سلام
من پارسال یه رمان که خانواده پدری دختره که اسمش سایه هستش رو میزارن پرورشگاه بعد چندسال تو پرورشگاه عاشق میشه پسره هم درخواست ازدواج میده ولی شبش نگهبان پرورشگاه م**س.ت میکنه به سایه ت*جاوز میکنه بعد این اتفاق فرار میکنه ولی تصادف میکنه و بعد بهوش اومدنش پیرمرد کمکش میکنه درس ببخونه فامیلیش هم عوض میکنه بعد چند سال برا انتقام برمیگرده
سلام دوستان :)
دنبال رمانی میگردم، که در مورد دختری بود که با دوستش برای تست بازیگری میرن در صورتیکه خودش نمیخواسته تست بده، ولی اتفاقی میفته که بعد از تست دادن قبول میشه.
باباش مدیر بازنشسته س و تک فرزنده و بعد از بازی، خیلی معروف میشه.
یه مرد به اسم آرشاویر چون شبیه عشقش توی ایتالیا بوده، عاشقش میشه ولی پسره فک کنم مبتلا به پارانویا بوده چون عشق ثابقش مازوخیست بوده و در نهایت همین باعث شده که بمیره.
دختره با کمک پدر شوهرش، آرشاویرو درمان میکنه.
سلام رمان درمورد پسری فکر کنم به اسم ارتین بود که فکر کنم یه گروه سه نفره بودن با سه تا دختر آشنا میشن هر یک از افراد با اون یکی از اونا ازدواج میکنه بعد از مدتی پسره دختره رو توی کافی شاپ با یکی می بینه و تو خونه زندونیش میکنه بعد از مدتی دختره از پسره باردار میشه و اونا از هم طلاق میگیرن دختره میره خارج پیش برادرش چند سال بعد با فردی به اسم پارسا که توی این چند سال کمکش کرده بر میگرده ایران و ارتین رو می بینه بچه ارتین و دختره تو این مدت به ارتین خیلی وابسته میشه و بهش میگه عمو دختر دوباره بر میگرده خارج و ارتین هم میره دنبالش یک روز دختره سرکار بوده که برادر و زن برادرش داشتن درمورد بچه دختره و ارتین حرف میزدن ارتین میفهمه و غوغا به پا میکنی...
سلام دوستان یه رمانی بود که دوخواهر میرن تو یه روستایی اونجا یه پسره برادرخان بود یکی از خواهرا و بزور میبره تو عمارتشون که باهاش ازدواج کنه، شخصیت اصلی دختر داستان نجاتش میده، شخصیت اصلی پسره که خان روستا بوده خیلی بداخلاق بود، هرکی هرکاری میکرد باید از اون اجازه میگرفت دختر و پسره خیلی باهام لجبازی میکردن،با هم یه روز بارونی تو جنگل گیر میکنن،دختره یه ویلا کنار ویلا خان میخره.با هم میرن پیش خان روستا بالا که پسر اون خان هم که آدم بدی بوده از دختر داستان خوشش میاد کسی خونده؟ اسمش میدونین چیه؟ خواهردختر و برادر خان هم ازدواج میکنن باهم،
سلام. میشه رمانی که توش دختره ترسو باشه معرفی کنید؟
یارمانی که دختره فقیر یا به هر لحاظ دیگ ضعیف باشه و پسره حامی و پشتش باشه
ممنون میشم
فقط بگید کدومه
رمان رفتم که نا تمام بمانم . رمان نه دیگه نمیبخشم. رمان سفر به دیار عشق .رمان نزار دنیا رو دیوونه کنم. البته اینا همه شخصیت دختراش ترسو و ضعیفن ولی شخصیتای مردش یکم خشن و مستبد ولی تکیه گاه هستن. جالبن .بخونی پشیمون نمیشی. باز یادم اومد میگم
سلام خسته نباشید
دنبال یه رمانم در مورد یه زن که تو سن ۱۶سالگی ازدواج میکنه ،شوهرش پزشک ،دوتا بچه داره ، یه دختر یه پسر ،سن 30سالگی با یه پسر دوست میشه همیشه ساده پوش بوده از شوهرش جدا میشه بعد بخاطر دخترش دوباره ازدواج میکنه با شوهرش