #3,068
این درخواست رو قبلا هم گفتم ولی کسی جواب نداد
رمانی میخوام که دختره یه کاره ای باشه بعد بره روستا عاشق ارباب روستا بشه
مثل رمانای :
دکتر و ارباب ، در اغوش مهربانی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

♣♥Roghaeih♥♣

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
45
پسندها
87
امتیازها
103
  • #3,069
زروان،روزنود و سوم،اعدام یا انتقام،غریبه اشنا
نیما، یک بغل تنهایی، بچه های شیطون +دخی شیطون،پرستار مادرم، خانم پرستار
 

Rahaaaa1378

نو ورود
سطح
0
 
ارسالی‌ها
7
پسندها
12
امتیازها
33
  • #3,070
سلام یه رمان مثل رمان شهربازی میشه بهم معرفی کنید
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا